برشی از کتاب شاهدان حماسه
خاطرات اشرف سیفالدینی درباره آزادی خرمشهر
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
شب پیروزی و فتح خرمشهر را هیچ زمانی فراموش نمیکنم. آسمان اهواز حال و هوای دیگری داشت، حس عجیبی داشتیم هر لحظه منتظر شنیدن صدای اللهاکبر پیروزی بودیم. به هر جا که نگاه میکردی دستهای به دعا رفته را میدید که برای پیروزی رزمندگان دعا میکردند و عنایت خدا شامل حال رزمندگان شد و خرمشهر آزاد گشت. ذکر صلوات و تکبیر همه بلند شد، نمیتوان آن لحظات را بیان کرد ما فقط شاهدی بر این حماسه بزرگ بودیم.اخبار تاریخ شفاهی اردیبهشت 1402
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از اردیبهشت 1402 را میخوانید.سیصد و سی و نهمین شب خاطره -1
نامهرسان
تنظیم: سپیده خلوصیان
سیصدو سیو نهمین برنامه شب خاطره با عنوان «نامهرسان»، پنجشنبه ۷ مهر 1401، با حضور خانواده پستبانک کشور در تالار سوره حوزه هنری، با اجرای داوود صالحی برگزار شد. راوی اول برنامه، خانم مریم کاتبی، پرستار یزدی در دوران دفاع مقدس گفت: وقتی انقلاب شد، بیمارستانها دست گاردیها بود و اگر مردم کمکهای اولیه میدانستند، میتوانستند خیلی از هممیهنانشان را نجات دهند. بعد از پیروزی انقلاب، ما در مساجد مختلف به خانمها کمکهای اولیه را آموزش میدادیم تا اگر خدایی نکرده اتفاقی افتاد، مردم آگاهی داشته باشند.خاطرات محمد نجفپور
سرتیپ محمد نجفپور، مهمان دویست و چهارمین برنامه شب خاطره(6 آبان 1389) بود. او درباره چگونگی اسیر شدنش و دیدار با سرهنگ احمد حیدری خاطره گفت؛ ...ما حلوای سرهنگ حیدری را هم خوردیم؛ اما وقتی اسیر شدم، او را دیدم و خوشحال شدم. در ادامه این روایت را ببینیم.خاطرات علی عِچرَش
«آزادی خرمشهر»
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
با آزادی خرمشهر و عقب زدن دشمن به مرز شلمچه، ماهشهر از جبهه دورتر شد و شکل پدافندی به خودش گرفت. نیروهایی که برای عملیات به ماهشهر آمده بودند به شهرهای خودشان برگشتند و من بعد از مدتی به خانه رفتم. یاسر در یکی از سنگرها یک آلبوم اسکناس پیدا کرد. همه دورش جمع شدیم که آلبوم را نگاه کنیم. تمام اسکناسهای ایرانی از دورههای قدیم در آلبوم چیده شده بود. مجموعه اسکناسها یک کلکسیون ارزشمند بود. خدا میداند صاحب آلبوم چند سال و با چه عشق و علاقهای آنها را جمع کرده بود.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-48
مرتضی سرهنگی
باور کردن آن نیز شاید برای شما مشکل باشد. شاید در دنیا عده معدودی باشند که این داستان را در روزنامه شما از زبان یک اسیر بخوانند یا بشنوند و باور کنند، ولی اگر در دنیا یک نفر باشد که این حرف مرا باور کند برایم کافیست. حتی اگر آن یک نفر هم پیدا نشود باز هم من میدانم و خدای من. این واقعه را برای شما تعریف میکنم. برای ملت بزرگوار ایران تعریف میکنم تا آنها از قدرت ایمان فرزندان خود آگاه شوند و بدانند که فرزندانشان با امدادهای غیبی پیروز میشوند...سیصد و سی و هشتمین شب خاطره -3
بچه بازارچه
تنظیم: سپیده خلوصیان
مادر شهید ابوالقاسم کشمیری درباره فرزندش گفت: برایتان از خوابی که درباره شهید دیدم میگویم. حدود ۱۵ یا ۱۶ سالگی او را در خواب دیدم که که همراه آقایی که شمشیری در دست داشت، ایستاده بود و در حالیکه ابوالقاسم شمشیری چوبین داشت، با هم مشق رزم میکردند. هیچکس آنجا نبود. مدام به او میگفتم: ابوالقاسم خطر دارد. ولی آنها همینطور با هم تمرین میکردند. جایی که ایستاده بودیم، مرتعی روشن و زیبا بود. آقایی که شمشیر به دست داشت سمت راست من بود و ابوالقاسم سمت چپم...بخشی از خاطرات امیر سعیدزاده
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
در هفتم خرداد ۱۳۶۶ مصادف با شب عید سعید فطر میشنوم ملا عظیمی در حالیکه نماز مغرب را در مسجد ادا کرده و در حال رفتن به طرف خانه برای صرف افطار بوده، توسط کومله ترور میشود. وقتی خبر را میشنوم به بالای سرش در بیمارستان میروم. سر ملا عظیمی را روی زانویم میگذارم و اشک میریزم. هنوز جان دارد و به چشمانم نگاه میکند. ذکر خدا میگوید و آرامآرام چشمانش را میبندد و سر به بهشت میگذارد.خاطرات احمد حیدری
سرهنگ احمد حیدری، مهمان دویست و چهارمین برنامه شب خاطره(6 آبان 1389) بود. او درباره عید فطر در دوران اسارت خاطره گفت؛ عید فطر بود و افسر ارشد عراقی برای ما 600 نفر سخنرانی کرد. هر چه میگفت، همه گفتیم انشاءلله اما برای یک جمله هیچ کس نفس نزد... در ادامه این روایت را ببینیم.معرفی کتاب از دزفول تا سرچشمه
محیا حافظی
کتاب از دزفول تا سرچشمه، روایت زندگی و مبارزات شهید حجتالاسلام سید محمدکاظم دانش به قلم غلامرضا درکتانیان است که در سال 1401 توسط انتشارات سوره مهر استان خوزستان؛ دفتر دزفول در 405 صفحه با قیمت 125 هزار تومان منتشر شده است. روی جلد کتاب، تصویر شهید دانش با رنگ سبز ملایم و عنوان قرمز رنگ دیده میشود. صفحات کاهیرنگ و نوشتههای دارای فاصله، اولین چیزی است که در ورق زدن کتاب به چشم میخورد. بیشتر متن کتاب، روایت آشنایان این شهید است....
80
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





