مروری بر خاطرات معصومه خوانساری بزرگی -2
خاطراتی از اولین اعزام
فائزه ساسانیخواه
اولین اعزامم، آبان سال 1360 و در عملیات طریقالقدس بود. البته این نکته را باید یادآوری کنم که عملیاتها از قبل اعلام نمیشد؛ من وقتی به خوزستان اعزام و عضو سپاه شدم چند روز در ستاد امداد درمان اهواز مستقر بودم و مدتی در بهداری اهواز و دزفول فعالیت کردم. یعنی تا زمان شروع عملیات، مشغول فعالیت بودم. یادم است یکبار رفتم دیدن آقای مرتضایی تا یکسری گزارش به او بدهم. از ایشان پرسیدم: «من برای مرخصی بروم تهران یا اینکه ممکن است عملیات در پیش باشد؟» این بنده خدا فقط گفتند: «بمان.» نمیگفتند عملیات در پیش است.هلتی -7
یادداشتهای فرمانده شهیدِ لشکر 11 امیرالمؤمنین
شهید مرتضی سادهمیری
یک روز بچههای دسته دوم برای گرفتن غذا دور ماشین جمع شده بودند. بر اثر شلیک چند گلوله خمپاره 60مم به جز چند نفر که برای شنا به رودخانه رفته بودند، بقیه بچهها، یعنی سیزده نفری که دور ماشین جمع شده بودند، شهید و مجروح شدند. تنها نگهبان بود که از این دسته جان سالم به در برد.مروری بر خاطرات معصومه خوانساری بزرگی -1
خاطراتی از جهاد سازندگی، امدادگری و فعالیتهای فرهنگی در مدرسه
فائزه ساسانیخواه
شروع جنگ مصادف شد با روزی که در بیمارستان سینا شروع به کار عملی کردم. در آخرین روز شهریور در بیمارستان مشغول بودم که به یکباره دیدم هواپیماها آمدند و آنقدر به زمین نزدیک شدند که حس میکردیم الان است که با ساختمان بیمارستان برخورد کنند، با اینکه اورژانس بیمارستان سینا آنموقع ساختمان مرتفعی نداشت. بیماران سرم بهدست از تختها پایین ریختند و همراهان بیماران، پرستارها، پزشکها همه فرار میکردند و هیچکس نمیدانست باید چهکار کند.خاطرات مجید یوسفزاده
مجید یوسفزاده، پاسدار لشکرهای 5 نصر و 31 عاشورا، مهمان صدوهفتادوسومین برنامه شب خاطره(مرداد 1387) بود. او درباره ماجرای شناسایی و اطلاعات عملیات خاطره گفت. او گفت: به اشتباه، وسط عراقیها رفتیم و شانس آوردیم که اسیر نشدیم. این روایت را ببینیم.اخبار تاریخ شفاهی تیر 1400
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از تیر 1400 را میخوانید.مروری کوتاه بر کتاب «شهریار سرزمین من»
زندگینامه شهید علم، دکتر مجید شهریاری
فریدون حیدری مُلکمیان
«شهریار سرزمین من» با اشاره مختصری از حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان آغاز میشود و ضمن بیان اینکه «ترویج فرهنگ تاریخ شفاهی، خاطرهنگاری و معرفی سیره و زندگی شهدا در ادبیات دفاع مقدس، به عنوان یک سرمایه بزرگ ملی جایگاه ویژه دارد...» (صفحه 9) بر این نکته تأکید دارد که «معرفی و شناساندن شخصیتهای مطرح علمی و هنری کشور در عرصههای مختلف میتواند منشا آثار و برکات عظیم در حوزههای مختلف علمی و معرفتی باشد» (صفحه 10) و بدین ترتیب میکوشد تصویری کلی از این اثر ارائه دهد.هلتی -6
یادداشتهای فرمانده شهیدِ لشکر 11 امیرالمؤمنین
شهید مرتضی سادهمیری
فردای آن روز، برای عملیات و رفتن به پای کار حرکت کردیم. بین راه، جایی نشستیم برای استراحت. کرمپور بنا به خصوصیات اخلاقیش ـ که فردی شوخ و خندهرو بود ـ شروع کرد به صحبت از من برای ولی عباسی و گفت: هلتی در درگیری با جاشها، از کولهپشتی یکی از کشتههای آنان تعدادی قرص بیرون آورد و یکی از آنها را خورد که فوراً گلویش را خنک کرد و بعد به بچهها گفت: «نخورید! ببینید چه به سر من میآید، چون امکان دارد سمی باشد.»آموزش تاریخ شفاهی
کاربرد عکس در مصاحبه و کتابهای خاطرات
تدوین و تنظیم: گلستان جعفریان
در حوزه تاریخ شفاهی، عکسها به زندگی و خاطرات راوی گره خوردهاند و روایتگر فرازهایی از زندگی وی هستند. پشت هر عکس معمولاَ قصهای وجود دارد. در طول گفتوگوها ممکن است عکسی به دست مصاحبهکننده برسد که قصهاش به نحوی، در نقطهای، به زندگی راوی گره خورده باشد. مثلاً راوی یا دوستان و بستگان وی، از افراد حاضر در عکس باشند یا راوی در زمان گرفتن آن عکس در محل حضور داشته یا عکاس عکس بوده یا... در این صورت آن عکس احتمالاً در بهیادآوردن خاطرات رنگباخته راهگشا خواهد بود. به عبارت دیگر واکنش راوی به عکس، میتواند آغاز بیان خاطرهای تازه باشد.خاطرات معصومه رامهرمزی
معصومه رامهرمزی، امدادگر دوران دفاع مقدس و نویسنده کتاب «یکشنبه آخر» و «بر بال ملائک» مهمان صدوشصتمین برنامه شب خاطره بود. او درباره پخش غذا بین رزمندگان همراه خواهر و برادرش در خرمشهر و عید قربان خاطره گفت. این روایت را ببینیم.گفتوگو با سرهنگ بازنشسته قاسم نعمتالهی -2
مخابرات، سلسله اعصابِ ارتش
تنظیم: زهرا ابوعلی
مخابرات، سلسله اعصاب ارتش است. همان طور که سلسله اعصاب، فرامین را از مغز به اعصاب میرساند، به همین نحو هم سیستمهای مخابراتی، فرامین یک فرمانده را به عناصر تابعهاش میرساند. مخابرات در جنگ به مثابه سلسله اعصاب برای یک انسان است. اگرمخابرات نباشد، فرمانده، دیدهبان و توپخانه بیمعنی است و هیچ یک از فرماندهان نمیتوانند کاری از پیش ببرند....
127
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






