رادیو در آیینه خاطرات

خاطرات رادیویی بخشی از تاریخ شفاهی مردم است که با وجود قدمت هفتاد ساله رادیو هنوز برنامه­های آن در خاطر مردم سالمند باقی مانده است. «تاریخ شفاهی»Oral History ، شامل آن بخش از تاریخ است که از طریق مرور­کردن زندگی واقعی جمع‌آوری می‌شود و باید به زمان وقوع ماجراها بسیار نزدیک باشد. این خاطرات از یک سو اهمیت این رسانه را در زمان خود هویدا می­کند و از سوی دیگر برنامه­های شاخص آن زمان را که هنوز در ذهن شنوندگان، یاد و خاطره­اش باقی مانده به ما می­شناساند. این خاطرات که «تجربه زیسته» Lived Experience راویان است، به روش گفتگو با آنان بدست آمده است، و گویای اهمیت شایان توجه رادیو و برخی برنامه­ها در زمان خود بوده است.

از شاگردی نیما یوشیج تا طراحی آرم بانک ملی

محمود جوادی‌پور

سال 1299 در تهران زاده شدم. پدرم در پانزده سالگی از کرمان به تهران آمده بود. در حدود امکانات زمان خود درس خواند و سپس در یکی از وزارت‌خانه‌ها مشغول به کار شد. او مردی خوش برخورد، هنرمند، هنردوست و مهربان بود و به طبیعت و گل و گیاه عشق می‌ورزید.

پزشکان کله قندی

روزگاری طبابت و داروسازی بهم نزدیک و درهم تنیده بود و طبیب یا به اصطلاح عوام حکیم هم بیماران را درمان می‏کرد و هم داروهای ایشان را تجویز می کرد؛ داروهایی متشکل از مواد گیاهی و کانی مختلف و یا بعضی فراورده‌های حیوانی که همراه با پاره‌ای اعمال دیگر همچون حجامت، زالو انداختن، بادکش کردن، به عنوان جزیی از کار طبابت و درمان بیماران به کار گرفته می شدند.

گوشه های تهران

شهر تهران با بیش از 200 سال تاریخ معاصر، مملو از بنا های قدیمی و جدید و مملو از خاطرات است. هراز گاهی با تصاویر تاریخی از بناها و خیابان‌ها و کوچه‌ها و مردمی که در آن‌ها در حال رفت‌و‌آمئ هستند روبرو می‌شویم و در رویای آنچه که بود فرو می‌رویم،‌ولی برای برخی که خود خالق برخی از آن بناها بوده یا با خالقان آن بناها آشنایی داشته‌اند،‌این خاطرات فراتر از تصاویر تاریخی رفته و گوشه‌هایی از تاریخ ناگفته و ناشنیده را به یاد می‌آورد.

روایتی درباره استاد شفیعی کدکنی

در این مجال کوتاه، سخن گفتن از استادی به بزرگی و فر و فرزانگی دکتر شفیعی کدکنی به غایت برایم دشوار است، سال‌ها عزم و آرزوی آن را داشتم که درباره او بنویسم و ادای دینی به پاس بزرگی ها و بزرگواری‌ هایش؛‌ اگر نه در خور او، که در حد بضاعت اندک خویش؛‌ اکنون که مهربانی دوستان مشوق نگارش این سطورز شده است پای در رکاب سفرم و ذهن آشفته و مغشوش، با این حال دریغم آمد که مجال فرخنده سخن گفتن از او را از دست بدهم. می دانم که این چند سطر مشوش نه در خور اوست و نه خوانندگان فهیم،‌اما در این حال و حالت جز بسنده کردن به ذکر چند خاطره از انبوه خاطرات سی و چند ساله و پیشاپیش پوزش خواستن از قصور و تقصیر چه می‌توان کرد.

بابایی در کلام همسرش

پانزدهم مرداد 1366 مصادف با عید قربان 1407 هجری قمری، سالروز شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی است. عباس با دختر دایی‌اش خانم صدیقه (ملیحه) حکمت در 4 شهریور 1354 ازدواج کرد. کتاب «بابایی به روایت همسر شهید» مروری دارد بر زندگی این زوج آسمانی از زبان خانم حکمت. بخش وداع او با عباس که به ماجرای حج تمتع ایشان در مرداد 1366 پیوند خورده، بسیار خواندنی است.

تاریخ شفاهی ثبت جهانی بیستون

حافظه سرزمین ایران زاگرس‏نشینانی را که از راه‏های گوناگون به فلات قاره ایران راه یافتن، به یاد دارد. حکمرانان و گردانندگان هر دوره‌‌ای خاستگاه‏ها و برنامه و شیوه مدیریتی و محدوده قلمرو خود را بر صخره‏های مستحکم زاگرس به یادگار گذاشته اند. یکی از مهمترین آثار بجامانده از آن دوران، سنگ نبشته داریوش در بیستون است. محوطه تاریخی فرهنگی بیستون، با عرصه‌ای 15 کیلومتری و حریمی منظری حدود 250 کیلومترمربع یکی از نواحی مهم باستانی این سرزمین است.

تلخ‌تر از زهرمار

دوران سربازی من، تلخ‌ترین دوره‌ی زندگی‌ام بود. در جایی خدمت می‌کردم به اسم پادگان فنی و حرفه‌ای ذوب آهن. در آن زمان سربازان ناتوان از آنجا صف جمع و عملیات را به جای اینکه معاف کنند. می‌فرستادند به این پادگان که در حوالی کارخانه ذوب آهن دایر شده بود و از آن بیچاره‌ها به عنوان کارگر ساده در کارخانه بهره می‌گرفتند.

نغمه‌ها و کابوس‌های سربازی

سربازی که تمام شد، اما یک کابوس تکرار شونده تمامی نداشت: بارها خواب می‌دیدم که دوباره رفته‌ام سربازی. خیلی‌ها معتقدند که حتی خاطره‌های بد، با گذشت زمان تلخی‌شان را از دست می‌دهند و گاه شیرین می‌شوند، اما این خواب تکراری در همه 36 سالی که از پایان سربازی گذشته، گاهی به شکل یک کابوس بر من آوار می‌شود.

شهید چمران از دیدگاه یک همرزم زن

مهم‌ترین عامل در محبوبیت و اینکه از ایشان مردی به قامت تاریخ‌مان ساخت این بود که خودش هم عمل می‌کرد. یعنی با وجود اینکه سفارش می‌کرد خودش هم اول عمل می‌کرد. این بهترین شکل بود که بر روی بچه‌ها تأثیر می‌گذاشت.
...
330
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود