خاطرات حسین مظفر

حسین مظفر، از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو هیأت علمی (بازنشسته) دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی است. در دوران انقلاب، به دلیل تحت تعقیب قرار گرفتن توسط ساواک، تحصیل در دانشگاه شهید باهنر کرمان را رها کرده و متواری می‌شود. بعد از شروع جنگ ایران و عراق، وی و سایر اعضای خانواده وی، حضور فعالی در جبهه جنگ داشته‌اند. حسین مظفر، مهمان ویژه برنامه شب خاطره در حضور مقام معظم رهبری بود. او درباره عملیات کربلای 5 در شلمچه، سنگرهای گردان حمزه و شهادت یک نوجوان خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

سیصدوسی‌ودومین برنامه شب خاطره - 3

تنظیم: سپیده خلوصیان

راوی سوم برنامه، سرهنگ سیداحمد کیا، سرهنگ کنترل شکاری بود که در طول هشت سال دفاع مقدس در عملیات‌های متعددی شرکت کرده بود. او در سال ۱۳۶۰ در عملیات «طریق‌القدس» در خط بستان و سوسنگرد شرکت فعال داشته و پس از آن هم در سال ۱۳۶۱ در عملیات «بیت‌المقدس» که منتج به فتح خرمشهر شد، نقش‌آفرینی کرده است. او افتخار دارد در آن دوره، در کنار امیر سرلشکر منصور ستاری باشد. سرهنگ کیا، در سال ۱۳۶۳ به دستور این شهید که در آن زمان معاون عملیات پدافند هوایی ارتش بود، به عنوان جانشین فرمانده و رئیس عملیات سایت رادار تاکتیکی جنوب غرب کشور منصوب شد.

مروری بر کتاب «سه شیفته پای کار»

خاطرات حمید کامران‌زاده

فریدون حیدری مُلک‌میان

وقتی راوی (حمید کامران‌زاده) نوجوان بود، به‌طور تمام‌وقت همراه با پدر در خواربارفروشی‌اش کار می‌کرد، اما پس از گذشت ایامی چند، احساس کرد توانش فراتر از این کار است. نمی‌خواست تنها به همان شغل پدرش محدود بماند، تا اینکه بالاخره در بیست‌ودوسالگی از شهر زادگاهش- فومن- خود را به رشت رساند و با اندک سرمایه‌ای که اندوخته بود، وارد کار بسازوبفروشی شد.

مهران، شهر آینه‌ها – 23

خسرو محسنی

اشک در چشم همه حلقه زد و بغض،‌ گلوگیرمان شد. قلب من هم ریخت و سرم سوت کشید؛ طوری که دیگر حالیم نبود که کی و کجا هستم؛ حتی متوجه بعضی از حرفهای زندی نشدم. تمام فکرم فقط مهران بود که برای دومین‌بار به دست نیروهای عراقی افتاده بود. زندگی گفت از ما خواسته شده که همین امشب، با تمام امکانات و نیرو و با گردانهای پیاده، به منطقه مهران برویم. ساعت حرکت را 12 شب تعیین کرد و می بایست تا ساعت 11 شب، نیروها را با کلیه امکانات حاضر می‌کردیم و تا با بقیه نیروهای لشکر،‌ به طرف مهران حرکت کنیم. آن موقع،‌ ساعت 9 بود و فرصت زیادی باقی نمانده بود.

سیصدوسی‌ودومین برنامه شب خاطره - 2

تنظیم: سپیده خلوصیان

راوی دوم برنامه، سرهنگ خسرو خطیب قوامی،‌ متولد بهمن1333 در محله آریانا (تقاطع خیابان جیحون و خیابان مالک اشتر) بود. مجری هنگام معرفی او گفت: ایشان در دوران کودکی دو اتفاق را به خوبی به یاد دارد: سیل سال۱۳۴۲ و همچنین قیام مردم تهران در همان سال. او تصاویر تانک‌هایی که از پادگان جی به شهر تهران سرازیر می‌شدند به یاد می‌آورد؛ چراکه منزلشان همجوار با آن پادگان بود. در آذر ۱۳۵۳ با تخصص پدافند هوایی وارد ارتش می‌شود و مجموعاً 2903 ساعت، دوره‌های تخصصی زمین به هوا را می‌گذراند.

