کودتا در مشهد

برشی از خاطرات جلال‌الدین فارسی

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

روز 28 مرداد 1332، در مشهد، دو تانک سبک با جمعی از اوباش و درجه‌داران، خیابانهای شهر را درنوردیدند. عده‌ای از آنها به اشاره گردانندگان کودتا، دست به غارت چند مغازه و سینماهایی زدند که در دو شب گذشته از اجرای سرود شاهنشاهی خودداری کرده بودند. یک کتابفروشی، و کفاشی شیک، متعلق به اخلاقی توده‌ای، از آن جمله بودند. غارتگران، کتابهای قیمتی و صندلیهای سینما را در خیابان می‌فروختند تا بتوانند دوباره چیزی بربایند. مردم عادی، حیران ولی نه چندان متأثر و متأسف در پیاده‌رو قدم می‌زدند. بسیاری به مردم کوفه در واقعه کربلا شباهت داشتند.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 60

مرتضی سرهنگی

گفتم «شما فرمانده و سرگرد هستید چطور نمی‌دانید واحد تانک حماد کجاست!» قسم خورد که نمی‌داند خود در کجا است و واحدش به کجا می‌رود. خندیدم و از موضع بیرون آمدم و بعد از مسافت زیادی تقریباً ساعت ده شب موضع خودمان را پیدا کردم. چند روز گذشت و دستور حمله صادر شد. گردان تانک حماد شهاب و نیروهای ما شب حمله تا پنج کیلومتری پل نادری پیشروی کردیم. یک پادگان در این حوالی بود که نمی‌دانم نامش چه بود. گردان حماد به این پادگان حمله کرد و چهار اسیر و دو آمبولانس و یک تانک به غنیمت گرفت.

سیصد و چهل و دومین برنامه شب خاطره-3

تنظیم: لیلا رستمی

راوی سوم برنامه شب خاطره، سردار ابوالقاسم طباطبایی، فرمانده قرارگاه مهندسی خاتم‌الانبیا و از پیشکسوتان رزمی سپاه، با اشاره به تقارن ایام فاطمیه و برنامه شب خاطره بخش ابتدایی سخنانش را به خاطره معروف کنار نهر جاسم[1]، شهید خرازی و مداحی شهید تورجی‌زاده اختصاص داد و گفت: وقتی همه در مقر لشکر 11 ارتش عراق که هفتصد متر بعدش نهر جاسم بود کم آوردند و استغاثه می‌کردند، شهید حسین خرازی، شهید محمدرضا ‌تورجی‌زاده را که مداح هم بود صدا می‌زند و می‌گوید: «بی‌سیم را روشن کن و مصیبت حضرت زهرا را بخوان.»

خاطرات مهین ترابی

مهین ترابی، امدادگر صحنه‌های نبرد، مهمان دویست‌ و یازدهمین برنامه شب خاطره(1 اردیبهشت 1390) بود. او در ادامه صحبت‌های شب خاطره ماه قبل، درباره ورود به سوسنگرد خاطره گفت: به سختی وارد سوسنگرد شدیم. بیمارستان سوسنگرد آب و برق و تلفن و.. نداشت. دسته‌جمعی بیمارستان را احیا کردیم و آماده پذیرش شدیم. آنجا از 5 جبهه برای ما مجروح می‌آوردند. از دهلویه، بوستان، هویزه، پادگاه حمید و اطراف سوسنگرد برای ما مجروح می‌آمد. شبانه‌‎روز کار می‌کردیم. مجروحان را یا داخل فرغون، یا روی کولشان، گاهی هم با برانکارد می‌آوردند. در ادامه این روایت‌‌ را ببینیم.

حرکت به سوی پاوه

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

اخبار وحشتناک پاوه به مرکز می‌رسید، و دستور کمک نیز به ارتش و سپاه پاسداران داده می‌شد، ولی نتیجه‌ای نمی‌داد، و بیم آن می‌رفت که پاوه نیز به سرنوشت شوم مریوان دچار شود و قتل‌عام فجیعی توسط حزب دموکرات و چپ نمایان دیگر در آن صورت گیرد. از طرف دولت وقت، به من مأموریت داده شد که شخصاً به پاوه بروم و سعی کنم که با مذاکره و به طریق مسالمت‌آمیز، مثل مریوان، قضیه پاوه را حل کنم، ‌و از خونریزی بیشتر جلوگیری نمایم.

