خاطرات رسول ملاقلی‌پور

زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور کارگردان، تهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس سینمای جنگ که با فیلم پرواز در شب، سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد، مهمان صدوچهل‌وچهارمین برنامه شب خاطره (آذر 1384) بود. او درباره مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر و آتش گرفتن جعبه مهمات در دارخوین پیش آمد، خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

برشی از خاطرات نیره‌السادات احتشام رضوی

استخراج: فائزه ساسانی‌‎خواه

پس از کشته شدن هژیر، آقای نواب بار دیگر به شدت تحت‌تعقیب قرار گرفتند. من در آن زمان در قم بودم پس از آن که رئیس شهربانی قم مطلع شد که من در منزل آقای واحدی هستم، آن‌جا را محاصره کردند؛ آن زمان آقای واحدی هم در قم بود. روزی که منزل آقای واحدی را محاصره کرده بودند، دو نفر در حیاط را زدند و داخل منزل شدند و نزد آقای واحدی در مهمان‌خانه نشستند.

هلتی -13

یادداشت‎های فرمانده شهیدِ لشکر 11 امیرالمؤمنین

شهید مرتضی ساده‌میری

اردوگاه را به قصد اردوگاهی در نزدیک منطقه عملیات ـ که مدت بسیار کمی در آن توقف می‌کردیم ـ ترک کردیم. هر لحظه که به شروع عملیات نزدیک می‌شدیم، بچه‌ها به هم نزدیکتر می‌شدند. عبدالعباس گوشه‌ای نشسته بود. با لهجه‌ای شیرین در حالی که می‌خندید، گفت: هلتی، امشب شهید می‌شویم.» من هم به شوخی به او گفتم: «عبدالعباس به فکر خودت باش که خواب شهادت را همه دیده‌ای.»

فاجعه سینما رکس آبادان از لابه‌لای خاطرات یک اسیر جنگ تحمیلی

جعفر گلشن روغنی

از مطالب قابل توجه خاطرات عبدالصالح خاک‌نژاد که مربوط به وقایع و تحولات و حوادث مربوط به روند پیروزی انقلاب اسلامی است، خاطره‌اش از چگونگی سوختن سینما رکس و مشاهدات وی از آن فاجعه است که بیش از 400 نفر از تماشاچیان حاضر در سینما در آتش سوختند. اهمیت این خاطره بدان جهت است که او از شاهدان آن واقعه است. پس باید روایت او را روایتی بومی، درون‌متنی و دست اول به حساب آورد که شخصاً دیده و درک کرده است؛

کبری نعمتی از خاطرات دوران مدرسه می‌گوید

گفت‌وگو: فائزه ساسانی‌خواه

آبان 1358 وارد آموزش و پرورش شدم. اوایل جامعه‌شناسی و بیشتر علوم دینی درس می‌دادم، اما وقتی جنگ شروع شد مدیر دبیرستان روزانه تربیت و مدیر شبانه دبیرستان پروین اعتصامی بودم. قبل از شروع جنگ خبرهایی پخش می‌شد که عراقی‌ها آمده‌اند لب مرز. اولین شهید ایلام روح‌الله شنبه‌ای، پاسداری بود که در مرز شهید شد. با این حال حضور عراقی‌ها را جدی نمی‌گرفتیم؛ نه تجربه‌ای داشتیم و نه از نزدیک جنگ را دیده بودیم.

خاطرات سعید قاسمی

سعید قاسمی فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله، مهمان صدوچهل‌ودومین برنامه شب خاطره (مهر 1384) بود. او درباره عموحسن معروف به عموحسن قدسی و ماجرای گم شدنش در ارتفاعات بِشکان، حدفاصل سرپل ذهاب تا زیر بَمو خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

گزیده‌ای از خاطرات سیداحمد زرهانی

روز 31 شهریور 1359

استخراج: فائزه ساسانی‌خواه

روز 31 شهریور 1359 خسته و کوفته تصمیم گرفتم با هواپیما برگردم تهران، ساعت 2:30 یا 3 بعدازظهر از فرودگاه اهواز پرواز داشتم. به اتفاق سیدمحمد کیاوش، نماینده‌ی مجلس، از استانداری رفتیم فرودگاه اهواز. در فرودگاه به ما گفتند: «چند لحظه پیش میگ‌های عراقی آنجا را بمباران کرده‌اند!»؛ جنگ تحمیلی با تجاوز عراق آغاز شد.

هلتی -12

یادداشت‎های فرمانده شهیدِ لشکر 11 امیرالمؤمنین

شهید مرتضی ساده‌میری

پس از انجام عملیات در قلعه ویزان، بچه‌های گردان به مرخصی رفتند و مجدداً به اردوگاه «بان دوشان» مراجعت کردند. مدتی در اردوگاه بودیم که مأموریت جدیدی به ما محول شد. این‌بار محل مأموریت کردستان بود. گردان را برای عملیاتی تازه سازمان دادیم. دستور حرکت فرماندهان گردان ـ قبل از حرکت کل گردان ـ برای امور شناسایی و توجیه داده شد. نیروها یک روز بعد از ما حرکت می‌کردند. به اردوگاه «شیخ صله» رسیدیم. زمین اردوگاه به شکلی بود که نیروها تا مچ پا در گل فرو می‌رفتند.

یک عکس و سه خاطره

جعفر گلشن روغنی

ممنوعیت انتشار عکس ایشان در روزنامه‌ها و مجلات به خصوص روزنامه‌های کثیرالانتشار کیهان و اطلاعات در دستور کار قرار گرفت و دیگر به هیچ نشریه‌ای اجازه انتشار عکسی از ایشان داده نشد. با تبعید امام خمینی به بورسا(ی) ترکیه در آبان ۱۳۴۳ و سپس نجف، این سانسور تشدید شد تا حدی که به مدت ۱۵ سال خبری از انتشار عکس امام در مطبوعات نبود تا این که در اقدامی خاص و معنادار، نخستین بار روزنامه کیهان در نیم‌تای بالای صفحه اول خود در ۷ شهریور ۱۳۵۷ عکسی از امام منتشر کرد و نوشت: «مذاکره برای بازگشت حضرت آیت‌الله‌العظمی خمینی». این‌چنین بایکوت خبری امام درهم شکست.

خاطرات احمد اسدی

امیر سرتیپ دوم احمد اسدی، از هم‌رزمان شهید صیاد شیرازی و شهید آب‌شناسان، مهمان صدوچهل‌وهشتمین برنامه شب خاطره (اردیبهشت 1385) بود. او درباره حرکت یک ستون نظامی از شهرستان بانه به سمت سردشت و کمین گروه ضدانقلاب که از هلی‌کوپتر شاهد ماجرا بودند، خاطره گفت. او درباره شهید صیاد شیرازی هم صحبت کرد. این روایت‌‌ را ببینیم.
...
124
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود