خاطرات عزتالله مطهری
عزتالله شاهی یا عزتالله مطهری یا عزت شاهی از مخالفان حکومت پهلوی بود که پس از دستگیری به ۱۵ سال حبس محکوم شد و در جریان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد. او در سال ۱۳۶۳ نام خانوادگی خود را به مطهری تغییر داد. عزت شاهی، مهمان صدوهفتادونهمین برنامه شب خاطره (بهمن 1387) بود. او درباره دستگاه دروغسنج شکنجه و چگونگی کار کردن آن باتوم که به باطری ماشین وصل میکردند، خاطره گفت. این روایت را ببینیم.برشی از خاطرات محمدحسن عبدیزدانی
چگونگی سقوط پادگان تبریز
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
شب 24 بهمن که در تهران بودم شنیدم که پادگان تبریز هنوز به دست نیروهای انقلابی نیفتاده و نیروی زرهی مراغه نیز میخواهد به تبریز حمله کند که شبانه خودم را به تبریز رساندم. همان روز در تهران خبر پیچیده بود که نیروی زرهی قزوین میخواهد به تهران حمله کند. که مردم جاده را کنده بودند و تیرآهنها را به هم جوش داده بودند و راه را برای حرکت زرهپوشها بسته بودند تا نتوانند به سمت تهران بیایند. حتی در راه تبریز. ما مجبور شدیم از راههای روستایی بیاییم به تبریز.معرفی کتاب چشمان عقاب
به بهانه روز نیروی هوایی(19 بهمن)
رادمهر سهیلی
تعداد کم خلبانان، کمبود تجهیزات پروازی اعم از هواپیما، دوربین و تحریمهای تسلیحاتی، هیچگاه مانع از انجام پروازهای شناسایی نشد. خلبانان شجاع و با دانش آر. اِف-4 بارها جان خود را به خطر انداختند تا ضمن انجام موفق عملیات عکسبرداری، سالم هواپیما و عکسهای آن را به پایگاه برگردانند. این روند تا پایان جنگ ادامه داشت و با موفقیت همراه بود. البته در این راه تعدادی از این خلبانان نیز به شهادت رسیدند. در این فصل نویسنده سعی کرده با اتکا به اسناد مکتوب و همچنین گفتوگو با خلبانان و متخصصان گردان 11 شناسایی به شرح فداکاریها و نقش این یگان در عملیات مختلف در طول 8 سال دفاع مقدس بپردازد.مهران، شهر آینهها – 21
خسرو محسنی
من هنوز حالم خوب نبود. پزشکان میگفتند باید چند روز دیگر مهمان آنها باشم. آنقدر اصرار کردم تا بالاخره مرا هم مرخص کردند. من و صفینژاد را بردند سالن ورزش آزادی. در آنجا مجروحهای زیادی بودند که همگی شیمیایی شده بودند. مجروحها روی تختهای مرتبی بستری شده بودند و سالن پر از خواهران پرستار بود. هر خانمی، از یک مجروح پرستاری میکرد. در آنجا دوباره پزشکها ما را معاینه کردند. به دفتر بنیاد شهید رفتیم. به ما پول و لباس دادند و از آنجا هم با اتوبوس، ما را به ترمینال تهران رساندند.گزارش تصویری سومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس
عکسها از:
محسن رنگینکمان (خبرگزاری دفاع مقدس)
حمیدرضا حافظی (ایبنا)
محمدحسین موحدی نژاد (تسنیم)
آرشیده شاهنگی (مهر)
سیصدوسیودومین برنامه شب خاطره - 1
تنظیم: سپیده خلوصیان
سیصدوسیودومین برنامه شب خاطره، پنجشنبه 7 بهمن 1400 با حضور کادر پدافند نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تالار سوره حوزه هنری با اجرای داوود صالحی برگزار شد. در این مراسم از کتاب «انقلاب اسلامی 57» نیز با حضور خانوادههای کادر پدافند، رونمایی شد.خاطرات حسین مظفر
حسین مظفر، از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو هیأت علمی (بازنشسته) دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی است. در دوران انقلاب، به دلیل تحت تعقیب قرار گرفتن توسط ساواک، تحصیل در دانشگاه شهید باهنر کرمان را رها کرده و متواری میشود. بعد از شروع جنگ ایران و عراق، وی و سایر اعضای خانواده وی، حضور فعالی در جبهه جنگ داشتهاند. حسین مظفر، مهمان صدوهفتادونهمین برنامه شب خاطره (بهمن 1387) بود. او درباره و فرار از کرمان به تهران و ماجرای دستگیری مجددش و وفاداری و ممانعت مردم خاطره گفت. این روایت را ببینیم.نشست مجازی تاریخ شفاهی ایران
ضرورتهای تئوریپردازی در تاریخ شفاهی ایران - 2
تنظیم: سپیده خلوصیان
تدوین: سایت تاریخ شفاهی ایران
معرفی کتاب «دو انگشت روی یک ماشه»
روایت سیروس شهبازی از خاطرات جنگ
فریدون حیدری مُلکمیان
کمکم شعلههای انقلاب داشت کوچهها و خیابانهای شهرشان را روشن میکرد و سروصداها از دل همان کوچهپسکوچهها بلند میشد. دیری نگذشته بود که صفهای تظاهرات و راهپیماییها در شهر راه افتاد. آنها هم به تظاهرات پیوستند. حالا دیگر همه بیقرار و خواستار یک تغییر و تحول بزرگ بودند... تا اینکه سرانجام، روز بیست و دوم بهمن، پیروزی محقق شد و انقلاب به ثمر نشست.مهران، شهر آینهها – 20
خسرو محسنی
بچهها مرتب از عملیات سؤال میکردند. با اینکه خسته بودم، جوابشان را میدادم. در جمع بچهها، خستگی از تنم بیرون رفت. به غلامحسین کیخا گفتم: ـ این سوئیچ ماشین را بگیر و بیسیم دستی را هم با خودت بردار و برو تدارکات، آب و غذا بگیر و بعد با قایق تدارکات ببر اسکله لشکر و از آنجا ماشین را بردار و برو کنار بچهها. اگر خبری شد، به من اطلاع بده، من خودم را میرسانم. پس از خوردن شام و چای، تن خستهام را به تخت خواب سپردم. چه خواب بیدغدغهای بود! ساعت 5 صبح بیدار شدم، نمازم را خواندم و پس از زدن صبحانه، برای گرفتن باتری ـ برای بیسیمها ـ به تدارکات رفتم....
114
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






