خاطرات مریم کاتبی
مریم کاتبی، پرستار یزدی دوران دفاع مقدس، مهمان صد و نود وسومین برنامه شب خاطره بود. او درباره حضور خود در کردستان و تردد دشوار در برف و انتقال مجروحان خاطره گفت. نوزدهم بهمن 1360 تعدادی از مناطق غرب به سمت جنوب رفتند و عملیات فتحالمبین و بیتالمقدس انجام شد. در ادامه این روایت را ببینیم.خاطرات مرتضی الویری
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
در روزهای اول پیروزی انقلاب، استان کردستان دچار اغتشاش بود و وضع به همریختهای در آنجا وجود داشت. ما از طرف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تعدادی را به کردستان فرستاده تا اوضاع را بررسی کنند. جمعی را نیز بهصورت مسلح برای مقابله با ضدانقلاب به آنجا فرستادیم. عدهای هم از طرف آقای رفیقدوست به کردستان اعزام شدند. روزی قرار شد من هم برای بازدید کارهای انجامشده به کردستان بروم. یک کیفدستی سامسونت برداشتم و به مهاباد رفتم. در آنوقت، کارت کمیته هم در کیفم بود.معرفی کتاب
خون میگذشت
ملیحه کمالالدین
کتاب «خون میگذشت»، مستند داستانی از زندگینامه حاج محمدآقا رسولزاده است که به قلم هادی لطفی نگاشته شده است. این زندگینامه چکیده مصاحبه نویسنده با شصت نفر و بررسی سندها و انجام چندین ساعت پژوهش است. رسولزاده از مبارزان سرشناس انقلاب در کاشان است که بعد از آشنایی با نواب صفوی، شاخه فداییان اسلام کاشان را به راه انداخت. او در هر برههای کنشی داشته و نقشهایی ایفا کرده است. وی در مبارزات علیه حکومت پهلوی با نهضت امام خمینی همراه بود و امام(ره) به طلبههایی که عازم کاشان بودند میگفت: «اگر از علما جواب نگرفتید، بروید بازار پیش رسولزاده.»اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-37
مرتضی سرهنگی
یک هفته بعد از سقوط هویزه، در روزهای اول جنگ، وارد هویزه شدیم. شهر بزرگ و خوبی بود. همه چیز داشت. حتی مدتی از حمام آنجا استفاده کردیم. مغازههای بسیاری توسط افراد ما چپاول شد. اسباب خانهها: چرخ خیاطی، کولر، رادیو، ضبطصوت، ساعت دیواری، فرش، قالیچه، حتی در و پنجره را بردند. ولی شهر سالم بود و خسارت جزئی دیده بود. در محلهای که مستقر بودیم یک زن و شوهر پیر تنها مانده بودند و روزی یکبار برای گرفتن غذا نزد ما میآمدند. ما به آنها غذا میدادیم. البته آنها راضی به نظر نمیرسیدند ولی چارهای نداشتند.کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 13
رعایت قواعد ویراستاری
شاهد یزدان
یکی از نکات مهم در تدوین، رعایت قواعد نگارشی و اصول ویراستاری توسط تدوینکننده است. خطرناکترین موضوع در تدوین این است که یک تدوینکننده به تصور اینکه کتاب بعداً به دست ویراستار ویرایش خواهد شد، در انجام کار خود از نظر ویراستاری کوتاهی کند. این تفکر بدان معنی است که تدوینکننده برای کار خود ارزش قائل نیست. تدوینکننده باید آنقدر به کار خود اطمینان داشته باشد که پس از تحویل کار، ویراستار نتواند تغییری در متن بدهد.اخبار تاریخ شفاهی بهمن 1401
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از بهمن 1401 را میخوانیدخاطرات محمد نورانی
محمد نورانی، رزمنده اهل خرمشهر، مهمان صد و نود وسومین برنامه شب خاطره بود. او درباره وقایع پیش از شروع محاصره خرمشهر و درگیریهای مرزی خاطره گفت. یک شب کمین گرفته بودیم و به ما گفته بودند تعدادی جوان قرار است مهمات بیاورند و منفجر کنند. نیمههای شب یک نفر در آن طرف رود خین با بستهای در آب پرید و شنا کرد. او را گرفتیم و... درادامه این روایت را ببینیم.نقد کتاب
سیاست و حکمت
ملیحه کمالالدین
خاطرات آیتالله دکتر احمد بهشتی در کتابی با عنوان «سیاست و حکمت» با قلم سیدمصطفی سیدصادقی گردآوری و به مناسبت یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم توسط مؤسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پاییز 1401 روانه بازار نشر شده است. آیتالله دکتر احمد بهشتی از استادان حوزه علمیه قم و برخاسته از خطه فارس است که در کنار تعلیم و تعلّم، سالیان سال در شهرهای مختلف ایران بهخصوص استانهای فارس، خوزستان و شهر تهران به گسترش فرهنگ دینی مبادرت ورزید. وی در دوران پهلوی بارها دستگیر و زندانی شد که خاطرات او در این ایام پس از حدود شصت ساعت گفتوگو در کتاب سیاست و حکمت انعکاس پیدا کرده است.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-36
مرتضی سرهنگی
واحد ما مدتی در منطقه جنگی سرپلذهاب استقرار داشت. من تازه به این منطقه آمده بودم که یک حمله از طرف نیروهای شما صورت گرفت. در آنجا متوجه شدم سربازان ما بیشتر تمایل به اسارت دارند تا جنگیدن. این مسئله دلایل عمدهای دارد که شما آنها را میدانید و لازم نیست تکتک آنها را برای شما بشمارم. فقط باید بگویم که وقتی پی بردم که افراد ارتش عراق چنین روحیهای دارند. در مورد جنگ بیشتر فکر کردم و نکات تاریک برایم روشنتر شد. پس حرکت خاصی را در جنگ برای خودم تعیین کردم و تصمیم آخر را گرفتم.کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 12
لحن گفتاری یا نوشتاری
شاهد یزدان
پس از آنکه تصمیم گرفتیم کار را با حفظ سؤالات یا حذف آنها انجام دهیم، باید در متنمان علائم سجاوندی به کار ببریم تا متن «راحتخوان» شود. در جاهایی از متن که لازم است نقطه، ویرگول، علامت سؤال یا تعجب و مواردی از این دست قرار میدهیم. نکته: اصل بر این است که جملات تا حد امکان کوتاه باشند. بعد از قرار دادن علائم سجاوندی، از حروف اضافه مثل «از»، «با»، «در»، «که» و مواردی از این دست استفاده میکنیم تا متن «خوشخوان» شود....
86
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





