مروری اجمالی بر کتاب «نعمتجان»
روایت زندگی صغری بُستاک امدادگر بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک
فریدون حیدری مُلکمیان
«نعمتجان» با دلنوشته کوتاهی از صغری بٌستاک در قالب تقدیر از تلاشها و زحمات مجموعه دفتر تاریخ شفاهی شهید جواد زیوداری اندیمشک و تقدیم آن به همه همسران شهدا و جانبازان آغاز میشود. سپس پیشگفتار ناشر و به دنبال آن، مقدمه محقق و تدوینگر کتاب میآید که از چگونگی کار انجام مصاحبهها و تحقیق و تدوین از زمان شروعش در اسفند 1393 تا زمان خاتمه آن در اسفند 1398 صحبت میشود.مهران، شهر آینهها – 4
خسرو محسنی
فوراً خودم را به مقر تیپ رساندم. همه فرماندهان گردانها حاضر بودند. آن روز «حاج قاسم سلیمانی» ـ فرمانده لشکر ـ برایمان صحبت کرد. بعد از سخنرانی فرمانده لشکر، وظیفه هر واحد و گردان مشخص شد. در همان جلسه، من و حاج علی ژاله موظف شدیم که چند قایق تحویل بگیریم و روی آنها توپ 106 و دوشکا کار بگذاریم. برای تحویل قایق میبایست به یگان دریایی مراجعه میکردیم.خاطرات سردار سیدرحیم صفوی از روزهای شروع جنگ
استخراج: فائزه ساسانیخواه
من که تا پایان مهرماه سال 1359 در مسئولیت فرماندهی سپاه کردستان انجام وظیفه میکردم، با شروع جنگ و بحرانی شدن وضعیت مناطق جنگی بهخصوص در منطقه خوزستان بعد از گذشت 34 روز از آغاز جنگ، طبق دستور سرلشکر شهید یوسف کلاهدوز ـ قائممقام فرمانده کل سپاه ـ به همراه یکصد و چند نفر از برادران سپاهی، و با مقداری تجهیزات و ادوات نیمه سنگین، راهی خوزستان شدیم و برادر رسول یاحی به عنوان فرمانده کردستان تعیین گردید.سیصد و بیست و پنجمین شب خاطره - 3
خاطراتی درباره گردان مرزی بانه
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
در سال 1361، داوطلب اعزام به منطقه عملیاتی کردستان شدم و در گردان مرزی بانه، به عنوان سرپرست عقیدتی-سیاسی گردان انجام وظیفه میکردم. آن موقع درجه من ستوان 2 بود و تجربه خدمتی هم نداشتم. در روزهای اول خدمتم در آنجا بود و مرحوم تیمسار بهرامپور هم که کردستان بخشی از امنیتش را مدیون این بزرگوار است در آن زمان فرماندهی ژاندارمری وقت بودند. یک سرگرد بزرگواری هم آنجا تشریف داشتند که من اسمش را نمیبرم و ایشان فرمانده گردان مرزی بانه بودند.خاطرات علی میلان
علی میلان، خلبان دوران دفاع مقدس، مهمان صدوهشتادوسومین برنامه شب خاطره(تیر 1388) بود. او درباره آمدن منافقین به تنگه چهارزبر و دستور شهید علی صیاد شیرازی برای مبارزه با آنها خاطره گفت. این روایت را ببینیم.معرفی کتاب «بلدچی»
خاطرات رزمندگان استان لرستان از هشت سال دفاع مقدس به روایت اسماعیل سپهوند
امین کیانی
بلدچی، تاریخ شفاهی رزمندگان استان لرستان است که از دریچه دید و ذهن اسماعیل سپهوند به صورت خودنوشت روایت میشود. جلد اول بلدچی در هفت فصل به تولد تا عملیات والفجر 9 میپردازد. خواننده در فصل اول به تماشای کودکی اسماعیل مینشیند. جلد اول کتاب بلدچی در 684 صفحه در سال 1395 با 1000 نسخه به قیمت 35000 در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.مهران، شهر آینهها – 3
خسرو محسنی
با خنده و شوخیهای حاج علی و فرماندهان دیگر راه افتادیم به طرف سایهبانی که بچههای رزمنده در آنجا نشسته و لنگر استراحت انداخته بودند. افراد پشتیبانی جهاد، از رزمندگان، با چای و میوه و شربت پذیرایی میکردند و بگو و بخند و سلام و صلوات، نقل هر جمع چهار ـ پنج نفری بود. پیرمردی با سینی چای به استقبال ما آمد و این نوشداروی خستگی را جلویمان گذاشت؛ چقدر چسبید!خاطرات مهدی چمران
مهدی چمران، جانشین فرمانده ستاد جنگهای نامنظم و برادر شهید دکتر مصطفی چمران، مهمان صدوهشتادوسومین برنامه شب خاطره(تیر 1388) بود. او درباره فرمان امام برای آزادسازی پاوه و ماجرای رفتن شهید دکتر مصطفی چمران، شهید علی صیاد شیرازی و رحیم صفوی به سردشت خاطره گفت. این روایت را ببینیم.سیصد و بیست و پنجمین شب خاطره - 2
خاطراتی درباره مراسم عزاداری در هنگِ مرزی میرجاوه
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
سال 1375 در هنگ مرزی میرجاوه گردان 123 سیدالشهدا خدمت میکردیم. هنگ مرزی میرجاوه، آن زمان با نیروی انتظامی یکی بود و هنوز مرزبانی جدا نشده بود. در این هنگ مرزی، یک مسجد مختص شیعیان بود و مساجد دیگر اکثراً مخصوص اهل سنت بودند. ما طبق برنامهای که داشتیم در دهه اول محرم، همراه با دوستان گردان 123 سیدالشهدا و هنگ مرزی میرجاوه برنامه عزاداری برگزار میکردیم. هیئت داشتیم. اهل سنتی که در میرجاوه ساکن بودند، به ما میگفتند شما مراسم حسینیتان کی هست؟ آنها به مراسم عزاداری ما «حسینی» میگفتند.اخبار تاریخ شفاهی شهریور 1400
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از شهریور 1400 را میخوانید. دبیر اجرایی سومین همایش ملی «تاریخ شفاهی دفاع مقدس» از تمدید مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه سومین همایش ملی«تاریخ شفاهی دفاع مقدس» خبر داد و گفت: مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه این همایش تا پایان مهر تمدید شد....
122
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






