گفت‌وگو با امیر سرتیپ فرض‌الله شاهین راد

مرد آهنین

گفت‌وگو: زهرا ابوعلی

قرار ما ساعت هفت بعدازظهر یکی از روزهای گرم تابستان بود. ده دقیقه به هفت به درِ منزلشان رسیدم، اما می‌دانستم کار با ارتشی‌ها اصول و قواعد خاص خود را دارد. یکی از آن موارد وقت‌شناسی است. طول و عرض کوچه را چند بار بالا پایین رفتم، تا این مرد آهنین را در منزلش ملاقات کنم. وقتی او را از دور در همایش‌های ارتش می‌دیدم حس صلابت در سکنات و رفتارش نمایان بود. سرِ ساعت هفت، زنگ خانه را زدم. با استقبال گرم امیر و همسر بزرگوارشان مواجه شدم.

چهارمین نشست مجازی تاریخ شفاهی ایران

تاریخ شفاهی ایران در فراسوی مرزها - 1

تنظیم: سپیده خلوصیان

در چهارمین نشست از مجموعه نشست‌های تاریخ شفاهی در ایران که در تاریخ شنبه ۱۱ دی 1400 انجام شد، دکتر ابوالفضل حسن‌آبادی، دکتر مرتضی رسولی‌پور و دکتر ابوالحسنی با اجرای خانم زهرا مصفا به بحث نشستند. در این جلسه که در تالار تاریخگر کلاب هوس تشکیل شد، درباره «تاریخ شفاهی ایران در فراسوی مرزها» گفت‌وگو شد. مجری در ابتدا طی مقدمه کوتاهی گفت: موضوع این نشست، تاریخ شفاهی ایران در فراسوی مرزها است که توسط اساتید و میهمانان به آن پرداخته خواهد شد.

مروری اجمالی بر کتاب «جُولِه»

خاطرات سرهنگ پاسدار علی فرمانی

فریدون حیدری مُلک‌میان

طرح روی جلد «جُولِه» سادگی منحصربه‌فردی دارد؛ عنوان خون‌رنگ کتاب بر زمینه‌ای سیاه و سفید در ترکیبی از طراحی و عکس، به‌خوبی باعث جلب توجه می‌شود. علاوه بر این، صفحه‌بندی زیبای کتاب نیز شایستۀ تحسین است. بعد از صفحۀ عنوان، فهرستی از بخش‌های متعدد کتاب (مشتمل بر76 بخش) درج شده و بعد از آن، مقدمۀ کوتاه نویسنده جای گرفته. در ادامه، متن خاطرات به شیوۀ اول شخص مفرد و به روایت سرهنگ پاسدار علی فرمانی می‌آید. پایان کتاب به تصاویر سیاه و سفید با کیفیت مقبول و صفحۀ آخر نیز به معرفی چندخطی از نویسنده و آثار چاپ شده‌اش اختصاص دارد.

مهران، شهر آینه‌ها – 25

خسرو محسنی

بعد از رسیدن به خط، در روی یکی از ارتفاعاتی که نزدیک عراقیها بود و نیروهای ارتش روی آن مستقر بودند، یک دوشکا کار گذاشتیم؛ اما با هزاران مکافات. با ماشین، به طرف آن ارتفاع رفتیم. جاده پایین ارتفاع، در تیررس تیرهای کلاش عراقیها بود و امکان نداشت ماشین به آن طرف برود. با قدرت خدا و توکل به او،‌ از زیر رگبار تیر و گلوله‌های آرپی‌جی عراقیها، به ارتفاع رسیدیم. نیروهای ارتش به استقبال ما آمدند و مرا در آغوش گرفتند. فرمانده آنها که یک ستوان یک بود، جلو آمد. با هم رفتیم بالای ارتفاع و جای استقرار دوشکا را مشخص کردیم.

خاطرات رسول ملاقلی‌پور ‎

رسول ملاقلی‎پور (۱۷ شهریور ۱۳۳۴ - ۱۵ اسفند ۱۳۸۵)، کارگردان سینما، مهمان صدوچهل‌وچهارمین برنامه شب خاطره (آذر 1384) بود. او درباره ماجرای تیراندازی عراقی‌ها به خاکریز و پناه گرفتنش در یک سنگر خاطره گفت.

