مروری اجمالی بر کتاب «از آلاچیق تا سنگر»
خاطرات عباسعلی درگاهی
فریدون حیدری مُلکمیان
روی جلد «از آلاچیق تا سنگر» تصویر تأملبرانگیز رزمندهای نقش بسته که بیرون از سنگر در پناه خدایش سر به سجده برده و در پشت جلد کتاب، روایتی چندخطی از فتحی عظیم درج شده است: «نیروهای رزمنده با مشاهدۀ انهدام تانکهای عراقی با فریادهای اللهاکبر از خاکریز به سمت عراقیها سرازیر شدند و ساعت چهار صبح بود که با بیسیم به ما خبر دادند، پیشروی نیروهای گردان علیاکبر و گردان میثم و گردانهای دیگر که در محاصرۀ نیروهای عراقی بودند، آزاد شدند و آتش توپخانهها و تانکهای دشمن هم کمتر شد...»مهران، شهر آینهها – 13
خسرو محسنی
در فاصله 50 متریام، یک عراقی از داخل نیزار خارج شد و قصد داشت به آن طرف جاده برود. در حال دویدن، چند تیر هوایی شلیک کردم. عراقی دستهایش را بالا برد. به او رسیدم. خنده بر لب داشت. نمیدانم به زبان عربی چه میگفت. از حرفهایی که میزد، فقط «اسیر فی امان»را فهمیدم. سروکله هواپیماها دوباره پیدا شد. با علامت دست، به او فهماندم که حرکت کند؛ چون عجله داشتم و باید زودتر به بچهها میرسیدم. به او فهماندم باید همراهم بدود. شروع به دویدن کردیم. کمی که دویدیم، اسیر عراقی به نفس نفس افتاد. مجبور شدم راه بروم. کسی هم پیدا نمیشد که اسیر را تحویلش بدهم. اسیر عراقی از جیبش تعدادی عکس در آورد. یکی از آنها را نشانم داد؛ عکس بچههایش بود،رئیس کمیته اجرایی سومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس خبر داد
تغییر زمان برگزاری همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس
گفتوگو: فائزه ساسانیخواه
تاکنون 50 مقاله به دبیرخانه همایش ارسال شده و نگارش 10 مقاله تخصصی به استادان برتر کشور که موضوع پایاننامه دکتری آنها تاریخ شفاهی بوده، نیز سفارش شده است. تاریخ برگزاری همایش به دلیل استقبال علاقهمندان برای شرکت در این همایش و درخواست وقت بیشتر تغییر کرده و به تعویق افتاده است. آخرین تاریخ دریافت مقالات 30 آذر است و همایش 5 بهمن سال جاری برگزار میشود.خاطرات حسین چیتفروش
امیر سرتیپ حسین چیتفروش، خلبان نیروی هوایی ارتش، مهمان صدوبیستویکمین برنامه شب خاطره (آبان 1382) بود. او درباره شهید عباس دوران که همیشه داوطلب بود در زمان حمله نیروهای زرهی دشمن و مأموریت عدهای از خلبانان که همقسم شدند که تا آخرین لحظه دفاع کنند، خاطره گفت. این روایت را ببینیم.برشی از خاطرات دکتر صادق طباطبایی
نگرانی امام از وضع آیتالله سیدمحمدباقر صدر و تدابیر انتقال ایشان به ایران
استخراج: فائزه ساسانیخواه
شهید سیدمحمدباقر صدر نیز که از رشد مبارزات اسلامی در ایران به وجد آمده بود، پیوسته در مورد مسائل مبتلا به نهضت از ناحیه مبانی فقهی و حتی مسائل اولیه حکومت اسلامی سرگرم تدوین رسالات مختلف بود. ایشان همانطور که در جای دیگر گفتهام اصولاً نگرش حکومتی به فقه داشت و مسائل را بر اساس مصلحتهای سیال جامعه مورد دقت نظر قرار میداد. تألیفات ایشان در زمینه اصول بانکداری بدون ربا و اقتصاد اسلامی و همچنین مبانی نظری ایشان درباره جامعه و ارگانهای آن، قبلاً نشر یافته بود.معرفی کتاب «آسمان به بهشت نزدیک است»
خاطرات خلبان حسین بهزادفر
فریدون حیدری مُلکمیان
روی جلد «آسمان به بهشت نزدیک است» با استفاده از عکسی مناسب از خلبان و چینش پلکانی کلمات عنوان کتاب رو به بالا کار شده که اوج گرفتن و پرواز را تداعی میکند. کتاب، نخست با تقدیمنامۀ کوتاه خلبان حسین بهزادفر به همسرش و بعد دستخط تشکر وی از کسانی که در جمعآوری خاطرات رزمندگان و ایثارگران تلاش میکنند، شروع میشود. آنگاه مقدمۀ سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس و به دنبال آن، پیشگفتار تحقیقات اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خراسان شمالی میآید؛مهران، شهر آینهها – 12
خسرو محسنی
تعداد زیادی هواپیما مشغول بمباران اطراف ما و شهر فاو بودند. چون در موقعیت ما پدافند نبود، هواپیماها جرأت کردند که پایین بیایند و از ارتفاع کم، اطراف ما را به کالیبر ببندند. این کار در منطقهای مثل فاو که گله به گله آن پر از نیرو بود، میتوانست تلفات زیادی از ما بگیرد. پس از بمباران، هواپیماها منطقه را ترک کردند. از جایمان بلند شدیم و شروع به دویدن کردیم. ناگهان رگباری از گلوله به طرفمان آمد؛ فوراً خودمان را روی زمین پرت کردیم. تیرها در یک متری ما به زمین خورد و خاک به صورتمان میپاشید.اخبار تاریخ شفاهی آبان 1400
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از آبان 1400 را میخوانید.خاطرات رسول ملاقلیپور
زندهیاد رسول ملاقلیپور کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس سینمای جنگ، مهمان صدوچهلوچهارمین برنامه شب خاطره (آذر 1384) بود. او درباره فرار از ترکشها در مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر و ماجرای کندن زمین و برخورد دستش به مار خاطره گفت. این روایت را ببینیم.مروری بر کتاب «چادر گُلگُلی»
برگی از تاریخ شفاهی انقلاب و جنگ به روایت صدیقه اردکانی
فریدون حیدری مُلکمیان
روایت از زمانی شروع میشود که راوی (صدیقه اردکانی) از جد مادریاش و ایستادگی او در برابر رضاخان میگوید که قانونِ لباس متحدالشکل و کشف حجاب را در کشور اجرا کرده بود: «پدربزرگم، سید محمد حسینی سرابی، از خادمان مسجد گوهرشاد بود. ایشان با کارهای رضاخان مخالفت میکرد. رژیم میخواست با این قانون، روحانیان و همۀ کسانی را که لباس سنتی داشتند، خلعلباس کند. برای همۀ مردها لباس متحدالشکلی تعیین شده بود. پدربزرگم میگفت: ما لباس آباواجدادیمان را کنار نمیگذاریم که کلاه شاپو بپوشیم و اوسار به گردنمان بیندازیم.» اوسار همان افسار در لهجۀ محلی و کنایه از کراوات بود....
118
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






