خاطرات محمدباقر قالیباف
محمدباقر قالیباف، ششمین رئیس مجلس شورای اسلامی و از فرماندهان دوران دفاع مقدس، مهمان صد و هفتاد و پنجمین برنامه شب خاطره(مهر 1387) بود. او درباره رفاقت با یک افسر عراقی به نام «سعد» و تحویل او به آقای افشاری مسئول اسرای عراقی خاطره گفت و ماجرای دیدار مجدد با سعد پس از دو سال در مشهد را روایت کرد. این روایت را ببینیم.معرفی کتاب «قهرمان ناشناس»
تاریخ شفاهی آزاده جانباز خسرو آدمنژادغفور
فریدون حیدری مُلکمیان
در فصل اول کتاب «قهرمان ناشناس»، آزاده جانباز خسرو آدمنژادغفور به دوران قبل از ورودش به ارتش میپردازد. نخست ضمن معرفی خود از والدینش و باورها و اعتقادات دینی و مذهبیشان می گوید. سپس با اشاره به محلهای که در آن سکونت داشتند خاطراتی از دوران نوجوانی و جوانیاش را بازگو میکند. از آموزگاران و مدیران مدارسی که در آنها تحصیل کرده بود میگوید و اینکه بعد از اخذ دیپلم بلافاصله وارد ارتش میشود.مهران، شهر آینهها – 8
خسرو محسنی
قرار شد بعد از پاکسازی سنگرهای باقیمانده، برویم جلو. در کانالهای پر از آب و گل حرکت کردیم. به چند متری سنگرها که رسیدیم، رگباری از گلوله آمد به طرفمان. خودمان را به داخل کانال پر از آب پرت کردیم. گلولهها در نیم متری ما به لبه کانال میخوردند. ژاله سرش را بالا گرفت و محل تیراندازی را شناسایی کرد. از بالای چند نخل، به طرف ما تیراندازی میشد. هر سه به طرف نخلها تیراندازی کردیم. تیراندازی عراقیها قطع شد. بلند شدیم و به طرف یک سنگر رفتیم.سیصد و بیست و هفتمین برنامه شب خاطره - 1
تأثیر عاشورا بر روحیه رزمندگان
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
رفتیم پاسگاه فرمانده گردان و توجیه شدیم و همراه یکی از افسران گروهان خواستیم که با جیپ برگردیم. راننده هم همراه ما نبود و من ناچار شدم خودم پشت فرمان بنشینم. ستوان جعفرزاده هم کنار من بود و در عقب جیپ، نویسنده گروهان ما که سربازی بود که نامهها را از پاسگاه گردان تحویل گرفت و همراه ما آمد. حالا هوا تاریک شده بود و پشت خط پدافندی که قرار است در نیمهشب عملیاتی صورت میگرفت، باید چراغخاموش میرفتیم. ما به صورت چراغخاموش که میرفتیم دیدیم یک تویوتا از یکی از این برادرهای رزمنده چراغش را روشن کرده و نور آن در چشمم افتاد.اخبار تاریخ شفاهی مهر 1400
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از مهر 1400 را میخوانید.خاطرات سید جواد میرشفیعیان
سید جواد میرشفیعیان، فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد و جانباز دوران دفاع مقدس، مهمان صد و هفتاد و پنجمین برنامه شب خاطره(مهر 1387) بود. او درباره طوفان گرد و غبار و پر کردن قسمتی از خاکریز در جاده آبادان – ماهشهر، خاطره گفت. این روایت را ببینیم.نگاهی به کتاب «آخرین پاتک»
فریدون حیدری مُلکمیان
مصاحبه و تدوین «آخرین پاتک» را سیدحسن موسوی طیب به انجام رسانده و چاپ اول آن در 1399 توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در 381 صفحه و شمارگان 1000 نسخه با جلد سخت و قطع وزیری منتشر و راهی بازار کتاب شده است. ساختار کتاب بر اساس پرسش و پاسخ شکل گرفته و از نوزده فصل تشکیل شده است.مهران، شهر آینهها – 7
خسرو محسنی
دوشکا مجال تکان خوردن را به هیچکس نمیداد. چند نفر که میخواستند به طرف سنگر دوشکا بروند، همگی تیر خوردند و زمینگیر شدند. چند نارنجک دستی به طرف سنگر پرتاب کردیم: چون فاصله زیاد بود، به سنگ نمیرسید و در اطراف آن منفجر میشد. در یک چشم بر هم زدن، حسن بلند شد و زیر رگبار دوشکا، به طرف آن دوید. بعد از چند لحظه، تیراندازی دوشکا قطع شد. هر کسی به طرفی دوید. خودم را به سنگر دوشکا رساندم و دیدم یک نفر در جلو سنگر به زمین افتاده.سیصد و بیست و ششمین شب خاطره - 3
واحد تبلیغات جبهه؛ تفکرِ روحیهساز
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
راوی سوم شب خاطره گفت: میدانید که تبلیغات و انتشارات از جذب نیرو تا اعزام، حمایت و پشتیبانی و روحیه، حتی تا شهادت، تشییع و تدفین و برگزاری مراسم دخالت داشتند. این نقش همچنان هم استمرار دارد. برادر آسودی فرمودند که بعثیان بر دیوار مسجد خرمشر نوشته بودن که آمدهایم بمانیم. به نظرم مکمل این جمله هم بایستی گفته بشود که بعد از فتح خرمشهر، رزمندههای ما زیر آن نوشتند که: آمدیم، نبودید.خاطرات فریبرز خوبنژاد
فریبرز خوبنژاد، از آزادگان دوران دفاع مقدس، مهمان صد و شصت و سومین برنامه شب خاطره(شهریور 1386) بود. او درباره اصطلاح آبرنگ، محدودیتهای تغذیه در دوران اسارت و بهخصوص روزهای اول اسارت، خاطره گفت. این روایت را ببینیم....
120
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






