خاطرات پرویز سروری
پرویز سُروری، نماینده حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی، مهمان دویست و شانزدهمین برنامه شب خاطره (شهریور 1390) بود. او درباره پاسخ به سؤالات دشمن علیه کمرنگ کردن هفته دفاع مقدس صحبت کرد. سپس خاطرهای درباره سوریه گفت. ما در سوریه بودیم هیأتی از ایران آمده بودند. ملاقاتی با سوریهایها داشتند. در مرحله پیش از آن، لشکر 27 به آنجا رفته بود. شناساییهایی از مواضع اسرائیلیها داشت.بخشی از خاطرات یک پزشک فلسطینی از تلزعتر
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
برای شنیدن اخبار، همیشه یک رادیو ترانزیستوری با خود داشتم. ولی کدام اخبار؟ خبرها به واقعیت میپیوندند. اخبار را میشنویم؟ نه، آنها را میسازیم، میآفرینیم. ولی... دشمن بمباران را زودتر از همیشه آغاز کرد. با پشت سر نهادن سی و دو حمله که توسط فداییان ما دفع شده بود، میرفتیم تا در روزی دیگر با حملههایی دیگر، روبهرو شویم. هوا در طبقه پایین واقعاً خفهکننده بود. زخمیان روی زمین خوابیده بودند. رختخوابها همه پر شده بود. راهروها پر از زخمی بود. ژانراتور برق هم هنوز شروع به کار نکرده بود و ما ناچار، از شمع استفاده میکردیم. ولی شمع از کجا میآوردیم؟اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 73
مرتضی سرهنگی
فرماندهان ارتش عراق بعد از عملیات فتحالمبین و جبهه طاهری خرمشهر گیج و دیوانه شده بودند. دیگر عقلشان کار نمیکرد. آنها وقتی فهمیدند نیروهای شما میخواهند خرمشهر را آزاد کنند از تمام جبههها نیرو به طرف خرمشهر سرازیر کردند. شش بار ما را وادار به حمله کردند تا قدرت حمله را از شما سلب کنیم. هر شش بار با شکست و تلفات زیادی مواجه شدیم. طبیعی است که چارهای جز عقبنشینی نداشتیم. در حمله آخر، فرمانده از پشت بیسیم دستور حمله داد. ساعت پنج یا شش بعدازظهر بود که در یکی از جبههها حمله کردیم. من هم داخل پست فرماندهی بودم و به طرف نیروهای شما میآمدم. یک موشک آرپیجی به پست فرماندهی اصابت کرد...کیفیسازی آثار تاریخ شفاهی -3
نمایه
محیا حافظی
یکی از ملزوماتی که در کتابهای تاریخ شفاهی باید به آن توجه ویژهای کرد نمایه است. نمایه عبارتاست از خرد کردن محتوای کتاب بر اساس گونه. یعنی محتوای کتاب بر اساس دستهبندیهای مختلف خرد شده و دوباره در انتهای کتاب آورده شود. زمانی که یک پژوهشگر در کتابها به دنبال موضوع خاصی میگردد، امکان خواندن همه آن کتابها از صفر تا صد را نخواهد داشت؛ چرا که هم تعداد منابع زیاد هستند و هم میزان تولید علم سریع و فراوان است؛ بنابراین نه امکان خواندن همه کتابها وجود دارد و نه این کار منطقی است. در اینجا پژوهشگر برای یافتن موضوع مورد نظر خود به نمایه کتابها مراجعه میکند.خاطرات سیدجواد هاشمی
سیدجواد هاشمی، نویسنده و کارگردان، مهمان دویست و شانزدهمین برنامه شب خاطره (شهریور 1390) بود. او درباره سفر به مکه و ماجرای عبایش خاطره گفت: پدربزرگم در سن 12 سالگی یک عبا به من هدیه داد. ایشان موقع فوت گفت در تمام اماکن متبرک دنیا این را تبرک کن. گفتم چشم. سالها پیش به مکه رفتم. عبا را چهار تا زدم و ایستادم. یاد پدربزرگم افتادم. با یک حال روحانی عبا را چسباندم به دیوار حرم الهی. دو سرباز آمدند و عبا را میکشیدند. یک فرشته نجات آمد و ...برشی از خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
تعدادی از مقامات شوروی، از جمله امام جماعت مسجد بزرگ مسکو و مشاور گورباچف، به همران دیپلماتهای ایرانی در پایین پله به استقبال ما آمده بودند. طبق اصول دیپلماتیک، ریاست گروه، باید زودتر از همه بیرون از هواپیما میرفتند. این مسؤولیت بر عهده آیتالله جوادی آملی بود. ما هم پشت سر ایشان از پلهها پایین رفتیم. چندین نفر پایین پله ایستاده بودند. یکی از آنها که عینک درشتی به چشم داشت و به نظر میرسید مسؤول تشریفات است، با بهت و ناباوری ما را نگاه کرد. به نظرم هیبت جناب آیتالله جوادی آملی با آن عمامه و قبا و من، با پوشش چادر، او را متعجب کرده بود. انگار در تمام عمرش، یک روحانی و یک زن محجبه ندیده بود!حقوق مادی و معنوی آثار تاریخ شفاهی-3
«قرارداد خرید اثر» با شرایط دشوار نشر، بهترین رویکرد است
گفتوگو و تنظیم: مریم اسدی جعفری
مدیرمسئول انتشارات سوره سبز که بیش از یک دهه از فعالیتش در حوزه ادبیات دفاع مقدس میگذرد، درباره خطمشی این ناشر حوزه جنگ در قبال حقوق مادی و معنوی نویسندگان، اظهار داشت: «روش انتشارات سوره سبز از ابتدا به این صورت بوده که با نویسندگان حوزه دفاع مقدس؛ چه در حوزه تاریخ شفاهی، چه در حوزه خاطرات، زندگینامه، شعر و حتی آثار مستند، قراردادِ خرید اثر تنظیم میشود و بدون قرارداد کتبی، سفارش کاری به هیچ نویسندهای داده نمیشود.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 72
مرتضی سرهنگی
از نیروهای ما فقط سیصد نفر به عقب برگشتند. وقتی عقبنشینی میکردیم بالای کوهها نیروهای شما را دیدم. تقریباً سی و پنج نفر بودند. آنها نیز ما را میدیدند ولی نمیدانم چرا به طرف ما تیراندازی نکردند. فکر میکنم آنها به ما رحم کردند زیرا نیروهای ما از هم پاشیده بود و هیچ نظم و سازمان درستی نداشت. بعد از عقبنشینی، به منطقه مسیب آمدم. مسیب در خاک خودمان و در حومه شهر حله است. در این منطقه واحدهای از هم پاشیده را سازماندهی کردند و من از آنجا به تیپ 426 از لشکر 14 منتقل شدم و به گیلان غرب آمدم. فرمانده این تیپ سرهنگ برهان خلیل محمد قبلاً فرمانده ضداطلاعات لشکر هفت بود.مصاحبه در تاریخ شفاهی دفاع مقدس -2
محمدمهدی عبداللهزاده
خروجی یک مصاحبه اصولی و قاعدهمند که بر اساس طرحی معین پیش رفته است، مرحله تدوین را به سهولت طی خواهد کرد. ماحصل این مصاحبه دارای جزئیات لازم است و مصاحبهکننده در مواردی که ابهامی وجود داشته با طرح سؤالات بهموقع آن را برطرف کرده است. مصاحبهکننده با مدیریت مناسب جلسات مصاحبه، آن را در کانالی هدایت کرده که عمده مطالب خاطره است و کمتر دادهها یا تحلیلهای بیربط در متن وجود دارد. اگر مصاحبهکننده تاریخ شفاهی منفعل و خاموش باشد، حاصل کار، تنها گرفتنِ خاطرات، خواهد شد.خاطرات جمال شورجه
جمال شورجه، نویسنده و کارگردان، مهمان دویست و شانزدهمین برنامه شب خاطره (شهریور 1390) بود. او درباره ارتباط جنگ تحمیلی و سینما و انجمن اسلامی دانشجویان خاطره گفت: در آن دوره آموزش فیلمسازی داشتیم. تصمیم گرفتیم به درس خود ادامه بدهیم، اما به جای تفنگ، دوربین برداریم. ما هم در جبههها به صورت تئوری و عملی آموزش میدیدیم. در ادامه این روایت را ببینیم....
67
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