خاطرات سید جواد میرشفیعیان

سید جواد میرشفیعیان، فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد و جانباز دوران دفاع مقدس، مهمان صد و هفتاد و پنجمین برنامه شب خاطره(مهر 1387) بود. او درباره مقاومت در نزدیکی عراقی‌ها، پر کردن بیل بلدوزر و ریختن خاک روی خاکریز و چگونگی مجروح شدنش، خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

وضعیت ایران بعد از انقلاب اسلامی در عرصه بین‌الملل

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

در وزارت خارجه هنوز نیروهای انقلابی به وظایف‌شان آشنا نبودند و اصلاً سابقه کار دیپلماتیک نداشتند. دستگاه فرهنگی وزارت ارشاد در این دوره تعطیل شده بود و رایزنی فرهنگی وجود نداشت و احساس می‌شد که در عرصه بین‌الملل کاری انجام نمی‌شود. این بود که مسئولان کشور به فکر افتادند به طرق مختلف پیام انقلاب و مسائل جنگ را به آن طرف مرزها منتقل کنند. آن زمان سازمان تبلیغات یا شورای هماهنگی تبلیغات تازه شکل گرفته بود که آقایان جنتی و حقانی جزء‌ مسئولان آن بودند.

بار انقلاب را روی دوشم بگذارید تا به مقصد برسانم

روایت مستند داستانی زندگانی فاطمه همایون‌مقدم براساس تاریخ شفاهی

جعفر گلشن روغنی

مدتی بود در جلسات آیت‌الله بهشتی شرکت می‌کرد. توی این رفت و آمدها کم‌کم سخنرانی‌های‌ خودش هم، رنگ و بوی دیگری گرفت. یک روز هم چند کتاب ممنوعه با خودش به خانه آورد که یکی از آنها رساله آیت‌الله خمینی بود. از طریق همین جلسات، فاطمه از حال آیت‌الله خمینی که به ایشان آقا می‌گفت، باخبر می‌شد و سخنرانی‌های ایشان را از نجف دنبال می‌کرد. یک روز وقتی از سخنرانی به خانه برمی‌گشت، احساس کرد چند نفر در تعقیب او هستند. بدون این‌که به روی خودش بیاورد وارد خانه شد و در را بست.

مهران، شهر آینه‌ها – 22

خسرو محسنی

با قایق به فاو رفتم. از شدت گرما، در کافه صلواتی اول شهر که برو بچه‌های «پشتیبانی جهاد ورامین» ستونش را برپا کرده بودند، ایستادم تا نفسی چاق کنم. در ایستگاه صلواتی، با بستنی، شربت، خرما و... از رزمندگان پذیرایی می‌شد. در گرمای بالای 40 درجه، سر کشیدن یک لیوان شربت آبلیموی تگری، به قول بچه‌ها مثل چسب دوقلو می‌چسبید! بعد از استراحت، با تویوتایی که زیر پایم بود، از فاو گذشتم و بعد از رد کردن جاده فاو ـ بصره، به خط لشکرمان رسیدم. به پیش بچه‌های واحدمان رفتم. از تک‌تک سنگرها بازدید کردم. بچه‌های هر سنگر، با کمپوت، آب و میوه از من پذیرایی می‌کردند.

نشست مجازی تاریخ شفاهی ایران - بخش سوم

ضرورت‌های تئوری‌پردازی در تاریخ شفاهی ایران - 3

تنظیم: سپیده خلوصیان

در دومین نشست از مجموعه نشست‌های تاریخ شفاهی ایران که در تاریخ ۲۷ آذر 1400، به صورت برخط برگزار شد، مرتضی نورائی، ابوالفضل حسن‌آبادی، حبیب‌الله اسماعیلی و فائزه توکلی با اجرای زهرا مصفا شرکت کردند. در این جلسه که در فضای مجازی تالار تاریخگر کلاب‌هوس تشکیل شد، درباره ضرورت‌های تئوری‌پردازی در تاریخ شفاهی گفت‎وگو شد که بخش سوم آن‌را با هم می‌خوانیم.
...
113
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود