مصاحبه با خانم شریفی‌

خاطرات یک مدیر مدرسه از دوران دفاع مقدس

از مدیریت مدرسه در یک پادگان نظامی تا مدیریت دانش‌آموزان زیر چادرها در جنگل

گفت‌وگو و تنظیم: فائزه ساسانی‎خواه

هفته دوم شهریور برای اخذ امتحانات، همراه همکارانم به نفت‌شهر رفتیم، ولی به دلیل اینکه شهر در معرض شلیک توپخانه بود اعلام کردند شهر را ترک کنیم. روزهای آخر شهریور دوباره همراه مادر و برادرم به آنجا برگشتم. روز شروع رسمی جنگ یعنی 31 شهریور 1359 برای کار و امتحانات شهریور در مدرسه‌ای بودم که مدیریتش با من بود. همان موقع هم شلیک خمپاره و توپ به داخل شهر شروع شد.

برشی از خاطرات سرهنگ علی قمری

استخراج: فائزه ساسانی‌خواه

روز 59/7/30 خبر دادند که همه مدافعان پادگان دژ شهید شده‌اند. این خبر تأثیر بسیار بدی در روحیه رزمنده‌ها داشت، چرا که خانه ما یعنی دژ به طور کامل به اشغال عراقی‌ها در آمده بود. خیلی از بچه‌ها با شنیدن این خبر گریه کردند. من هم از شنیدن این خبر به شدت ناراحت شدم ولی نمی‌توانستم باور کنم این خبر حقیقت داشته باشد.

خبرهای بهمن 1399

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از بهمن‌ 1399 را می‌خوانید.

خاطرات زهرا سیاهپوست - 4

زهرا سیاهپوست، امدادگر اورژانس دوران دفاع مقدس، مهمان صدوبیست‌وهشتمین برنامه شب خاطره (4 تیر 1383) بود. او درباره کارهای جانبی علاوه بر کارهای درمانی برای مجروحان خاطره گفت. او گفت کار ما فقط بخیه و ویزیت پزشک و دارو نبود. علاوه بر رسیدگی به مجروحان، لباس‌های آنها را می‌شستیم تا زمان اعزام، لباس داشته باشند. این روایت‌‌ را ببینیم.

بر فراز میمک – 4

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی

به کوشش: حجت شاه‌محمدی

با اعلام آمادگی یحیی، انگشتم را روی ماشه فشردم و فریاد زدم: «خدایا!...» اما نتوانستم جمله‌ام را کامل کنم. کلمات در دهانم ماسید. بار دیگر انگشتم را روی ماشه فشردم. صدای کوچکی از سوئیچ شنیده شد، اما از حرکت موشک به سمت هدف خبری نبود. وضع بسیار خطرناکی پیش آمده بود. عراقیها که تازه متوجه حضور ما شده بودند، به سمت‌مان آتش گشودند.

خاطرات زهرا سیاهپوست - 3

زهرا سیاهپوست، امدادگر اورژانس دوران دفاع مقدس، مهمان صدوبیست‌وهشتمین برنامه شب خاطره (4 تیر 1383) بود. او درباره عملیات بدر و تفکیک مجروحان شیمیایی و کمبود فضا برای آنها خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطره‌گویی‌های خاص شاه و واکنش مصاحبه‌گران خارجی به آنها

جعفر گلشن روغنی

با انتشار کتاب «مأموریت برای وطنم» به قلم محمدرضا پهلوی در شهریور ۱۳۳۹، که می‌توان آن‌را زندگینامه خودنوشت و خاطرات وی دانست، برای نخستین بار مسائلی مطرح شد که پیش از آن حرفی از آن‌ها در میان نبود. وی که مطابق اصل 35 قانون اساسی ایران سلطنتش را «موهبتی الهی» می‌دانست، بر این نظر بود که خداوند او را برگزیده و مأموریت داده تا بر سرزمین و مردم ایران سلطنت کند.

بر فراز میمک – 3

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی

به کوشش: حجت شاه‌محمدی

یحیی علت نیامدن بچه‌ها را برای او تشریح کرد و شهید کاظمی هم وضعیت منطقه را برای ما توضیح داد. برای اینکه بتوانیم با منطقه بیشتر آشنا شویم، از او درخواست خودرو کردیم تا به «نودشه» برویم. شهید کاظمی با این درخواست موافقت کرد و گفت به علت اشراف کامل عراقیها روی منطقه، ورود هر نوع خودرویی به جز خودروی غذا باعث سوءظن آنها می‌شود.

سیصد و بیست و یکمین برنامه شب خاطره - 2

شکنجه‌گران راستگو!

سایت تاریخ شفاهی

در سال 1355 حکومت تصمیم گرفت مبنای تقویم را از هجری به شاهنشاهی تغییر دهد. از آن‌جا که روال بر این بود که هر سازمانی در انتهای هر سال تقویم سال آینده را برای خود چاپ می‌کرد؛ من هم یک تقویم با دوازده برگ طراحی کردم و در هر برگ از آن یک آیه از قرآن متناسب با اتفاقات آن ماه قرار دادم. به طور مثال برای اسفندماه که سال‌روز تأسیس حزب رستاخیز بود، آیه معروف غلبه حزب‌الله[1] را گذاشته بودم؛ در ابتدای تقویم هم بزرگ نوشته بودم سال 1355 هجری شمسی (به جای 2535 شاهنشاهی).

خاطرات زهرا سیاهپوست - 2

زهرا سیاهپوست، امدادگر اورژانس دوران دفاع مقدس، مهمان صدوبیست‌وهشتمین برنامه شب خاطره (4 تیر 1383) بود. او درباره اولین ماموریتش به جبهه خاطره گفت. او گفت اولین جایی که ما را بردند، جایی بود نزدیک آبادان که به آن دارخوین می‌گفتند. در دارخوین یک بیمارستان صحرایی درست کرده بودند که ما دو هفته در آنجا مجروحان پاتکی را مداوا می‌کردیم. این روایت‌‌ را ببینیم.
...
135
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود