خاطرات سعید فخرزاده
حجتالاسلام سعید فخرزاده، پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی و «مدیر دفتر تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی»، مهمان صد و هشتادمین برنامه شب خاطره(اسفند 1387) بود. او درباره دشواری گرفتن خاطره از رزمندگان و گمنام ماندن آنها خاطره گفت. او گفت: برخی هم نشانی افرادی را میدادند که گاهی فرصت نمیشد خاطرات آنها را بگیریم و گاهی هم با دشواری خاطره میگرفتیم. این روایت را ببینیم.خاطرات آیتالله جمی از تخریب آبادان
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
جمعه است. روز قبل، شهر را به شدت با کاتیوشا کوبیدهاند. مخصوصاً بیمارستان زیر آتش بود و داروخانه بیمارستان طعمه آتش شده دواها همه دوروبر و پشت بیمارستان صعود کرده بدیهی است که یک نوع دلهرگی و نگرانی برای برگزاری نماز هست؛ اما چه توانی کرد که در تمام آبادان نقطه امنی وجود ندارد که از گلولههای توپ و خمپاره در امان باشد. یا باید نماز را به کلی ترک کرد و یا متوکلاً علیالله با رعایت مسائل امنیتی، در حد امکان به اقامه این سنت الهی ادامه داد.تاریخ شفاهی دفاع مقدس به روایت احمد فتوحی
بسیج در لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع)
فریدون حیدری مُلکمیان
پس از صفحات عنوان، فیپا و شناسنامه (که با هم در یک صفحه آمدهاند) و فهرست جامع کتاب، پیشگفتار مرکز اسناد و تحقیقات و مقدمۀ مصاحبهکننده و تدوینگر کتاب قرار دارد. در ادامه، هجده جلسه گفتوگو با احمد فتوحی هجده فصلِ متنِ این روایت را تشکیل میدهد که راوی خاطراتش از جنگ را در آن بازمیگوید. بعد از آن، بخش تصاویر عمدتاً رنگی و بعضاً سیاه و سفید با کیفیت مطلوب میآید (ضمن اینکه در جایجای متن نیز به اقتضای مطلب و موضوع آن، عکسهای قابل توجه و چشمگیری گنجانده شده) و آخرین صفحات نیز مطابق معمول به نمایه اختصاص دارد.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-12
مرتضی سرهنگی
…او دوباره تکرار کرد: «هیچ ترسی نداشته باشید. شما برادران ما هستید.» دلگرم به آن سپاهی گفتم: »من پزشک هستم، زخمیهای ما احتیاج شدید به مواظبت و مداوا دارند.» سپاهی گفت: «شما زخمیهایتان را مداوا کنید.» گفتم: «دارو و وسایل لازم کم داریم و باید از انبار مخصوص بیاورم.» به اتفاق آن سپاهی و چند تن دیگر از افراد که جراحات سطحی داشتند از چادر بیرون آمدیم و به طرف انبار داروها رفتیم. هر چه لازم بود همراه آوردم. هنگام برداشتن دارو از انبار به آن سپاهی گفتم اجازه بدهید لباسها و لوازم شخصی خودم را هم بردارم. جوانک گفت: «شما آزادید هر کاری که میخواهید انجام دهید و هر چه لازم دارید از انبار بردارید.»اخبار تاریخ شفاهی مرداد 1401
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از مرداد 1401 را میخوانید.سیصدوسیوپنجمین برنامه شب خاطره -2
مدافعان سلامت
تنظیم: سپیده خلوصیان
راوی دوم آقای علیرضا مرادی بود که درباره خاطراتش از روزهای کرونایی در بیمارستان بقیهالله گفت: من کارشناس پرستاری و پرفیوژنیست قلب هستم و در زمان کرونا، بهخصوص در پیکهای اول تا سوم، در بخش مراقبتهای ویژه کرونایی مشغول به خدمت بودم. از آن بخش خاطرات متفاوتی در ذهن داریم که شاید تلخ یا شیرین باشند؛ اما قطعاً خواسته و تقاضای تمام همکاران و هملباسان بنده از خدا، این است که دیگر این روزها تجربه نشوند.خاطرات فریبرز خوبنژاد
فریبرز خوبنژاد، از آزادگان دوران دفاع مقدس، مهمان صد و شصت و سومین برنامه شب خاطره(شهریور 1386) بود. او درباره تأثیر جمله صدام که از رادیو عراق در دوران اسارت، پخش شد خاطره گفت. او گفت: یک روز صبح از بلندگوها صدای صدام آمد و افرادی که بلد بودند آن را ترجمه کردند. آن جمله این بود: «امروز به هر چه میخواستید رسیدهاید.» این روایت را ببینیم.مروری اجمالی بر کتاب «مجموعه مقالات سومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس»
تبیین علمی وقایع و رخدادهای دوران دفاع مقدس
فریدون حیدری مُلکمیان
معمول است که اغلب و شاید همۀ کتابهای منتشر شده در زمینۀ تاریخ شفاهی توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، واجد تصویری تأملبرانگیز روی جلد و احیاناً مطلبی برگزیده برای پشت جلد در راستای مفاد و مفاهیمی بوده که در هر اثر از این سریِ مکتوبِ تاریخ شفاهی مورد بحث قرار میگیرد. «مجموعه مقالات سومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس» هم که نشان پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) نیز روی جلد آن نقش بسته، از این قاعده مستثنا نیست؛ اگرچه در این کتاب، مسائل به شکل کلیتر و از زوایای مختلف طرح میشود.برشی از یادداشتهای روزانه جنگ؛ آیتالله جمی
نمیدانم شاید بیش از چهار ماه باشد که موفق نشدهام به جبههها سر بزنم و امروز عازم این کارم. ساعت قریب 9 صبح برادر جوادی با دو نفر دیگر از برادران سپاه با جیپ لندرور آمدند. به اتفاق فرزندم مهدی و یکی از برادران پاسدار محافظم، برادر گلستانی و برادران جوادی و دو نفر دیگر به طرف جبهه فیاضی حرکت کردیم. ساعت 15/11 بعد از دیدن این جبهه به منزل برگشتیم. اما چه دیدهام و چگونه است وضع این جبهه و کارها که برادران کردهاند. افسوس که این هنر را ندارم که بتوانم مشاهدات [خود را]، آنطور که حس کردم، ترسیم نمایم.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-11
مرتضی سرهنگی
حمله رزمندگان شما آغاز شده بود و افراد ارتش ما تلفات قابل توجهی را متحمل شده بودند و ناچار دست به عقبنشینی زده و عده زیادی ههم به اسارت در آمده بودند. سربازان دلیر قادسیه صدام آنقدر عقبنشینی کرده بودند و رزمندگان شما آنقدر جلو آمده بودند که چادر بزرگ بهداری در برد سلاحهای سنگین و سبک شما قرار گرفته بود. داخل چادر بزرگ بهداری مملو از افراد مجروح و زخمی بود. همه هراسان بودند و نمیدانستند چکار کنند. وقتی که چند تن از مجروحان تازه خبر آوردند که در محاصره هستیم، با شنیدن این خبر، دلم آرام گرفت، اما تلاطم چشمگیری بین مجروحین و کادر پزشکی افتاد و هر کدام میخواستند از هر طرف که میتوانند بگریزند....
100
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