خاطرات ستوان دوم مرحوم نجاتعلی اسکندری

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

در زمستان سال 1358، یک سال بعد از پیروزی انقلاب، به فرماندهی نیروی زمینی احضار شدیم. لباس نظامی پوشیدیم و به لویزان رفتیم. گردان ما را به سوله بزرگی هدایت کردند. اوج سرمای زمستان بود و برف سنگینی هم باریده بود. کمی که گذشت، صدای توقف یک خودرو بیرون سوله به گوش رسید و چند نفر کوتاه و بلند از در سوله وارد شدند. با تعجب دیدیم شیخ صادق خلخالی به همراه دو محافظ وارد شد و مقابل صفوف ما ایستاد. فرمانده گردان‌مان هم کنار این جمع ضدانقلاب سر برداشته و چه کارهایی می‌کند. جوانان رشید این آب و خاک رو سر می‌برند، پوست می‌کنند و به دستور اجنبی سعی در تجزیه خاک ایران دارند. مأموریت شما اینه که به کردستان برید و کومله و دموکرات را سرکوب کنید...»

نشست مجازی تاریخ شفاهی ایران

ضرورت‌های تئوری‌پردازی در تاریخ شفاهی ایران - 4

تنظیم: سپیده خلوصیان

ما هیچ‌گاه داده نعل‌به‌نعل نداریم ولی باید سعی کنیم نزدیک به آن باشد. چون من باورم این است که مهم‌ترین کار تاریخ شفاهی، انجام دادن، درست انجام دادن و گردآوری اطلاعات است. اکنون اگر راجع‌به این موارد بحث نظری کنیم بزرگترین خدمت را کرده‌ایم و اگر به سمت نظریه‌های کلان برویم، تاریخ شفاهی را شهید و از کارآمدی خود خارج کرده‌ایم. ما باید بتوانیم در این وضعیت، آن بخش‌های ناشنیده که در بحث‌های رسمی نیست و امکان ثبت و ضبط ندارد و در افراد محفوظ است و راوی زنده آن ممکن است از دست برود را ثبت کنیم؛ چراکه اگر در همین حد هم باشد کار خودمان را انجام داده‌ایم.

معرفی کتاب «تو باید زنده بمانی»

فریدون حیدری مُلک‌میان

اوایل اسفند 1366 به بهانۀ دیگری متوسل می‌شود: به اتفاق یکی از دوستانش تصمیم می‌گیرند سری به بروبچه‌های جبهه در مناطق عملیاتی حلبچه بزنند. زمانی که می‌رسند، روز قبلش صدام شهرها و روستاهای حلبچه را بمباران کرده بود. وقتی وارد شهر قدیمی و مخروبه حلبچه شدند، مردم با کمک نیروهای نظامی در حال جمع‌آوری جنازه‌ها بودند تا توی وانت‌ها و کامیون‌ها بگذارند و به سمت قبرستان ببرند... آن روز یکی از بدترین روزهای زندگی‌اش بود که هرگز تلخی‌اش را فراموش نکرد.

مهران، شهر آینه‌ها – 24

خسرو محسنی

ساعت 3 بود که می‌خواستم به عقب برگردم تا برای نیروهای واحدمان، مهمات و لوازم تدارکاتی بیاورم. وقتی به کنار ماشین آمدم، دیدم ماشین با ترکش شده است آبکش؛ سوراخ سوراخ. نگاهی به موتورش انداختم؛ سالم بود فقط رادیاتور از وسط سوراخ شده بود. ناچار نشستم پشت رل و حرکت کردم. به خاطر اینکه ماشین داغ نکند، یک گالن آب هم همراه خودم برداشتم. در زیر گلوله خمپاره‌های عراقی که مرتب جاده را زیر آتش داشتند، مجبور بودم هر 500 متر یک بار بایستم و مقداری آب در رادیاتور بریزم. یک ساعت طول کشید تا به قرارگاه رسیدم.

اخبار تاریخ شفاهی بهمن 1400

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از بهمن 1400 را می‌خوانید. ◄ سومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و کتابخانه ملی ایران به همراه رونمایی از کتاب‌های اسنادی و تاریخ شفاهی دفاع مقدس در روزهای نهم و دهم بهمن برگزار ‌شد.
...
112
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود