اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-41
مرتضی سرهنگی
در کنار رود کارون قریهای است به نام سلمان. در روزهای اول جنگ این قریه به تصرف ما در آمد و در آن مستقر شدیم. قریه خیلی بزرگ نبود. بسیاری از خانههای آن ویران شده و حیوانات اهلی بسیاری بر اثر ترکش مرده بودند. اهالی فقط توانسته بودند جان خودشان را نجات دهند. آنها فرصت نیافته بودند حتی یک پتو با خود ببرند. تمام اسباب و وسایل خانهها زیر آوار مانده بود. وسایل خانههایی که سالم بودند در دسترس بود. بسیاری از افراد ما هر چه دستشان میرسید از خانهها دزدیده و برده بودند. ولی اتفاقی افتاده بود که من معتقد شده بودم نباید به این وسایل دست زد.سیصدو سی و هفتمین شب خاطره - 3
دوره درهای بسته
تنظیم: سپیده خلوصیان
برنامه شب خاطره دو نوع مخاطب دارد؛ یک نسل کهنهسربازانی هستند که در اتفاقات جبهه و جنگ حاضر بودند و اینجا دور هم جمع میشوند تا خاطرات دوران جبهه و جنگ را مرور کنند و نسل دیگر، نوجوانها و جوانهایی هستند که در این برنامه مینشینند و شنونده این خاطرات هستند. ما دو رسالت داریم: یکی روایت کردن خاطرات و دیگری دادن اطلاعات به نوجوانهایی که تعدادشان هم کم نیست...خاطرات محمود خسرویوفا
محمود خسرویوفا، پاسدار انقلاب اسلامی(از دوم اردیبهشت 1358)، مهمان صد و نود وچهارمین برنامه شب خاطره بود. او درباره مقام معظم رهبری خاطره گفت. وقتی هواپیماهای عراق، تهران را بمباران کردند، حضرت آقا در بخش جنوبی فرودگاه مهرآباد در حال سخنرانی بودند. فردای آن روز وقتی از دیدار امام خمینی بر میگشتیم، به ما گفتند فردا به جبهه میروم؛ نیازی به محافظ ندارم. در ادامه این روایت را ببینیم.نقدی بر کتاب دیپلماسی مقاومت
محیا حافظی
خاطرات خودنوشت محمدرضا باقری، سفیر و معاون اسبق وزارت امور خارجه با عنوان «دیپلماسی مقاومت» در زمستان 1401 منتشر شده است. آنچنان که در مقدمه کتاب هم آمده، بخش زیادی از این خاطرات پیشتر در کتاب «از طرابلس تا دمشق» به چاپ رسیده است. کتاب در فصل اول با معرفی وضعیت کودکی و نوجوانی نویسنده و خانواده او آغاز میشود و با مروری گذرا به مسئولیتهای وی تا قبل از ورود به وزارت امور خارجه به پایان میرسد.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-40
مرتضی سرهنگی
...از ترس نتوانستم کتاب را بردارم و با خود بیاورم. آن را همانجا انداختم و برگشتم. با دیدن این صحنه حرف پدرم را به خاطر آوردم که گفته بود «مبادا به طرف ایرانیها شلیک کنی. آنها مسلمانند. حتی در بدترین شرایط هیچ عمل خلافی علیه ایرانیها نداشته باش.» و تصمیم گرفتم هر طور شده خودم را تسلیم کنم.اخبار تاریخ شفاهی اسفند 1401
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از اسفند 1401 را میخوانید.نامههای فهیمه
نامه هفتم
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
اگر پشت نامه را نگاه کنی و ببینی از شوش پست شده خیلی خندهات میگیرد چرا که همین پریشبها بود که از شادگان با تو صحبت کردم و قرار بود که چند مدتی همانجا بمانیم و عید را بگذرانیم. البته نه شادگان، دارخوین ولی انگار خدا چیز دیگری از برایمان مقتضی دانست. اولین شبی است که به همراه تیپ 40 فجر سپاه پاسداران و به عنوان گروه تخریب آن در کانتینری تا نیمه در خاک در چند کیلومتری خط دشمن در جبهه رقابیه میگذرانیم. دیشب از اول شب تا صبح به همراه ستون تیپ اعزامی پشت یک تویوتا و بین دو تا پتو چمباتمه زده و از سرما لرزیدیم. نزدیک صبح بود که به محل استقرار جهاد سمنان در جبهه یاد شده رسیدیم.بهاریه
دفتری و حالی دگر
حمید قزوینی
بهار، آرام و روحانگیز، بر بستر نوروز و همراه ماه رمضان از راه رسید. در واقع زمین و آسمان، با نوایی مشترک، آهنگ شادی سر دادهاند؛ دفتری جدید گشودهاند و حالی دگر به ارمغان آوردهاند. نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی! خوشدلی را اهل لغت به نشاط، شادمانی، سرور، پاکدلی و پاکنیتی معنا کردهاند.برشی از خاطرات معصومه رامهرمزی
آخرین پنجشنبه سال 1359 در گلستان شهدا
به انتخاب: سایت تاریخ شفاهی ایران
در اواخر اسفند ماه 1359 تصمیم گرفتیم با کمک بچههای امدادگر بیمارستان، در تعداد زیادی ظرف، سبزه بکاریم شیرینی و آجیل هم تهیه کنیم و قبل از سال تحویل هدایای خودمان را به همراه عکسهایی از امام به جبهه خرمشهر و فیاضیه برای رزمندگان بفرستیم. ساعت 2 بعدازظهر آخرین پنجشنبه سال 1359 به گلستان شهدای آبادان رسیدیم. اول روی همه قبرها آب پاشیدیم.خاطرات محمدرضا گلشنی
محمدرضا گلشنی، رزمنده آزاده دوران دفاع مقدس، مهمان صد و نود وسومین برنامه شب خاطره بود. او درباره شنیدن خبر ارتحال امام خمینی(ره) در دوران اسارت خاطره گفت. دوستان هنرمند با مدادهایی که مخفیانه تهیه کرده بودیم و ممنوع بود، پاکت سیمان و کاغذهایی که متفاوت جمع و جور کرده بودیم، تصاویری از امام کشیدند. تصاویر را روی مقوا چسباندند؛ پایه درست کردند و در آسایشگاهها پخش کردند. در ادامه این روایت را ببینیم....
84
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





