اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 81

مرتضی سرهنگی

بیش از دو یا سه روز از وارد شدن ما به خرمشهر نگذشته بود که سرهنگ سلیمان عبدالله یک افسر و ده سرباز را با سه کامیون ایفا به داخل شهر فرستاد و دستور داد هر چه وسایل گران‌قیمت به دستتان رسید در کامیونها بار کنید و بیاورید. آنها رفتند و نزدیک غروب برگشتند. داخل کامیونها پر بود از یخچال، فریزر، تلویزیون، ضبط صوت، قالی و قالیچه، ساعت دیواری، ‌کولر و... سرهنگ سلیمان دستور داد آنها را به بغداد ببرند و تحویل خانه‌اش بدهند. آنها هم با کامیونهای پر از وسایل مردم خرمشهر به خانه سرهنگ رفتند ...

آثار تاریخ شفاهی و مشکلات پیش رو-3

ویژگی‌های مصاحبه شونده

محیا حافظی

یک مصاحبه‌شونده خوب، فردی است که در دسترس باشد. ویژگی در دسترس بودن هم یک ویژگی نسبی است؛ یعنی ممکن است مصاحبه‌شونده برای برخی از مصاحبه‌کنندگان در دسترس باشد و برای برخی دیگر خیر. از طرفی در دسترس بودن لزوماً به معنای امکان ملاقات حضوری نیست. بنا بر نوع مصاحبه، اگر حضوری باشد، در دسترس بودن به معنی ملاقات است. اگر نوع مصاحبه تلفنی، اینترنتی و... بود، منظور از در دسترس بودن این است که امکان ارتباط مصاحبه‌کننده با مصاحبه‌شونده فراهم باشد.

سیصد و چهل و ششمین برنامه شب خاطره - 2

تنظیم: لیلا رستمی

نخستین راوی، سردار علی‌اصغر ملّا در ادامه سخنانش از زبان دکتر پرویز وزیریان که در شروع جنگ مسئول سازمان بهداری استان خوزستان بود گفت: بیشترین فشار، آسیب و درگیری در استان و منطقه خوزستان بود. تقریباً اوایل شهریور بود که آقای مهندس غرضی، استاندار خوزستان، به مدیرکل‌ها اعلام کرد برآوردها نشان‌دهنده این است که عراق قصد حمله به مرزهای جمهوری اسلامی دارد. با توجه به سوابق، خرمشهر از بقیه نقاط آسیب‌پذیرتر است. من به سرعت، اقداماتی در اهواز انجام دادم، سپس به بیمارستان طالقانی آبادان آمدم تا برای عملیات احتمالی و پذیرش مجروحین آماده شویم؛ ولی خرمشهر نقطه هدف بود.

برش‌هایی از خاطرات شفاهی حاج قاسم سلیمانی

به انتخاب: فاطمه بهشتی

عملیات فتح‌المبین، ده روزی طول کشید. ما با عراقی‌ها در دشت‌عباس درگیر بودیم. کمرسرخ دست ما بود و با خاکریزی که کنار امام‌زاده زده بودیم، کنترل منطقه را در دست داشتیم. عراقی‌ها هم به سمت تنگه ابوغریب عقب‌نشینی کردند. از نیروی ما هم یک گروهان مانده بود. بیشتر افراد یا زخمی بودند یا به شهادت رسیده بودند. بعداز چندین روز نبرد، در روز هفتم جنگ به شدت خسته بودیم.

خاطرات هوشنگ صمدی

ناخدا یکم؛ هوشنگ صمدی، از تکاوران بازنشسته نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مهمان دویست و نوزدهمین برنامه شب خاطره (آذر 1390) بود. او درباره مقاومت نیروی دریایی در خرمشهر خاطره گفت: ما در دو محور اصلی با عراقی ها درگیر بودیم، یکی محور پلیس راه اهواز به خرمشهر و دیگری در محور خرمشهر به شلمچه که من همیشه در محور شلمچه بودم. 8 مهر به من خبر دادند که در پلیس راه درگیری بسیار سنگین است و دشمن با تعداد زیادی تانک در مسیر جاده خرمشهر دارد پایین می‌آید. ما هرچه سلاح ضد تانک داشتیم، همراه گروه رزمی به پلیس راه فرستادیم.

روایت زندگی شهید کاظم عاملو

رؤیای بانه

محیا حافظی

کتاب «رؤیای بانه» روایتی از زندگی شهید کاظم عاملو است. این کتاب به قلم علی‌رضا کلامی نوشته و توسط انتشارات مرز و بوم منتشر شده است. کتاب با پیش‌گفتار ناشر و مقدمه نویسنده آغاز می‌شود؛ پس از آن 75 خاطره از زبان خانواده، دوستان و هم‌رزمان شهید آورده شده است. کاظم عاملو سال 1344 در سمنان به دنیا آمد. او سال 1362 به عنوان یک نیروی بسیجی به بانه اعزام شد. پس از بازگشت، برای بار دوم به صورت سرباز وظیفه به کردستان رفت و در تیپ ویژه شهدا، دوره سربازی را گذراند. وی در 17 اسفند 1366 در منطقه ماووت عراق به شهادت رسید و پیکرش در امامزاده یحیی سمنان به خاک سپرده شد.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 80

مرتضی سرهنگی

همراه پاسدار مجروح راه افتادم. کمی که آمدیم یک آمبولانس از راه رسید و سوار شدیم. یک بسیجی زخمی هم در آمبولانس خوابیده بود. دائم زیر لب می‌گفت: «یا مهدی... یا مهدی...» به صورتش نگاه می‌کردم. واقعاً شرمنده شده بودم. او در چه عالمی سیر می‌کرد و من کجا بودم! معنی حقارت را در آن آمبولانس فهمیدم. دقایقی گذشت. بسیجی رو به من کرد و گفت: «چرا به جنگ ما آمده‌ای؟ مگر نمی‌دانستی در مقابل اسلام قرار می‌گیری؟ چه کسی مرا زخمی کرد، تو و امثال تو، برای از بین بردن نیروهای اسلام آمده‌اید.» من از خجالت سردرد گرفته بودم. به او گفتم: «می‌بینی که من سلاحی ندارم. من صبح آمدم به خط مقدم و شب اسیر شدم. حتی یک گلوله هم شلیک نکردم. مرا به زور آوردند.»

اخبار تاریخ شفاهی آذر 1402

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از آذر 1402 را می‌خوانید.

خاطرات محمدرضا نجاری

ناوسروانِ جانباز؛ محمدرضا نجاری، از بازماندگان رزم‌ناو پیکان، مهمان دویست‌ و نوزدهمین برنامه شب خاطره (آذر1390) بود. او درباره خدمت در رزم‌ناو پیکان و هم‌رزمانش خاطره گفت: خدمت در یگان شناور یکی از سخت‌ترین خدمت‌ها در نیروی دریایی است. بنده 7 آذر 1359 فقط 20 سال داشتم، زیرا بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی از آموزشگاه تخصصی نیروی دریایی مشغول خدمت شدم. آغاز خدمتم هم‌زمان شد با آغاز جنگ تحمیلی. بی‌تجربه بودم، اما فرمانده‌ام؛ شهید دریادار محمدابراهیم همتی، مانند پدر با میدان دادن به کنجکاوی‌های مثبتم باعث پیشرفتم شد. در ادامه این روایت‌‌ را ببینیم.

سیصد و چهل و ششمین برنامه شب خاطره - 1

تنظیم: لیلا رستمی

سیصد و چهل و ششمین برنامه شب خاطره، پنجشنبه 4 خرداد 1402، با حضور گروهان احیا و اعضای مؤسسه بهداری رزمی دفاع مقدس در سالن سوره حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد. راویان این برنامه، سردار علی‌اصغر مُلّا، دکتر عبدالله سعادت، دکتر احمد عبادی و داوود خانه‌زر بودند. آن‌ها درباره عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر با محوریت و نگاه به مداوای مجروحین با کمترین تلفات خاطره گفتند. اجرای این برنامه را داوود صالحی برعهده داشت.
...
63
...
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.