خردهروایتهایی از اربعین
استخراج: فائزه ساسانیخواه
این مردمی که میبینید بیست روز کلاً کار و زندگیشان را ترک کردند. در خانههاشان را هم نبستند. یکی را توی خانه میگذارند که از مردم پذیرایی کند. خودشان هم میآیند اینجا توی موکب از مردم پذیرایی کنند. خدمت نجفیها کلاً معروف است توی عراق اولین هیئتهایی که زدند هیئتهای نجفی بود. نجفیهای زمان صدام اولین مردمانی بودند که میرفتند به سوی کربلا، آن وقتها زیارت پیاده ممنوع بود.نگاهی به کتاب «روایت رندان تشنهلب»
تاریخ شفاهی بسیجی جانباز حاج جعفر باقری
فریدون حیدری مُلکمیان
کتاب با مقدمه سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس آغاز میشود که در آن از تاریخ شفاهی همچون روشی تازه برای گردآوری خاطرات و روایتهای شفاهی رخدادهای تاریخی یاد میشود و اینکه چگونه محتوای تاریخ شفاهی از طریق فرایند مصاحبه به دست میآید که شامل مشاهدات و تجربههای تاریخی اشخاص یا نقلقولهای آنان از دیگر حاضران در صحنه تاریخ است. در ادامه، به مشکلات تدوین تاریخ شفاهی پرداخته میشود و مرور زمان را تهدیدی برای گردآوری منابع شفاهی تاریخ دفاع مقدس و تدوین آن میشمارد.مهران، شهر آینهها – 2
خسرو محسنی
از ستاد ادوات خارج شدم و خودم را به مقر اصلی دوشکا رساندم. از بچههای دوشکا خواستم که در سنگر حاضر شوند. خودم رفتم داخل اتاقم و با معاونان واحد صحبت کردم. بعد، یک نفر را به عنوان بیسیمچی و یک نفر را برای پیک انتخاب کردم و با یکی از معاونان واحد، آماده شدیم برای رفتن. از آنها خواستم که وصیتنامه خود را بنویسند و نامهای هم برای خانوادهشان بفرستند؛ چون مدتی که در آنجا هستند، تا شروع عملیات، نمیتوانند نامه بنویسند.داستان یک عکس
پرتره اندیشمندانه امام خمینی در آخرین روزهای حضور در نوفل لوشاتو
جعفر گلشن روغنی
عکسهای منتشره از امام خمینی از مهمترین اسناد تصویری انقلاب است که باید روایت چگونگی خلق آنها فراهم و ثبت و ضبط گردد. در میان حجم فراوان عکسهای منتشره از امام خمینی، پرترهای از ایشان در آخرین روزهای حضور در نوفل لوشاتو قابل توجه است؛ عکسی که به واسطه انتشار آن از سوی مجله تهرانمصور در شماره سوم به تاریخ ۶ بهمن ۱۳۵۷ در دسترس عموم قرار گرفت و جلوهای دیگر از سیمای رهبر انقلاب را به نمایش گذاشت.سیصد و بیست و پنجمین شب خاطره - 1
مرزبانان نیروی انتظامی
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
خاطره دیگر من برمیگردد به عملیات والفجر 8؛ حالا از بسیجی عبور کرده بودیم، پاسدار شده بودیم در تیپ قوامین. به جبهه رفتیم. این که چطور ما آمدیم و از رودخانه اروند گذشتیم برای من خیلی مهم بود چون من اولین باری که از اروند گذشتم با قایق بود و رفتیم آن طرف و برگشتیم. مرحله اول که فاو رفتیم اینطور بود. مرحله دوم که میخواستیم برویم فاو، حقیقتش من در ماشین خوابم برد.خاطرات مهدی طحانیان
مهدی طحانیان، آزاده دوران دفاع مقدس که در 13 سالگی اسیر شده بود، مهمان صدوهفتادوهشتمین برنامه شب خاطره(دی 1387) بود. او درباره دوران اسارت و تهدید فرمانده استخباراتی که گفته پیش خبرنگاران خارجی و دوربین حرفهای سیاسی نزن و کتک زدن و ترساندن او خاطره گفت. این روایت را ببینیم.اینجا هتل نیست!
برای رفع سوءتفاهم باید فرهنگسازی کرد
فائزه ساسانیخواه
بعد از ظهر روز 1398/7/23 پس از وداع با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام حرکت به سمت کربلا را شروع کردیم. قرار بود ساعت 2 پیادهروی را شروع کنیم اما مردها دیر از حرم برگشتند و حرکت به تأخیر افتاد. بعد از ساعتی از شهر خارج شدیم و به عمود 1 در خروجی شهر نجف رسیدیم و پیادهروی را شروع کردیم. موکبهای کنار هم، کودکان عطر به دست ایستاده در مسیر و پذیراییهای متنوع و درخواست خدام برای نوشیدن چای، قهوه یا آب و پخش انواع مداحیها حال و هوای خاصی به جاده بخشیده بود. هشت نفر بودیم و با هم حرکت یا استراحت میکردیم.مهران، شهر آینهها – 1
خسرو محسنی
بهمن ماه سال 1364 بود و من تازه از مرخصی برگشته بودم. به پرسنلی لشکر رفتم، تا چند ساعت مرخصی بگیرم، برای تلفن کردن به شهرمان؛ بافت. وقتی خبر سلامتم را رساندم، راهم را گرفتم به طرف قرارگاه. وقتی رسیدم، ساعت هفت بود؛ هفت شب. شنیدم که فرماندهی تیپ ادوات سراغم را گرفته. چند ماهی بود که فرماندهی واحد «دوشکا» را به عهده گذاشته بودند.آموزش تاریخ شفاهی
پایانبندی در انواع مصاحبه
تدوین و تنظیم: گلستان جعفریان
همانطور که شروع خوب یکی از بخشهای مهم در مصاحبه تاریخ شفاهی است، چگونه به پایان بردن مصاحبه نیز فرازی تکوینی و تعیینکننده است. بیشتر ملاحظات و گفتنیها درباره «پایانبندی خوب»، در «مصاحبههای سریالی» موضوعیت پیدا میکند. منظور از مصاحبه سریالی، گفتوگو با یک راوی، طی جلسات متعدد و دنبالهدار است. برای مثال راوی، در طول چندین نشست، خاطرات خود را از صفر تا صد برای مصاحبهکننده بازگو میکند. در این نوع از مصاحبه، پایانبندی سؤالها برای هر جلسه، یک تکنیک و تخصص است.معرفی کتاب «بینشان»
روایتی از زندگی آزاده امامعلی کونانی به کوشش نسرین دالوند و فرحزاد جهانگیری
امین کیانی
بالاخره مزار خودم را دیدم. اسمم که خیلی درشت روی سنگ حک شده بود خیلی به چشم میآمد. سنگ سفید بزرگی بود که تمام قسمتهایش را با جملاتی حکاکی کرده بودند. درست همان چیزی بود که همیشه تصورش را میکردم. چشمم را بالاتر آوردم. یک قاب آلومینیومی بالای قبرم نصب شده بود. انگار عکس من بود! آره، عکس قاب گرفته من بود که گلدانهای گلی اطرافش جلوه خاصی به آن داده بود. کنار قبر خودم قبر مرتضی را دیدم. مرا کنار مرتضی دفن کرده بودند؛...
123
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






