مصاحبه در تاریخ شفاهی دفاع مقدس - 1
محمدمهدی عبداللهزاده
به عقیده بسیاری از صاحبنظران، مصاحبه قلب تاریخشفاهی است و نقش خشت اول در تاریخ شفاهی را دارد. بر همین اصل است که حتی برای افرادی که تجربه و دانشی در این حیطه دارند، کسب دانشِ بیشتر و اصلاح و تکمیل روشهای استفاده شده قبلی ضرورت دارد. هنگامی این ضرورت بیشتر نمود دارد که مصاحبههایی که با استاندارهای لازم صورت نگرفته دوباره ازنظر بگذرانیم. در این مقاله به طور مختصر درباره مصاحبه در تاریخ شفاهی دفاع مقدس، مطالبی تقدیم میشود.برشی از یادداشتهای روزانه جنگ آیتالله جمی
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
1359/7/24: صبح زود تلفن شد که وضع جبهه خرمشهر فوقالعاده خطرناک [است] و اکیداً از من خواستند جریان را به اطلاع مقامات [= مقامهای] بالا برسانم. فوراً به دفتر امام تلفن و تأکید کردم که وضع وخیم است. سپس به هنگ ژاندارمری و اتاق جنگ رفتم. آنجا همه نگران بودند. با افسران مربوطه مذاکراتی صورت گرفت. سپس به رادیو برای پیام روزانه رفتم و چون روزهای گذشته پیامی به رزمندگان و مردم خوزستان دادم. نزدیکیهای ظهر به منزل آمدم که نه آب داشتیم و نه غذای ناهار. برای رفع تشنگی، اناری را مکیدم و بعد به زحمت مقداری سیبزمینی و تخممرغ آبپز پیدا کردیم.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 69
مرتضی سرهنگی
قبل از این که به خدمت سربازی احضار شوم کارگر ساده و غیررسمی سازمان مسکن در بغداد بودم. حادثهای که میخواهم برایتان تعریف کنم در بغداد اتفاق افتاد. این حادثه به طرز عجیبی در روحیه مردم اثر گذاشت. تا مدتها صحبت از این حادثه باورنکردنی و شگفتآور بود. هر کس درباره آن حدسی میزد. عدهای میگفتند اتفاقی بوده و عدهای هم به عمق معنویت حادثه پی برده بودند. اما خدا را شکر میکنم که من توانستم تا جایی که عقلم قدرت داشت جنبه اعجاز آن را بفهمم. پدرم در تفهیم بیشتر این مطلب شریک بود.میراثی بدون نظام حقوقی
حمید قزوینی
تاریخ شفاهی که از طریق مصاحبههای هدفمند انجام میشود، بخشی از گذشته را حفظ و به نسلهای بعدی منتقل میکند و حاوی منابع مهمی برای پژوهشگران رشتههای مختلف علمی است. بسیاری از وقایع و اطلاعات دوره معاصر از طریق همین فایلهای صوتی و تصویری، ماندگار میشوند که بدون آنها امکان حفظ و انتقال به آینده را ندارند. مصاحبههای تاریخ شفاهی، در بسیاری از مواقع، موقعیتی منحصر به فرد دارند و حفظ و نشر آنها از جهات مختلف حائز اهمیت است؛ خصوصاً از آن رو که شاید...سیصدوچهلوچهارمین برنامه شب خاطره-5
تنظیم: لیلا رستمی
چهارمین راوی شب خاطره سیصدوچهلوچهارم، آزاده خلبان امیر سرتیپ محمد صدیققادری، در ادامه از دوران اسارت خود گفت: روی تخت بیمارستان بودم. صلیب سرخ برای بازدید آمدند. قبل از آن دکترهای عراقی آمده بودند و قرار بود اسامی مریضها را روی تخت و بالای سرشان بزنند. وقتی اسامی را زدند من نگاه کردم و دیدم روی سینه و بالای تخت یکی از مجروحین نوشته شده محمدحسن لقمانینژاد. آن لحظه خوشحالترین لحظه زندگیام بود.خاطرات ابراهیم سریانی
ابراهیم سریانی، شاعر و روزنامهنگار ترک که در کشتی آزادی غزه حضور داشته، مهمان دویست و چهاردهمین برنامه شب خاطره ( 2 تیر 1390) بود. او درباره دیدههای خود در کشتی ماریمرمره خاطره گفت: من آمدم برای شما بگویم که در اولین بار هم تاریخ انسانیت با کشتی شروع شد؛ الان هم با کشتی نوشته شد. کشتی نوح اولین کشور حق و فضیلت بود. اولین دولت را ما انسانها در آب ساخته بودیم. آخرین کشور را هم شرکت کنندگان ماریمرمره در آب در کشتی ساختند.چهل خاطره از لحظه اسارت رزمندههای ایرانی
تابستان 1369
محیا حافظی
کتاب تابستان 1369، نوشته مرتضی سرهنگی توسط انتشارات سوره مهر در سال 1401 با شمارگان 1250 نسخه منتشر شده است. قیمت هولوگرامی این کتاب 94000 تومان است و 324 صفحه دارد. روی جلد کتاب رنگ اورکت رزمندهها را تداعی میکند و رنگ نام آن، رنگ زرد تابستان را. عکس کهنهای که یک گوشه آن تا خورده و گوشه دیگرش پاره شده، در کنار نام کتاب، خودنمایی میکند. عکسِ دو رزمنده که در جادهای درحال رفتن هستند؛ یکی اسلحه به دست، پشت سر دیگری است و رزمنده دورتر، دستهایش به حالت تسلیم بالاست.برشی از خاطرات ایران ترابی
آمادهسازی بیمارستان سوسنگرد
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
نزدیک ظهر به سوسنگرد رسیدیم. روز بیستویکم مهر [1359] بود. این شهر هم دست کمی از اهواز نداشت بلکه وضعیت بدتر هم بود. همه جا خاک بود و ویرانی. شهر تقریباً خالی از سکنه شده بود. همانطور که نیروی هلال احمر اهواز گفته بود شهر هنوز هم در دسترس دشمن بود و هیچ جای آن از آتش توپ و خمپاره آنها امنیت نداشت. سریع خودمان را به بیمارستان شهر رساندیم. در و تابلوی بالای آن هنوز سالم بود. حیاط بزرگی داشت که یک قسمت آن شخم خورده بود. گویا قبل از شروع جنگ برای کاشتن گل یا نهال آنجا را آماده کرده بودند.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 68
مرتضی سرهنگی
خلبان شما مشتی خاک از زمین برداشت و آن را به فرمانده لشکر نشان داد ـ فقط نشان داد و حرفی نزد ـ و بعد از لحظهای آن را محکم به صورت فرمانده لشکر کوبید، طوری که فرمانده مجبور شد برای چند دقیقه چشمانش را با دست بگیرد و دیگر نتوانست حرفش را ادامه دهد. ولی در همان حال گفت «این خلبان دیوانه را از جلو چشمم دور کنید.» بعد گویا خلبان را به بغداد فرستادند. تا مدتها در واحد ما صحبت از جسارت و شجاعت خلبان بود. از او به عنوان یک افسر شجاع یاد میکردیم.سه رهآورد تاریخ فرهنگی برای پژوهشگران جنگ
داود ضامنی
شاید این ادعا که مهمترین تأثیر تاریخ فرهنگی بر مطالعات جنگ، ساختارشکنی از مفهوم «تاریخ» و مفهوم «جنگ» بود ادعای گزافی نباشد. تاریخ فرهنگی در حقیقت، مفهوم جنگ و تاریخ جنگ را Deconstruct کرد. تاریخ فرهنگی به ما میگوید جنگ را منحصر به متنها، جلوهها و تجلیات افرادی که صرفاً در میدان نبرد بودند، نبینید، بلکه متن های مجاور آن را هم ببینید. از سوی دیگر تاریخ فرهنگی به ما میگوید جنگ فقط روایت رخدادها و وقایع و حتی تجربههای فردی فرماندهان، رزمندگان، جانبازان و اسیران نیست. نمادهایی که در جنگ و حتی پس از جنگ به وجود آمدند هم تاریخ دارند. اشیا هم تاریخ دارند....
69
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





