مبارزه لری بِرد در برابر دومینیک ویلکینز



اشاره: استفاده از تاریخ شفاهی برای پرداختن به رویدادهای کوچک و بزرگ در دنیا به قدری فراگیر شده است، که گاه سازمان های بسیار بزرگ ورزشی چون انجمن ملی بسکتبال آمریکا (ان بی ای) نیز به سراغش می روند. گزارشی که در پی می آید استفاده از تاریخ شفاهی برای حفظ خاطره یک مسابقه بسکتبال، ورزش مورد علاقه مردم آمریکاست. این گزارش می تواند نمونه خوبی باشد برای پرداختن به موارد مشابه در تاریخ ورزش کشورمان؛ برای مثال تاریخ شفاهی مسابقه فوتبال ایران و استرالیا در دور مقدماتی جام جهانی سال 1998 میلادی.

***


سایت انجمن ملی بسکتبال آمریکا NBA: National Basketball Association تاریخ شفاهی بازی مشهور تیم‌های بوستون سلتیکس (Boston Celtics) و آتلانتا هاوکس (Atlanta Hawks) را در بیست و پنجمین سالگرد آن منتشر کرد.

سایت NBA تاریخ شفاهی بازی افسانه‌‌ای شماره 7 بین لری بِرد (Larry Bird) و دومینک ویلکینز(Dominique Wilkins) در مسابقه حذفی سال 1988 را در روز چهارشنبه مصادف با بیست و پنجمین سالگرد این بازی منتشر کرد.

این بازی پس از این همه سال همچنان به خاطر بازی اسطوره‌ای کوارتر چهارم از سوی بِرد و ویلکینز پرآوازه است. بِرد در این بازی 34 امتیاز کسب کرد که 20 امتیاز آن مربوط به کوارتر چهارم بود. تیم بوستون به کمک بِرد توانست در برابر تیم آتلانتا که به سختی تلاش می کرد، مقاومت کند و نتیجه 118 بر 116 را به نفع خود رقم بزند.

در پایان دوره ویلکینز 47 امتیاز به دست آورده بود، اما تنها به خاطر 14 امتیاز از صحنه کنار گذاشته شد (که با توجه به بازی برجسته او غیرمنصفانه به نظر می‌رسد).

بازیکنان، گزارشگران، مربیان و مدیران رسانه‌ای آن قدر از این بازی صحبت و آن را تکرار کرده اند که قطعاً خواندن تمام این بخش های این تاریخ شفاهی برای علاقمندان جذاب خواهد بود. برخی از نکات برجسته آن در ادامه آمده است. از جمله بخش‌های بسیار جالبی در مورد داک ریورز(Doc Rivers)، که در آن زمان برای تیم هاوکس بازی می‌کرد اما به یک سرمربی کاملاً موفق برای تیم سلتیکس تبدیل شد.

  • به گفته بازیکن آن زمان تیم هاوکس، اسکات هستینگز(Scott Hastings)، زمانی برخی بازیکنان که ریورز نیز جزو آنها بود، لباس مردی را که پیراهن سلتیکس را پوشیده بود داخل یک بار آتش زدند. البته این داستان به توضیح بیشتری نیاز دارد، چرا که آتش زدن پیراهن یک نفر بدون اجازه او خیلی هم قانونی نیست.
    هستینگز گفت: یک بار که به آن رستوران رفته بودیم، من، ریورز و هم ‌تیمی‌امان تِری رولینز(Tree Rollins) با فردی روبرو شدیم که پیراهن سلتیکس را پوشیده بود و می گفت که اگر آتلانتا توانست بوستون را شکست بدهد می‌توانند پیراهنش را آتش بزنند. بنابراین پس از اینکه طی یک بازی عادی در برابر سلتیکس به پیروزی رسیدیم. ما سه بازیکن هاوکس، مستقیم به آن رستوران رفتیم یک شیشه نوشیدنی سفارش دادیم، پیراهن آن مرد را درآوردیم، مقداری ماده سوختنی روی آن ریختیم و درست وسط بار آن را آتش زدیم.
    تصور اینکه ریورز از سلتیکس متنفر باشد عجیب است، اما باور می کنید این آخرین باری نبود که او وسوسه شد پیراهن تیم بوستون را آتش بزند. با این همه او مربیگری مارک بلونت(Mark Blount) را برعهده گرفت.
  • دلیل دیگری که طرفداران بوستون عجیب (یا دیوانه یا به طور دیوانه‌واری عجیب) به نظر می رسند این است که وقتی پرواز تیم‌ هاوکس برای بازی هفتم به زمین نشست، البته پس از آنکه شانس پایان دادن به این مجموعه بازی‌ها را در بازی ششم داشت، ریورز باید در فرودگاه منتظر چمدان‌های خود می‌شد. او گفت در مدتی که منتظر بودم زنی که حدوداً 80 ساله به نظر می‌رسید نگاهی به من کرد و پرسید: «هی ریورز فکرش را هم نمی‌کردی اینجا باشی، نه؟»
  • روز بازی هفتم چیزهای عجیب دیگری هم برای تیم هاوکس اتفاق افتاد. ریورز گفت: اول اینکه با وجود سفارشی که داده بودیم در هتل، سرویس اتاق به هیچ یک از بازیکنان داده نشد. من موقع رفتن به محل بازی در اتوبوس مقداری چیپس خوردم. همه ما تقلا می‌کردیم چیزی برای خوردن گیر بیاوریم.
  • ریورز اضافه کرد در رختکن تیم آتلانتا واقع در ورزشگاه قدیمی بوستون گاردن(Boston Garden) حتی یک تخته سیاه هم نبود. مربی مایک فراتلو(Mike Fratello) که از این موضوع ناراضی بود، از این بی‌عدالتی در راهرو فریاد می‌کشید.
    البته تیم‌ هاوکس در هر اتفاق عجیبی رد اورباچ(Red Auerbach) رئیس وقت تیم سلتیکس را مقصر می دانست.
    استیو هولمن(Steve Holman)، گزارشگر رادیویی تیم هاوکس که بازی را به طور هم زمان گزارش می کرد، گفت: رقیب نهایی رد اورباچ بود.

    بعضی وقت‌ها تخته سیاه آنجا داخل رختکن بود ولی گچ نبود و بعضی وقت‌ها گچ بود ولی تخته نبود. اینها همه چیزهای کوچکی بود. به یاد دارم که یک بار بلیت اتوبوس خریدیم. اتوبوس در جاده استروو(Storrow Drive) کنار کشید و ایستاد. گفته می‌شد این یکی از کارهایی بود که آنها همیشه برای دیر رسیدن تیم حریف به ورزشگاه انجام می‌دادند. بعضی اوقات راننده اتوبوس وانمود می‌کرد گم شده است و در مسیر رسیدن به ورزشگاه گاردن در نورث اند (North End) اشتباهی پیچیده است.
  • ویلکینز زمانی را به خاطر دارد که بِرد تصمیم گرفت کار را تمام کند. آدم‌های عادی نمی‌توانند به صورت ناگهانی تصمیم بگیرند که پرتاب‌های زیادی را بدون فاصله و پشت سر هم بیندازند، اما ویلکینز اعتقاد دارد که بِرد می‌توانست و گرفتار شدن بین دو نفر از بازیکنان هاوکس، به او برای انجام این کار انگیزه داد.

    به یاد داشته باشید که بِرد در سه کوارتر اول تنها 14 امتیاز کسب کرده بود. سلتیکس در حالی وارد کوارتر چهارم شد که 82 ـ 84 پیش افتاده بود و او به نسبت آرام بود. وقتی ویلکینز حرف هم تیمی‌اش کوین ویلیس(Kevin Willis)را که می گفت «آی مرد، نگذار آن توپ متحرک امتیاز دیگری بگیرد» شنید، ناگهان هراس یک انفجار قریب‌الوقوع او را فرا گرفت.

    ویلکینز گفت: «همان کاری را می‌کنم که تو می‌کنی، یکباره چشم‌های بِرد تا این اندازه بزرگ شد. فهمیدم که شروع شده، این حرف او را هوشیار کرده. از اینجا بود که باران شوت‌های آزاد شروع شد.»

    بِرد 20 امتیازی را که درکوارتر چهارم کسب کرد و ویلیس آن را ذکر نکرد کم اهمیت جلوه می دهد.
    اسطوره سلتیکس گفت: من در کوارتر چهارم تصمیم گرفتم کار را تمام کنم. کمی بازی کردم، چند تا شوت هم انداختم. اما این شوت‌ها و بازی‌ها آنقدر جذاب بود که مردم پس از 25 سال آن را با تمام جزئیات به یاد داشته باشند و اما او خود از بیان آن سر باز می زند.

    بله درآن لحظه گیج شده بودیم. دنی آینگ(Danny Ainge) که برای تیم سلتیکس بازی می کرد بازی را به یاد ریورز آورد. ریورز گفت: در طول یکی از دوره های اخیر بازی‌های حذفی بین سلتیکس و هاوکس، آینگ تقریباً تابلوی امتیازات را از جا کند. این اصلاً برای ریورز که در این باخت 16 امتیاز کسب کرده بود و 18 پاس گل داده بود (اما خود می‌گوید که خوب بازی نکرده است و به جای تلاش هایش به اشتباهاتش توجه دارد) بد نبود.
    احتمالاً آینگ هنوز تابلوی امتیازات را به ریورز نشان نداده بود تا آمار شگفت‌آور امتیازاتش را ببیند.

    اینگ گفت: همیشه وقتی می‌توانی به پشت سر نگاه کنی و بازی را ببری، جالب است. بهترین بخش بردن یک مسابقه بخش لاف‌زنی در مورد آن است.
  • خوب، منظورم را فهمیدید. می‌دانم که قبلاً گفتم بِرد کار خود را کم اهمیت جلوه می‌دهد. و این درست است. اما او جمله دیگری را هم بیان کرد که همراهی با این لا‌ف‌زنی ها بود.
    بِرد گفت: بعد از بازی خودم این را حس کردم که بهترین بازی‌ام را انجام داده بودم. به خودم گفتم چه خوب بازی می کنم.


    برای دستیابی به متن کامل این تاریخ شفاهی، که اگر تا اینجا آمده‌اید حتماً خواهان آن هستید، به سایت NBA.com مراجعه کنید.

نوشته: جی کینگ Jay King
از سایت Mass Live
ترجمه: اصغر ابوترابی



 
تعداد بازدید: 3843


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (8 + 2) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.