دلنوشته همکاران
«خنجرِ خاطره خط میاندازد روی همه چیز زندگی»
03 دی 1399
سه شنبه؛ چرا تلخ و بی حوصله؟
اتاق ۳۱۹ طبقه سوم حوزه هنری خیابان سمیه پذیرای رفت و آمدها و نشست و خاستهای همکاران سختکوش و دلسوز مرکز مطالعات بوده است.
این اتاق، «وامدار خاطرات» احد گودرزیانی و مهدی خانبانپور متعهد، خوشرو و صبوری بود که بیادعا به کار مشغول بودند.
تا نگاه میکنی وقت رفتن است ...
آغاز زمستان 1398، برای یلدای دختران «احد» دلگرفته و بغضآلود بودیم و زمستان 1399، برای شبهای طولانی پسر «مهدی».
«طائران گلشن قدسی» که در دل قاب نشستند و در قاب دلهایمان جاودانه شدند؛ عزیزانی که در پاییز جا ماندند و راز اتاق ۳۱۹ و پاییزهای ممتد دفتر ادبیات را برای همیشه با خود بردند که «درد فراق نه آن میکند که بتوان گفت».
بسیار شنیدهام که آسیاب به نوبت است؛ اما این نوبت را فقط «اوست» که میداند. نمیدانم یلدای فرزندانمان کی میرسد و چقدر مجال برای هر کدام از ما باقی است، اما آرزو میکنم تا آن زمان و مکان فرصت یابیم برای بهتر بودن و امیدوار باشیم تا خنجر خاطره«هایمان» خط خوشی بر زندگی و کارمان اندازد.
اتاق ۳۳۱/ زمستان 1399/ نسرین خالدی
تعداد بازدید: 6373
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/13
پیش از ارزیابی روایت، باید احتمال سوگیری راوی سنجیده شود؛ زیرا پشیمانی از مدیریت گذشته، فراموشی، تغییر جایگاه اجتماعی یا میل به اثبات خود میتواند روایت را جهتدار کند. برای جلوگیری از تحریف، روایت باید مدیریت شود. راهکارها: ایجاد اطمینان خاطر درباره تصمیمهای زمان واقعه، اصلاح خطاهای حافظه با گفتوگو و اطلاعات درست، یادآوری منزلت گذشته به فردی که اکنون جایگاه بالاتری دارد، توضیح بیطرفی کار برای کسی که جایگاهش کاهش یافته است...





