خاطرات علی میلان
علی میلان، خلبان دوران دفاع مقدس، مهمان صدوهشتادوسومین برنامه شب خاطره(تیر 1388) بود.او درباره اسکورت شهید صیاد شیرازی و رفتن به پادگان خاطره گفت. او گفت زیر هلیکوپتر را زدند و سیستم هیدورلیک از کار افتاده بود.... این روایت را ببینیم.خاطرات حسن مولایی
صد نفر، صدها نفر، هزاران
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
بوی گوشت پخته میآمد. آسفالت خیابان زیر آفتاب تف خورده بود و کنار حولههای سفید، سیاهتر از همیشه به نظر میرسید. کف پایم را جمع کرده بودم و آهسته روی زمین میگذاشتم. فکر میکردم از کوچه چادر مصریها بیرون بزنم، میتوانم خیابان 204 را تند تند برگردم عقب و خودم را به چادرمان برسانم. کف زمین پر از بطریهای آب پرس شده بود. انگار ماشین از رویشان رد شده باشد یا چند نفر رویشان افتاده باشند. از بالای خیابان، درست همانجا که با ماشین و گاردهای فلزی مسیر را بسته بودند؛ آب شره کرده بود تا پایین از بین اجساد شهدا و بطریهای آب، راهش را باز کرده بود و همچنان روان بود.سیصدوسیوچهارمین برنامه شب خاطره -1
تنظیم: سپیده خلوصیان
سعادتی شد که پس از حدود 33 یا 34 سال، برادران همرزم و همبند خود را دیدم و خاطرات دوران اسارت برایم زنده شد. آقای احمد حیدری که قرآن تلاوت میکرد، من ناخودآگاه به فروردین1367 رفتم. ما با او در ارتفاعات شاخ شمیران در مریوان و در عملیات بیتالمقدس5 اسیر شدیم. پس از دو یا سه روز که از اسارت ما گذشت، زمانیکه من او را در سلیمانیه دیدم با هم صحبت کردیم و فهمیدیم همشهری و هر دو اهل بروجرد هستیم. اسارت ما از آن زمان آغاز شد.نگاهی به کتاب «سکاندار»
خاطرات محمدرضا حسنی
فریدون حیدری مُلکمیان
بهمن 1363 دیگر طاقتش طاق شده بود. خود را به آب و آتش میزد تا اعزامش کنند، اما به خاطر همان سن کم نمی شد. تصمیم گرفت هرطور شده حتی بدون اجازۀ والدین و مدیران کارخانه، به صورت قاچاقی، خود را به جبهه برساند. تا اینکه در پایگاه بسیج کارخانه وقتی شور و اشتیاقش را برای رفتن دیدند، به او گفتند: «تو در پشت خط توانایی ارائۀ خدمات را داری و به نسبت سن و سالی که داری میتوانی کار خدماتی بکنی. میتوانی از طریق ستاد پشتیبانی جنگ و جهاد سازندگی به جبهه اعزام شوی...»اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-2
مرتضی سرهنگی
نظامیان کادر عراقی که وفادار به صدام حسین بودند وادار شدند که بیندیشند و پی به ماهیت این جنگ ببرند و در نهایت خود را در دام حزب بعث گرفتار ببینند ـ ضمن این که تماس نظامیان وظیفه و احتیاط که اغلب از ذهن روشنتری برخوردار بودند در کماثر کردن تبلیغات گوبلزی صدام حسین نمیتوانست بیتأثیر باشد. همانطور که میدانید بعد از شروع جنگ، صدام حسین دیگر نتوانست با ترفندهای تبلیغاتی و روانی محبوبیت کاذبی را که در ارتش و حتی در میان عدهای از مردم عراق به دست آورده بود حفظ و یا آن را تقویت کند.مروری اجمالی بر کتاب «دستنامۀ تاریخ شفاهی»
یک بررسی تازه از مسیر پرپیچوخم تاریخ شفاهی
فریدون حیدری مُلکمیان
پیش از هرچیز، شاید اشاره به این نکته ضروری باشد که اینبار معرفی کتاب در زمینۀ تاریخ شفاهی قدری با روال معمول متفاوت است. زیرا در سایت تاریخ شفاهی قاعده بر این بوده و هست که هر بار کتابی از سری خاطرات و سرگذشتنامه مرتبط با جنگ و دفاع مقدس انتخاب و در اینجا معرفی شود. اما ایندفعه استثنائاً مجموعه مقالاتی برای معرفی برگزیده شده که دربارۀ تاریخ شفاهی بوده و هریک از این مقالات توسط نویسندهای که متخصص در زمینۀ خاصی از مباحث مربوط به تاریخ شفاهی است، نگاشته شده.اهمیت و کارکرد تاریخ شفاهی در مستندسازی دانش و تاریخ سازمانی - 4
تنظیم: سپیده خلوصیان
به نظرم تاریخ شفاهی هم مانند برخی چیزهای دیگر در ایران کمی دچار آفتهایی شده یا حداقل دارد میشود و فکر میکنم که متخصصان و متولیان حوزه تاریخ شفاهی باید مراقبت کنند، رصد کنند و هشدار دهند. خروجی بسیاری از آنچه که اکنون به عنوان تاریخ شفاهی عنوان میشود تاریخ نیست. یعنی یک مجموعه خاطرات است که آمدهاند با یک عنوان تاریخ شفاهی و چند مصاحبه و حتی گاهی یک مصاحبه با یک نفر، منتشر کردهاند.خاطرات مهدی چمران
مهدی چمران، جانشین فرمانده ستاد جنگهای نامنظم و برادر شهید دکتر مصطفی چمران، مهمان صدوهشتادوسومین برنامه شب خاطره(تیر 1388) بود. او درباره شب تاسوعای حسینی و زخمی شدن اما اسیر نشدن برادرش خاطره گفت. این روایت را ببینیم.خاطرات حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدجواد پیشوایی
یادی از حج خونین 1366
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
چشم باز کردم دیدم در کنار کشتهها و زخمیها روی زمین افتادهام و شب شده و تقریباً نسیم خنکی میوزد خوشحال شدم که زندهام از جا بلند شدم مشاهده کردم عمامه به سر ندارم. پا برهنه هستم. فقط یک پیراهن عربی و همیان پول همراهم هست. دیدم شرطهها و مأمورین پلیس حتی بعضی از لباس شخصیها چوبهای بلند به دست دارند و مردم و ایرانیها را میزنند. به سرعت حرکت کردم تا وارد منزلی که قافله فلسطینیها آنجا ساکن بودند بروم چون آنها ایرانیها را پناه میدادند و نزدیک میدان معابد بود یکی از آن مأمورین با چوبدستی خود محکم به سرم زد...اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-1
مرتضی سرهنگی
الفضل ما شهدت به الاعداء. خیلی مایلم به خواننده کتاب بگویم مصاحبههایی که در آن آمده چگونه تهیه شده است. حدود دو سال پیش، در یک بعدازظهر پاییزی در حضور سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی جلسهای برقرار بود. بحث اصلی این جلسه، نقش مطبوعات بهویژه روزنامه جمهوری اسلامی در بیان و تثبیت ارزشهای معنوی و حماسی جنگ بود. مسائل متعددی از طرف مسئولین بخشهای مختلف روزنامه مطرح و به بحث گذاشته شد که از جمله پیشنهاد تهیه این سلسله مصاحبهها بود....
105
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






