مروری کوتاه بر کتاب «به وسعت واژه‌های بی‌مرز»

فریدون حیدری مُلک‌میان

«به وسعت واژه‌های بی‌مرز» از مجموعه آثار تاریخ شفاهی است که مصاحبه و تدوین آن توسط ژیلا مرادی انجام گرفته است. چاپ نخست کتاب در 1399 توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در 456 صفحه و شمارگان 500 نسخه به طبع رسیده و با قیمت 500000 ریال راهی بازار شده است.

مهران، شهر آینه‌ها – 6

خسرو محسنی

بچه‌ها از آب بیرون آمدند و درگیری با عراقیها شروع شد. ضدهواییهای چهارلول عراق شروع به تیراندازی کردند. هر کس به طرف یک سنگر می‌دوید. عراقیها چون غافلگیر شده بودند، از ترس فریاد می‌زدند و به این طرف و آن طرف می‌دویدند. در این لحظه، آتش سلاحهای سنگین نیروهای خودی شروع شد. آن آتش، تمام سنگرهای دشمن را منهدم کرد و فرصت شلیک یک گلوله را به عراقیها نداد.

سیصد و بیست و ششمین شب خاطره - 2

نعمت حضور در کردستان

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

راوی دوم برنامه، اسماعیل محمودی در ابتدای صحبتش، کلامی از شهید دستغیب بیان کرد و گفت: زیر این آسمان کبود، عبادتی بالاتر از خدمت در کردستان نیست. شهید محمد بروجردی، مسیح کردستان، هم گفت: رفتن از کردستان، کفران نعمت است، اما رزمندگان چه کرده بودند در کردستان که اگر ما می‌خواستیم از آن‌جا برویم، کفران نعمت می‌کردیم؟ نخ تسبیح اطلاعات مختلفی که ما اکنون بعد از 35 سال از دفاع مقدس داریم، در دست سردار آسودی است که از وقت و دارایی خودش هزینه می‌کند و تمام همت خود را می‌گذارد که این خاطرات ثبت و ضبط شود.

خاطرات احمد جان‌میرزایی

احمد جان‌میرزایی، رزمنده و فیلمبردار دوران دفاع مقدس، مهمان صد و هشتاد و پنجمین برنامه شب خاطره(شهریور 1388) بود. او درباره زمانی که مدیر فیلمبرداری فیلم «قانا» بود، خاطره گفت. او ماجرای فیلمبرداری پناهگاه سازمان ملل، دو ساعت پیش از بمباران را همراه تصاویری از آن واقعه، روایت کرد. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطره‌ای از نیره‌السادات احتشام رضوی

دستگیری و حبس مجدد آقای نواب (تیر 1330)

استخراج: فائزه ساسانی‌خواه

در سال 1330 ش. مجدداً آقای نواب را دستگیر کردند. در آن ایام، من در منزل آقای اکبری بودم. روزی که آقای نواب دستگیر شدند، روزنامه‌ها با تیتر درشت نوشتند: «نواب صفوی دستگیر شد.»‌ هم‌زمان با آقای نواب حدود دوازده، سیزده نفر از اعضای رده بالای فداییان اسلام در زندان شهربانی بودند که معمولاً هر روز اعضای خانواده‌هایشان با آنان ملاقات می‌کردند. یک روز که رفته بودیم برای ملاقات، آقای شیخ مهدی حق‌پناه در صحن زندان علیه حکومت سخنرانی کرد و جمعیتی که بالغ بر دو هزار نفر از مردم و فداییان اسلام بود، شروع کردند به شعار دادن علیه حکومت. مأموران هم از آن‌ها خواهش کردند، صحن زندان را ترک کنند تا به خانم‌ها ملاقات بدهند.

نگاهی به کتاب «حاج حمزه»

خاطرات حاج حمزه قربانی

فریدون حیدری مُلک‌میان

کار مصاحبه و تدوین کتاب «حاج حمزه» را روح‌الله شریفی به انجام رسانده و چاپ اول آن در 1394 توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس در 344 صفحه و شمارگان 2000 نسخه با جلد سخت منتشر و راهی بازار کتاب شده است. بعد از فهرست کتاب، یک صفحه به دست‌خط حاج حمزه قربانی اختصاص یافته که وی در آن به طور مختصر و صمیمی به دلیل و چرایی تصمیم خویش برای بازگویی آنچه از دوران دفاع مقدس در ذهنش مانده اشاره می‌کند.

مهران، شهر آینه‌ها – 5

خسرو محسنی

جلسه با فرستادن صلوات و دعای خیر برای رزمندگان تمام شد. به هر یک از فرماندهان، یک نقشه دادند تا برای نیروهای خود تشریح کنند. نقشه را گرفتم و چهار بیسیم دستی مادر با رمزهای مربوط را هم تحویل گرفتم و به مقر واحد دوشکا برگشتم. پیک واحد را فرستادم سراغ بچه‌ها. چند دقیقه بعد، همه نیروها، ‌گوش تا گوش، یکی از اتاقها را پر کردند. وقتی زیر قاب چهارچوب در ایستادم و چشم همه به کاغذ لوله کرده در دستم افتاد،

سیصد و بیست و ششمین شب خاطره - 1

ماشین روحیه

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

تمام گردان‌های ما ماشین روحیه داشتند. این ماشین‌های روحیه وانت‌هایی بودند که روی آن‌ها بلندگو نصب می‌کردند و با نوارهایی که از مارش و نوحه آماده شده بود را پخش می‌کردند. این کار در روحیه افراد بسیار تأثیر داشت. وقتی صدای مارش بلند می‎‌شد یا نوحه آقای آهنگران پخش می‌شد، رزمنده‌ای که دو- سه روز عملیات کرده و خسته بود جان دوباره می‌گرفت.

خاطرات حسین علایی

حسین علایی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دوران دفاع مقدس، مهمان صدوچهل‌وهفتمین برنامه شب خاطره(اسفند 1388) بود. او درباره شرایط خستگی ارتش و سپاه و تدابیر فرماندهان با اتحاد گردان‌های حسین خرازی، فرمانده لشکر امام حسین(ع) و احمد کاظمی، فرمانده لشکر نجف خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات ابوالقاسم اقبالیان

من کاشانی‌ام

استخراج: فائزه ساسانی‌خواه

یکی از شب‌های اردیبهشت سال 1358 بود. سرم را روی میز دفتر کارم در کمیته ورامین گذاشته و در حالت خواب و بیدار بودم. تمام کودکی‌ام داشت جلوی چشمم راه می‌رفت؛ کودکی شیرینی که در کوچه‌پس‌کوچه جمال‌آباد گذشته بود. با صدای تلفن به خودم آمدم؛ از طرف حاج آقا باقری کنی، معاون کمیته مرکز، بود. خبر دادند که امشب هشت نفر از وابستگان رژیم سابق از تهران فرار کرده‌اند و دارند به سمت ورامین می‌آیند؛ دو تا ماشین هستند و تا جایی که می‌شود زنده دستگیر شوند. فوراً به نیروهایم آماده‌باش دادم و گفتم هر مورد مشکوکی دیدند خبردارم کنند.
...
121
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود