خاطرات آقای نعمت‌زاده

آقای نعمت‌زاده، جانشین گردان حبیب، مهمان دویست‌ و هفدهمین برنامه شب خاطره (مهر 1390) بود. او درباره عملیات آبی_خاکی خاطره گفت: عملیات آبی_خاکی را برای اولین بار تدارک دیدند. یعنی باید وارد آب می‌شدی. بعد می‌رفتیم در خاک عملیات را ادامه می‌دادیم. ما در جُفِیر مستقر بودیم. پیش‌کسوتان گردان‌ها و لشکرها هم بودند. همه لباس فرم سبز با آرم مخملی داشتیم. 313 نفر سوار شدیم. گردان امام زمانی بودیم. رفتیم در جزیره جنوبی فرود آمدیم. پشت بی‌سیم گفتند هاشم کلهر و دار و دسته‌ا‌ش پرکشیدند.

سیصد و چهل و پنجمین برنامه شب خاطره -2

تنظیم: لیلا رستمی

نخستین راوی برنامه، سرتیپ دکتر نصرالله عزتی در ادامه صحبت‌هایش گفت: من بعد از فارغ‌التحصیلی عاشق رسته زرهی بودم. همیشه این را برای دانشجویان افسری می‌گویم که دو تا رسته رزمی انتخاب کنید و یک رسته اداری. من هر سه تا را زرهی زده بودم. شهید نامجو به من می‌گفت حالا اینقدر عاشق زرهی هستی؟! گفتم زرهی را دوست دارم. در هر صورت دوره آموزشی کوتاهی دیدم و به واحد تیپ 37 زرهی شیراز که آن موقع در منطقه ماهشهر آبادان بود رفتم. در آن تیپ عملیات‌های مختلفی انجام دادیم. تیپ 37 زرهی شیرازی نقش مهمی در آزادسازی آبادان داشت. بعد از آزادسازی آبادان برای عملیات فتح‌المبین آماده شدیم.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 75

مرتضی سرهنگی

وقتی از بیمارستان به اردوگاه بازگشتم بعد از چند وقت اسرای عملیات رمضان را به اردوگاه ما آوردند. بسیاری از آنها مرا می‌شناختند. وقتی مرا دیدند حیرت‌زده پرسیدند «مگر تو کشته نشدی؟» به آنها گفتم «نه. می‌بینید که زنده هستم.» یکی از اسرا که با من در آن حمله شرکت داشت تعریف کرد «بعد از سوختن پست فرماندهی عقب‌نشینی کردیم. فرمانده تیپ دستور داد که یک هلی‌کوپتر با موشک پست فرماندهی را منهدم کند. به او گفته بودند جنازه ستوان... داخل پست فرماندهی است. گفته بود اهمیت ندارد. آن نفربر باید منهدم بشود زیرا نقشه و اسرار نظامی داخل آن قرار دارد. فردا ساعت هشت صبح یکی از هلی‌کوپترها با موشک پست فرماندهی را منهدم کرد. ما خیال کردیم شما تکه‌تکه شده‌اید. اعلام کردند که شما کشته شده‌اید. حتی به خانواده‌تان هم اعلام کردند و آنها مجالس سوگواری گرفتند.»

روایت رمضان الله وکیل از هشت سال جنگ تحمیلی

موقعیت الله‌وکیل

محیا حافظی

کتاب «موقعیت الله‌وکیل» به روایت حاج رمضان الله‌وکیل، فرمانده تدارکات تیپ 44 قمر بنی‌هاشم(ع) و تیپ 91 بقیةالله(عج)، نوشته فضل‌الله صابری و رضا اعظمیان جزی است و توسط انتشارات مرز و بوم با همکاری حوزه هنری اصفهان منتشر شده است. کتاب با مقدمه آغاز می‌شود و مطالب در ده فصل دسته‌بندی شده است. راوی متولد 1341 در شهر گزبرخوار است و روایت خود را از یک روز پس از انقلاب شروع می‌کند. او پس از توضیحات کمی درباره اقداماتی که در فاصله پیروزی انقلاب تا آغاز جنگ انجام داده، به عزیمت به جبهه‌ها و فعالیت در جنگ می‌پردازد.

خاطرات امیرعلی حاجی‌زاده

سردار امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مهمان دویست‌ و هفدهمین برنامه شب خاطره (مهر 1390) بود. او درباره عملیات والفجر و شهید پیرانیان خاطره گفت: در عملیات والفجر 8 جانشین تیپ موشکی سپاه بودیم و برای پیگیری بعضی کارها لازم بود با فرماندهان ارتباط برقرار کنیم. به منطقه عمومی آبادان و منطقه عملیاتی فاو آمده بودیم که با شهید مهدی پیرانیان برخورد کردیم. ایشان از متخصصان موشکی بود که به کمک گردان حبیب آمده بود.

سیصد و چهل و پنجمین برنامه شب خاطره - 1

تنظیم: لیلا رستمی

نخستین راوی برنامه، سرتیپ دکتر نصرالله عزتی جانباز شیمیایی بود. وی علاوه بر حضور بیش از 100 ماه در مناطق عملیاتی، در واحدهای زرهی خدمت کرده و 11 سال نیز معاونت وزیر دفاع را بر عهده داشته است. راوی از روز همایش دانشجویان افسری و سخنان شهید نامجو و آن حادثه در سالن آمفی‌تأتر دانشکده افسری چنین گفت: یکی از مسائلی که کمتر به آن توجه شده، حضور دانشجویان دانشگاه افسری در نخستین روزهای جنگ در جبهه خوزستان است. ما در حال فارغ‌التحصیلی بودیم و حدود سه ماه با درجه افسری به منزل می‌رفتیم و برمی‌گشتیم. دقیقاً روز 31 شهریور، دانشجویان آخرین تمرین رژه را در دانشگاه افسری انجام ‌دادند.

خاطرات روزانه شهید غلامرضا صادق‌زاده

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

شب در اردوگاه تصمیم گرفتم که صبح به عنوان حمام و بعد صبحانه و تلفن از اردوگاه خارج شوم. تمام بچه‌ها مایل بودند که روز جمعه از اردوگاه خارج شوند. صبح زدیم بیرون. ساعت 15/6 تا ساعت 5/8 توی حمام بودیم و حسابی رخت‌هایمان را شستیم. بعد از خوردن صبحانه، به تلفنخانه رفته و با تهران تماس گرفتم. خود فهمیم گوشی را برداشت. دلم هوای گوش دادن داشت، ولی واجب بود که صحبت کنم. گفتم که یکی از رفقایم به تهران خواهد آمد. به وسیله او فیلم و پول بفرستند که قول‌اش را داد. فهیم گفت که برایم نامه فرستاده است.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 74

مرتضی سرهنگی

وقتی بسیجیهای شما مرا از داخل پست فرماندهی بیرون کشیدند، ساعت هفت‌ونیم صبح روز بعد از حمله بود. ساعت هفت بعدازظهر زخمی شده و تا هفت‌ونیم صبح فردا بی‌هوش داخل پست فرماندهی مانده بودم. در بیمارستان متوجه شدم یک چشمم را به کلی از دست داده‌ام، پایم به شدت مجروح شده و دست راستم فلج شده است. نقطه‌ای از بدنم نبود که ترکشی، کوچک یا بزرگ، در آن نباشد. در بیمارستان نیروی هوایی پرستاری بود همسن مادرم. این پرستار آنقدر در حق من مهربانی و دلسوزی کرد که باور کردنش برایم غیرممکن بود. هر روز برایم آب گرم و صابون می‌آورد و خودش دست و رویم را می‌شست و لباسهایم را عوض می‌کرد. از او خیلی ممنونم.

حقوق مادی و معنوی آثار تاریخ شفاهی-4

بیشترِ شفاهی‌کاران، گرفتار چارچوب‌های تدوین رسمی مراکز هستند

گفت‌وگو و تنظیم: مریم اسدی جعفری

در کل، وضع مطلوبی در حوزه نشر نداریم و این، یک واقعیت است؛ چه در حوزه تاریخ شفاهی، چه در حوزه‌های دیگر. الان افرادی هستند که برای کارهای تاریخ‌‌شفاهی‌شان، ناشر پیدا نمی‌کنند. یعنی خودش از صفر تا صدِ کتاب را انجام داده ولی هیچ ناشری، زیرِ بارِ چاپِ کتابش نمی‌رود. چون نشر؛ گران، شمارگان؛ پایین و خواننده؛ کم شده است. قبلاً این‌طور نبود و افراد با هزینه شخصی اقدام به انتشار خاطراتشان می‌کردند. حالا بسیاری از ناشران، واردِ گود نمی‌شوند. چون کسی حاضر نیست، برای یک کتاب 300 صفحه‌ای که حداقل هزینه هر جلد آن حدود 500 هزار تومان آب می‌خورد، سرمایه‌گذاری کند!

پرابلماتیک روایت در ایران پساانقلاب و جنگ

(نگاهی به کتاب خط به خط خاطره؛ شیوه‌نامه‌ی ویرایش کتب خاطره‌نگاری مستند)

فرانک جمشیدی

مسئله این است که «با گذشت سه دهه از ظهور پدیده‌ی خاطره‌نویسی» جنگ/ دفاع مقدس/ پایداری در ایران، با ظهور پدیده‌ی دیگری به نام «روایت‌نویسی اجتماعی» روبرو هستیم که ویژگی بارز آن «محفوظ‌ ماندن زبان گفتار راوی» است، چندانکه می‌توان «صدای راوی را از درون این متن‌ها شنید». دست‌کم سه عامل را می‌توان برشمرد که نشان می‌دهند چرا باید زبانی را که این متن‌ها را تولید کرده‌اند؛ یعنی زبان گفتار را به رسمیت بشناسیم، به‌درستی تعریف‌اش کنیم و...
...
66
...
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.