معرفی کتاب

سفر به روزهای جنگ

محیا حافظی

سفر به روزهای جنگ، خاطرات امیر سرتیپ سیدحسام هاشمی؛ هم‌رزم شهید علی صیاد شیرازی است. در زیر عنوان کتاب، کلمه «فرماندهان» به رنگ نقره‌ای و شکلِ مُهر به چشم می‌خورَد. نویسنده کتاب، سعید علامیان است و ویرایش آن را مهدی عقابی انجام داده است. چاپ اول کتاب سفر به روزهای جنگ درسال 1401 توسط انتشارات خط مقدم (قم) با شمارگان 1000 نسخه در 320 صفحه و با قیمت 120 هزار تومان منتشر شده است.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 59

مرتضی سرهنگی

دو روز از وارد شدن ما به خاک شما نگذشته بود که گلوله‌ای نمی‌دانم از کجا آمد و یک ترکش کوچکش به سر استوار بوحیر خورد و او را مجروح کرد. استوار دیوانه شد. او را به پشت جبهه بردند و به بیمارستان نظامی الرشید بغداد فرستادند. دو روز از وارد شدن ما به خاک شما نگذشته بود که گلوله‌ای نمی‌دانم از کجا آمد و یک ترکش کوچکش به سر استوار بوحیر خورد و او را مجروح کرد. استوار دیوانه شد. او را به پشت جبهه بردند و به بیمارستان نظامی الرشید بغداد فرستادند.

سیصد و چهل و دومین برنامه شب خاطره-2

تنظیم: لیلا رستمی

راوی دوم برنامه سردار علی‌اکبر پوری‌رحیم از فرماندهان سابق گروه مهندسی 40 صاحب‌الزمان(عج)، گفت: در آن زمان سپاه یازدهم دشمن در عملیات کربلای 5 مقاومت زیادی می‌کرد. فاصله قرارگاه سپاه یازدهم دشمن هم به ما نزدیک بود. حدود دویست متر بیشتر نبود، ولی سپاه هر چه به آن‌جا حمله می‌کرد اینها سقوط نمی‌کردند و مقاومت می‌‌کردند. دور تا دور قرارگاه هم میادین مین و سیم‌خاردار جاگذاری کرده بودند. شهدای زیادی هم در کنار اینجا بودند. مأموریتی که برای ما تشریح شد این بود که برویم خاکریزی بزنیم تا بتوانیم این شهدا را به عقب انتقال بدهیم.

برشی از کتاب آشنایان ناآشنا

زنان در دوران اسارت

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

حجت‌الاسلام والمسلمین ابوترابی، روحانی آزاده و نماینده ولی فقیه در ستاد رسیدگی به امور آزادگان پیرامون نقش زنان در زندان‌های عراق می‌گوید: «دوران اسارت متوجه شدیم که چهار خواهر اسیرند و با نهایت شجاعت و شهامت به سر می‌برند ولی آن‌ها را ندیده بودیم. بعد از یک‌سال‌ونیم و شاید قریب دو سال این چهار خواهر را به اردوگاه ما آوردند. تعداد ما حدود دو هزار و چهارصد نفر بود. به محض ورود آن‌ها برادران در آن تنگنای وحشتناک، صدای تکبیرشان بلند شد. برادران فکر می‌کردند خواهران روحیه ندارند و گفتند بگذارید با گفتن این تکبیر هر چند که ما را اذیت کنند به آن‌ها روحیه دهیم. این خواهران یاد کاروانسالار اسرای کربلا حضرت زینب(س) در اسارت را زنده کردند.

خاطرات حسن نقاش‌زاده

حسن نقاش‌زاده، جانباز دفاع مقدس، مهمان دویست‌ و یازدهمین برنامه شب خاطره(5 اسفند 1389) بود. او درباره عملیات فاو خاطره گفت: شما اگر روی نقشه کشور ما دقت کنید، شهر فاو موقعیت خاصی داشت. ایران با عملیات فاو ارتباطِ عراق را با خیلی از مناطق قطع کرد. ایران بعد از عملیات بدر، طرح وسیعی برای عملیات فاو داشت. باید مدت زیادی کارِ اطلاعات عملیات انجام می‌شد. با توجه به اینکه تعدادی از بومیان، ستون پنجمِ عراقی‌ها بودند، این کارها نزدیک 8 ماه به صورت مخفی انجام می‌شد.
...
74
...
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.