سیصد و چهل و هفتمین برنامه شب خاطره – 1
مثل چمران
تنظیم: لیلا رستمی
سیصد و چهل و هفتمین برنامه شب خاطره، پنجشنبه 1 تیر 1402 با عنوان «مثل چمران» همراه با افتتاح سرای آموزشی شهید چمران در سالن معاونت آموزشی حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد. 5 راوی همرزم شهید چمران در این برنامه؛ فریدون گنجور، محمد نخستین، دو برادر حسن و اسماعیل شاهحسینی و سیدعباس حیدر رابوکی بودند. اجرای این برنامه شب خاطره را داوود صالحی برعهده داشت. راوی اول، فریدون گنجور؛ عکاس و فیلمبردار با سابقهای بود که از نخستین ساعات جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و در ادامه هشت سال آن حضور داشت.آیا تاریخ شفاهی، حرفِ آدمهای دیدهنشده است؟
محیا حافظی
به نظر میرسد زمانی که گفته میشود تاریخ شفاهی، تاریخ افراد دیده نشده است، باید به یک نکته ویژهای توجه شود. البته عمده افرادی که در رأس حکومتها بودهاند، تاریخنویس داشتهاند و معمولاً همه موارد پیرامونی آنها نوشته شده است. افرادی که مدیریت داشتند در زمان مسئولیتشان تریبون داشتند و حرفهایشان را بیان کردهاند؛ اما اگر در این میان ناگفتههایی وجود داشته باشد، کار مورخ شفاهی است که آن را از راوی دریافت و در قالب یک کار تاریخ شفاهی ارائه کند.برشی از خاطرات سیدمحمد صدر
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
یک روز با ماشین پیکانم از خیابان دولت وارد خیابان شریعتی شدم که دیدم آقای مطهری کنار خیابان منتظر تاکسی است. البته ایشان خودش ماشین داشت و نمیدانم چرا آن روز پیاده بود. شاید فرصتی بود که ایشان را ببینم. آن روزها میدانستم که ایشان به دیدار امام رفته است. ماشین را نگه داشتم و ایشان سوار شد. خیلی به من لطف داشت و من نیز خیلی به ایشان ارادت داشتم. بعد از سلام و احوالپرسی از زیر صندلیام یک شماره نشریه پیام به ایشان دادم. این نشریه را نهضت آزادی منتشر میکرد.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 84
مرتضی سرهنگی
نیروهای ما در سرپل ذهاب، منطقۀ کولینا، مستقر بودند. نیروهای شما حمله نسبتاً بزرگ و موفقی داشتند که پیشروی کرده و در مواضع جدید مستقر شده بودند. ما قبل از حمله نیروهای شما پشت جبهه بودیم. بعد از این حمله بلافاصله ما را سازماندهی کردند و برای ضد حمله به منطقه عملیاتی آوردند. حمله ما آغاز شد ولی نتوانستیم کاری از پیش ببریم. نیروهای شما همچنان در موضع تازه تصرف شده ماندند. شاید باور نکنید اگر بگویم که همه نیروی شما در حمله و دفاع فقط بیست نفر بودند و ما بیشتر از پانصد نفر تازهنفس و کارآزموده بودیم.سیصد و چهل و ششمین برنامه شب خاطره - 5
تنظیم: لیلا رستمی
چهارمین راوی برنامه شب خاطره، داوود خانهزر متولد 1338 در فراهان اراک بود که به عنوان اولین مسئول بهداری تیپ نجف اشرف، در آذر 1359 وارد جنگ شد. راوی در ابتدای سخنانش گفت: بنا به دستور فرماندهان آن روز در عملیات بیتالمقدس که منجر به فتح خرمشهر شد، مسئول بهداری تیپ نجف اشرف شدم. یگانهای سپاه از عملیات فتحالمبین به بعد شکل سازمانی تیپ و لشکر گرفت؛ ولی سازمان بهداری، از عملیات بیتالمقدس در یگانها بهصورت عملی شروع به کار کرد.اخبار تاریخ شفاهی دی 1402
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از دی 1402 را میخوانید.خاطرات احمد کشانی
احمد کشانی، از رزمندگان دفاع مقدس، مهمان دویست و بیستمین برنامه شب خاطره (دی 1390) بود. او در کنار خاطراتی از جبهه کردستان، درباره شهید سیدامیر امیری خاطره گفت: شهید امیری از ناحیه کتف و پاها ترکش خورده بود؛ جانباز اعصاب و روان نیز بود. در اثر همین جراحات ناشیاز جانبازی شهید شد. او مدتی پیش از شهادت، با بنده تماس گرفت و گفت: «من وصیتنامهام را آماده کردهام و میدانم که تا پیش از ماه محرم، دیگر نخواهم بود.» همینطور هم شد.بازگشت امام
به انتخاب: فاطمه بهشتی
پس از خروج محمدرضا شاه در 26 دی 1357 از کشور، شاپور بختیاربرای جلوگیری از سرنگونی حکومت پهلوی در ایران، طی اعلام امام مبنیبر بازگشت به ایران، در 5 بهمنماه دستور تعطیلی تمامی فرودگاههای کشور و عدم پذیرش هواپیما از خارج از ایران را صادر کرد. امام که پیش از این آماده بازگشت به کشور شده بودند، با اطلاع از این تصمیم اتخاذ شده از سوی دولت ایران، واکنش جالبی دارند؛ هدایتالله بهبودی در اثر خود به نام «الفلامخمینی» روایت کرده که در ادامه ملاحظه خواهیم کرد.یادداشتهای روزانه یک مادر
خاطرات اشرفالسادات سیستانی
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
جنازۀ جواد را میآورند جلو منزل. مادرش جلو میرود و میگوید او را زمین بگذارند و زیارت وارث بخوانند. دایی او زیارت میخواند و بعد میگوید او را ببرند به مسجدی که اواسط خیابان است و نماز میت بخوانند، تا کسانی که نمیدانند نماز میت چیست، یاد بگیرند. تا تاریخ بنویسد که روحیّه مادران شهدا چه بوده، که در کنار جسد بچّه خود، به فکر ترویج دین بودهاند. خانواده خانم باغشاهی، از مؤمنان اصیل و مبارزی هستند و یکی از برادرانش، از شهدای 15 خرداد 1342 است. خانم باغشاهی جنازه بچّهاش را که میبیند، به او تبریک میگوید.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 83
مرتضی سرهنگی
هنوز وانت را میپاییدم. در یک لحظه وانت به هوا پرت شد و تمام آن چند نفر هم در هوا معلق زدند. به طرف وانت رفتیم. سه پسربچه کوچک، یک پیرزن و یک پیرمرد کشته شده بودند یک مرد میانسال و پسربچهای هم زخمی شده بودند. زخمیها را به پشت جبهه منتقل کردند. کشتهها را که به نظرم آن پیرزن هم در میان آنها بود به قبرستان امامزاده عباس بردند. دفن کردند همه چیز تمام شد. یک سروان ضداطلاعات با لندرور به مواضع سرک میکشید. او رابط ارتش عراق و سازمان خلق عرب بود. پول و مهمات در اختیار آنها میگذاشت و در مقابل اطلاعات میگرفت....
61
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





