آموزش تاریخ شفاهی

شناخت اولیه، قبل از آغاز

تدوین و تنظیم: گلستان جعفریان

یکی از بخش‌‌های مهم در مصاحبه تاریخ شفاهی «شروع خوب» است. می‌‌توان گفت شروع خوب، یک پنجم سرنوشت کل کار است که از «چه و چگونه پرسیدن» و یافتن نقطه مناسب برای آغاز حاصل می‌‌شود. در واقع اهمیت شروع خوب در مصاحبه را می‌‌توان با ضرب‌‌المثل «خشت اول را گر نهد معمار کج، تا ثریا می‌‌رود دیوار کج» بیان کرد. درست گذاشتن خشت اول در ادامه کار تعیین‌‌کننده است.

شادمانی مردم در فتح خرمشهر

استخراج: فائزه ساسانی‌خواه

روز فتح خرمشهر، طبق روال، وقتی که رادیو را باز کردم، ساعت دو بعدازظهر تهران ـ چهار بعدازظهر کشمیر ـ بود. رادیو تهران فتح خرمشهر را اعلام کرد. نمی‌دانستم که در ایران چه تیتری در روزنامه‌ها زده‌اند. بعد که روزنامه‌ها رسید، دیدم من هم همان تیترها را نوشته‌ام: «خرمشهر آزاد شد» من به زبان اردو نوشتم: «خرمشهر آزاد هوگیا»...

گزارش وضعیت خرمشهر به حضرت امام

استخراج: فائزه ساسانی‌خواه

دو سه روز صبر کردیم. دیدیم وضعیت بدتر و وخیم‌تر می‌شود. فشار بر نیروهای ما بیشتر و حلقه‌ محاصره‌ خرمشهر هم تنگ‌تر می‌شود. روز 22مهرماه بود که تصمیم گرفتیم جهت ارائه‌ گزارش از وضعیت خرمشهر و بیان خیانت‌هایی که صورت می‌گیرد، نزد حضرت امام برویم. آقای بنی‌صدر که می‌گفت گلوله‌ی توپ و خمپاره نقل و نبات نیست تا به شماها بدهیم، آقای چمران هم که حرفش منطقی بود و نمی‌شد که اهواز را رها کرد و به خرمشهر چسبید.

نگاه و نظری بر کتاب «جمعه سیاه لاهیجان»

بمباران هفتم شهریور 1320 در لاهیجان به روایت شاهدان عینی

محمد قاسمی‌پور

همان طور که همگی منتظر بودیم تا از طیاره‌ها اعلامیه بر سر ما ببارد، ناگهان دیدیم شیء سیاه رنگی از آن به طرف ما در حال افتادن است. یکی از بچه‌ها، که فکر می‌کنم رضا ماهیار بود، با صدایی بلند فریاد زد «بمب!» شب قبل از رادیو اعلام شده بود که اگر در معرض بمباران قرار گرفتید، سعی کنید خودتان را در چاله‎ای و یا کانال یا جوی آبی پرتاب کنید.

بر فراز میمک – 13

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی

به کوشش: حجت شاه‌محمدی

بخش جنوبی و قسمت عظیمی از بخش میمک دست عراقیها بود و نیروهای آنها ـ با سرعت ـ به طرف قله در حال پیشروی بودند. تنها، قلۀ کوه در اختیار نیروی کوچکی از رزمندگان ما قرار داشت و آنها هم هر آنچه را که در توان داشتند، به نمایش گذاشته بودند. اما وجود آن نیروی کوچک، روی قلۀ میمک، به هیچ عنوان نمی‌توانست نیرویی بازدارنده باشد. تنها با شلیک گلوله‌ای، سقوط قله مدتی کوتاه به تأخیر می‌افتاد.

مطبوعاتی که قیچی می‌شدند

سانسور مطبوعات در خاطرات روزنامه‌نگاران دوره پهلوی

میثم غلامپور

در حوزه تاریخ مطبوعات دوره پهلوی، یک دسته از آثار غیرقابل چشم‌پوشی، خاطرات روزنامه‌نگاران آن دوران است که در منابع مختلفی می‌توان سراغ آنها را گرفت. روزنامه‌نگاران، در لابه‌لای خاطراتشان به موضوع‌های متعددی اشاره کرده‌اند که یکی از آنها مسأله وجود سانسور در مطبوعات آن عصر است. در این زمینه گفته‌ها و نوشته‌ها فراوان است. در فرصت کنونی، نگاهی انداخته‌ایم به برخی از خاطراتی که در آنها به قصه سانسور مطبوعات اشاره شده است.

علل و عوامل غائله گنبد

نگاهی به کتاب «غبار صحرا»

فریدون حیدری مُلک‌میان

«غبار صحرا (جنگ اول و دوم گنبد کاووس در سال 1358)» به قلم احمد خواجه‌نژاد برای دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری استان گلستان به رشته تحریر درآمده که چاپ اول کتاب در سال 1399 توسط انتشارات سوره مهر در 392 صفحه و شمارگان 1250 نسخه منتشر شده است. کتاب با پیشگفتاری کوتاه از دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان گلستان آغاز می‌شود. سپس مقدمه نویسنده و در ادامه متن اثر می‌آید که از نُه فصل تشکیل شده است.

سیصد و بیست و دومین شب خاطره -4

راوی چهارم

سایت تاریخ شفاهی ایران

حجت‌الاسلام حسنی سخنانش را با معرفی گروه جهادی بصیر که متشکل از افراد مختلفی از جای جای کشور است شروع کرد و اولین خاطره خود را این‌گونه بیان کرد: روز اولی که به همراه چند نفر از دوستان به یکی از بیمارستان‌های تهران برای کار جهادی مراجعه کردیم، یکی از بیماران با الفاظ نامناسبی از ما استقبال کرد.

فرزندی از نسل سلمان

معرفی کتاب «ردّ پای مه»

فریدون حیدری مُلک‌میان

«ردّ پای مه» خاطرات علی پرشکوهی است که توسط میرعمادالدین فیاضی برای دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری استان گیلان تدوین شده و در 1399 انتشارات سوره مهر در 360 صفحه و شمارگان 1250 نسخه منتشر کرد. کتاب با یادداشت نسبتاً کوتاهی از حوزه هنری گیلان شروع می‌شود و ابتدا به طور مجمل به سوریه و اهمیت قرار گرفتن این کشور در یکی از حساس‌ترین و پرآشوب‌ترین مناطق جغرافیایی دنیا اشاره می‌کند.

بر فراز میمک – 12

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی

به کوشش: حجت شاه‌محمدی

بالاخره توانستیم ـ با اصرار ـ دو دستگاه جیپ از او بگیریم. وارد جادۀ اصلی شدیم و مسیر میمک را در پیش گرفتیم. بخشی از جاده آسفالت بود و ما توانستیم با سرعت زیادی آن را طی کنیم. اما از زمانی که وارد جادۀ خاکی شدیم، حرکتمان کند شد. تقریباً بی‌خیال مسیر را طی می‌کردیم که ناگهان جاده زیر آتش سنگینی قرار گرفت.
...
131
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود