خاطرات محمدرضا شرکت توتونچی
روزهای 9 و 10 دی 1357
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
یکی از باشکوهترین روزهای منتهی به انقلاب در مشهد، نهم دی سال 1357 بود. صبح این روز در مشهد راهپیمایی عظیمی برگزار شد. من همراه جمعیت خیلی زیادی از مدرسه نواب حرکت کردیم. تمام خیابان تهران را طی کردیم تا به فلکه برق رسیدیم. مردم در تمام طول مسیر، تصویر بزرگ و زیبایی از امام خمینی را پیشاپیش جمعیت میبردند. بعد از فلکه برق به طرف فلکه تقیآباد رفتیم. وقتی به استانداری رسیدیم، دیدم که تصویر بزرگ امام خمینی را هم را جلوی استانداری آوردهاند. جمعیت همچنان حرکت میکرد. هنوز به میدان تقیآباد نرسیده بودیم که ناگهان ارتش به ما حمله کرد. همزمان با حمله تانکهای ارتش، خیلی از مردم به کوچههای اطراف و حتی عدهای به درون استانداری گریختند.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 79
مرتضی سرهنگی
یکی از دخترها که همکلاسی ما بود گفت: «اگر بنا باشد حجابم را بردارم ترکتحصیل خواهم کرد و دیگر به دانشگاه نخواهم آمد.» این دختر تا آخر حجابش را حفظ کرد و فارغالتحصیل شد و رفت. بعد از انقلاب اسلامی دستگیری دانشجویان و مردم مؤمن عراق شدت گرفت و آمار دستگیرشدگان هر روز بالا رفت. دوستی داشتم به نام سالم عبدالامیر که سال سوم پزشکی را در دانشگاه بصره میگذراند. روزی به دانشکده او رفتم و سراغش را گرفتم. گفتند «نیامده.»یادداشت
نسرین خالدی
صبح یکی از روزهای آخر زمستان سال 1380 وقتی زمین تازه نفسکشیده و سبزهها در کنار درختان سرک میکشید، به توصیه دوستی راهی خیابان حافظ شدم. آن روز برای گرفتن کار از خانم سلمانی واحد بانوان بابت پیادهکردن مصاحبهها از روی نوار کاست به ساختمان شماره 23 خیابان رشت، که ساختمانی پنج طبقه با آجرهای سه سانتی بود، رفتم. بعد از ورود با راهنمایی نگهبانی، به طبقه اول در اول دست چپ رسیدم. استرس داشتم، بعد از 7 سال دوری از کار بهواسطه تاج مادری که بر سر داشتم، مجدد باید در کاری که به من سپرده میشد، خودی نشان میدادم و برادریام را ثابت میکردم. در داخل واحد دو اتاق کنار هم بود،حقوق مادی و معنوی آثار تاریخ شفاهی – 5
لزوم برآورد مالی پروژهها توسط انجمن تاریخ شفاهی
گفتوگو و تنظیم: مریم اسدی جعفری
وقتی یک نفر، 6 ماه برای یک پروژه وقت میگذارد، باید هم بتواند زندگی کند و هم به علاقهاش برسد. جامعه ما به مورخان شفاهی نیاز دارد و این وظیفه ماست که همانطور که آموزش دادیم، چارچوب مالی آن را هم مشخص کنیم تا علاقهمندان تاریخ شفاهی به عنوان یک شغل به آن نگاه کنند. یک پروژه تاریخ شفاهی (خاطرات یک نفر از کودکی تا لحظه مصاحبه)، حداقل 20 ساعت مصاحبه میخواهد. در سیستم اداری، هر یک ساعت مصاحبه، یک روز کاری محسوب میشود؛ در شهرستانها 6 ساعت و در تهران 8 ساعت. ما فرض میکنیم، اگر قیمت هر ساعت را 60 هزار تومان حساب کنیم،...خاطرات علیاصغر پورمحمدی
علیاصغر پورمحمدی، مدیر وقت شبکه سه، مهمان دویست و هجدهمین برنامه شب خاطره (آبان1390) بود. او فرزند شیخ عباس پورمحمدی، از روحانیان رفسنجان و برادر ابوذر پورمحمدی تهیهکننده سینماست. او درباره مبارزات ایران علیه حکومت پهلوی و فیلمبرداری در جبهه خاطره گفت: ما در تهران و اصفهان میزبان روحانیان بودیم. پدرم دو شرط داشتند برای میزبانی روحانیت؛ یکی اینکه طرفدار و مقلد امام خمینی باشند و دوم اینکه با حکومت شاه، مبارزه کنند. صدا و سیما دو مرکز داشت مرکز اهواز و آبادان.سیصد و چهل و پنجمین برنامه شب خاطره -5
تنظیم: لیلا رستمی
راوی سوم برنامه، امیر سرتیپ دوم فولادی درباره مهمان ویژه برنامه یعنی شهید تازه تفحصشده آشوری، جانی بت اوشانا معرفی کوتاهی کرد و گفت: این شهید، سرباز گروهان سوم گردان 158 تیپ 55 هوابرد شیراز بود. در زمان شهادت 20 سال از عمرش نگذشته بود. در همان عملیات بدر در سال 1363، قبل از رفتن به عملیات در یک چالهای که ما نظامیان اصطلاحاً به آن چاله حفرگاهی میگوییم بوده است. یک چاله کوچکی که برای حفظ جان خودش در آن چاله مخفی و آماده شده بود که به دشمن بتازد.روایت فتحالله جعفری از عملیات فتحالمبین
چنانه
محیا حافظی
کتاب «چنانه» خودنوشت سرتیپ پاسدار فتحالله جعفری از مراحل عملیات فتحالمبین است. جعفری مؤسس یگانهای زرهی سپاه است و تشکیل تیپ و لشکر 3 زرهی سپاه را در کارنامه خود دارد. عنوان کتاب هم از نام یکی از روستاهای آزادشده در منطقه شوش در عملیات فتحالمبین انتخاب شده است. کتاب، با پیشگفتار ناشر و مقدمه نویسنده آغاز میشود. در مقدمه آمده است که نویسنده، حدود 20 سال کوشیده تا مشاهداتش از وقایع و حوادث 18 ماهۀ پیش و حینِ عملیات فتحالمبین را تدوین کند. وی برای انجام این کار از مشاهداتش در پایگاه گلف (ستاد عملیات سپاه در جنوب)، قرارگاههای کربلا، فتح، فجر، نصر، قدس و صحنههای درگیری عملیات استفاده کرده است.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 78
مرتضی سرهنگی
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در دانشگاه بصره تحصیل میکردم. سال دوم اقتصاد بودم. انقلاب اسلامی تأثیر بسیاری بر روحیه دانشجویان گذاشته بود. هر جا که میرفتی صحبت از انقلاب اسلامی بود. بسیاری از دخترهای دانشگاهی باحجاب شدند و دانشگاه حال و هوای اسلامی به خود گرفت. اما دیری نگذشت که از طرف اتحادیه دانشجویان بعثی اطلاعیهای صادر شد بدین مضمون که هیچ یک از زنان و دختران دانشجو حق رعایت حجاب را ندارند و باید همه بیحجاب باشند زیرا این از تأثیرات انقلاب اسلامی ایران است و ربطی به ملت عراق ندارد و حرفهای بسیار دیگر. به انقلاب اسلامی هم توهین کرده بودند. بسیاری از دخترها نترسیدند و همچنان با حجاب ماندند ولی به هر حال عدهای از ترس بعثیها حجابشان را برداشتند.سیصد و چهل و پنجمین برنامه شب خاطره -4
تنظیم: لیلا رستمی
راوی دوم برنامه، سرتیپ دوم نظامعلی صالحی در ادامه سخنانش گفت: در هشتمین روز جنگ یک دفعه خبر آوردند که تانکهای عراقی به پادگان دژ آمدهاند و زاغه مهماتها را منفجر کردند. شهید جوانشیر افسر خیلی شجاع و واقعاً نترس و وطنپرست بود. آمد و گفت: من بیست نفر آرپیجیزن میخواهم. به من اشاره کرد و گفت شما هستی؟ گفتم بله. بیست نفر آرپیجیزن انتخاب شدیم و با یک تویوتا به بیرون شهر رفتیم. حالا نه آبی برده بودیم و نه بیسیمی. ایشان فرمودند بهصورت آتش و مانور جلو میرویم، همانطور که در دانشکده افسری یاد میدهند. مثلاً سه نفر میخوابند و سه نفر آتش میکنند. به همین شکل جلو میروند.خاطرات عبدالحسین بنادری
عبدالحسین بنادری، راوی کتاب سرباز سالهای ابری، مهمان دویست و هجدهمین برنامه شب خاطره (آبان1390) بود. او درباره حمله عراق به ناوچه گارد ساحلی ایران خاطره گفت......
64
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





