مروری بر کتاب ننگ‌سالی

ملیحه کمال‌الدین

«ننگ‌سالی» عنوان کتاب خاطرات مردم محله علی‌قلی‌آقای اصفهان است از دوران کشف حجاب، ممنوعیت روضه و قحطی که پژوهش و مصاحبه‌های آن توسط هاجر صفائیه، نرگس لقمانیان، فائزه دره‌گزنی، رسول احمدی و مهدی تاجیانی انجام شده و به قلم فائزه دره‌گزنی به نگارش درآمده است. در ابتدا خواننده به سرعت به این نکته پی می‌برد که این کتاب هم از لحاظ فرم شکلی و هم محتوایی، ساختاری نوآورانه دارد. نحوه صفحه‌آرایی کتاب از یک سو و انتخاب عناوین و حتی قلم متن گویای این مطلب است.

خاطرات حسن رستگارپناه

سرتیپ پاسدار حسن رستگارپناه، فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع)، مهمان صد و نود ودومین برنامه شب خاطره بود. او درباره وقایع پس از 22بهمن 1357 و حادثه پادگان مهاباد خاطره گفت. 22بهمن 1357، که صدای انقلاب اسلامی به گوش جهانیان رسید، دشمنان انقلاب، اولین سناریوی خود را برای مقابله با انقلاب شروع کردند. یکی از این حرکت‌ها حوادث غرب کشور بود. ادامه این روایت‌‌ را ببینیم.

فعالیت‌های بعد از انقلاب (زمستان 1357)

برشی از خاطرات ملا صالح قاری

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

عطر خوش انقلاب همه جا به مشام می‌رسید. روز و شب نمی‌فهمیدم و به جِد فعالیت می‌کردم. در کنار شیخ عیسی طرفی نشسته بودم. شیخ در حالی که قلم و کاغذی در دستش بود. رو به من کرد و گفت: می‌دانی حالا مهم‌ترین کار تو چیست؟ گفتم: لا والاه، شما بفرمایید. شیخ تبسمی کرد و گفت: مهم‌ترین کار این است که از طریق رادیو مردم منطقه را ارشاد کنی. شما به اتفاق برادرهای دیگر بروید برای این کار، بروید رادیو را به دست بگیرید و کارتان را شروع کنید.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-35

مرتضی سرهنگی

همه اموال خانه‌ها به غارت رفت. از یخچال، فرش، رادیو و سایر لوازم خانگی چیزی به جا نماند. بیشتر آنها را به شهر بصره بردند. شنیدم مردم بصره از خریدن آنها اکراه داشتند زیرا آنها را اموال غارت شده مسلمین می‌دانستند. وقتی بین نظامیان بعثی این اسباب و اثاثیه خرید و فروش می‌شد. عده‌ای از افراد نظامی متوجه شده بودند که زن و شوهر پیر با دختر جوانشان در شهر مانده‌اند و دائماً سراغ آنها را می‌گرفتند. یک جیپ برای آنها غذا و آذوقه می‌برد.

کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 11

فصل‌بندی

شاهد یزدان

در جلسه قبل، ضمن توضیح مراحل تدوین به گویاسازی اسامی و نکات مبهم رسیدیم. لازم است کمی درباره این گویاسازی توضیح داده شود. این توضیحات باید از منبع دست اول نوشته شود. منبع دست اول برای هر موضوعی متفاوت است. به طور مثال اگر قرار است در مورد سخنی از امام خمینی(ره) توضیحی نوشته شود باید به صحیفه امام مراجعه شود؛ یا اگر بخواهیم تاریخ تولد فردی را بنویسیم یا باید از شناسنامه او استفاده کنیم یا خود فرد در جایی تاریخ تولدش را بیان کرده باشد. با این حساب منابعی مثل ویکی‌پدیا برای انجام این کار مناسب و معتبر نیست. شیوه (قلمی) که برای نگارش توضیحات استفاده می‌کنیم باید کوتاه و روان باشد. هنرنمایی تدوین‌کننده این‌جا نمایان خواهد شد که با چه قلمی این گویاسازی انجام شود.

خاطرات شهناز آقایی حسین‌آبادی

شهناز آقایی حسین‌آبادی، که در بیمارستان امام خمینی سقز او را خواهر آقایی صدا می‌زدند، مهمان صد و نود ودومین برنامه شب خاطره بود. در اواخر سال 1359 از طریق هلال احمر اصفهان به سپاه باختران معرفی شد. از آنجا به او مأموریت سه ماهه دادند و به سقز منتقل شد. او در برنامه شب خاطره درباره تنها دیدارش با شهید مصطفی طیاره خاطره گفت. ادامه این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطره ایران ترابی درباره دیدار با امام

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

روز نوزدهم بهمن [1357] بیمارستان بودم. گفته بودند که آماده باشیم چون قرار است امروز نیروی هوایی ارتش به دیدار امام بروند. ممکن است درگیری شدیدی بشود. آن روز نیروی هوایی به مدرسه رفاه رفت و با امام ملاقات کرد. بعدازظهر من [ایران ترابی] و چند نفر از همکاران هم که تصمیم داشتیم حداقل برای یک بار هم شده به دیدن امام برویم، به مدرسه رفاه رفتیم. مدرسه کیپ تا کیپ پر از جمعیت شده بود، طوری که موج جمعیت مرا با خود جابجا می‌کرد. از نزدیک امام را دیدم. امام صحبت نکردند و فقط دست تکان دادند.

معرفی کتاب ما هم جنگیدیم

زهرا قاسمی

خاطرات دفاع مقدس، یکی از موضوع‌هایی است که در حوزه نشر، بسیار به آن پرداخته شده است. یکی از متولیان این کار، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است که ذیل عنوان تاریخ شفاهی، به جمع‌آوری شفاهی این خاطرات همت کرده است. کتاب «ما هم جنگیدیم» پنجمین کتاب از مجموعه «پشتیبانی جنگ» و دوازدهمین کتاب از مجموعه «زنان انقلاب» نشر راه‌یار، وابسته به جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، است. روایت‌های این کتاب مربوط به فعالیت‌های زنان ملارد در پشتیبانی از جبهه‌های جنگ است.

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-34

مرتضی سرهنگی

یک روز سرهنگ مقدم حسن فرمانده تیپ 9 به افراد دستور داد همه اهالی آن قریه را دستگیر کنند و به تیپ بیاورند. عده‌ای از نظامیان مسلح به طرف قریه رفتند و بعد از ساعتی اهالی را آوردند. اهالی دستگیر شده حدود سی نفر می‌شدند که ده زن هم در میان آنان بود. سرهنگ حسن دستور داد زنها را جدا و رها کنند که به خانه‌هایشان برگردند اطفال و مردها را نگه دارند. بچه‌ها گریه‌کنان به دنبال مادرانشان می‌دویدند و جدا کردن آنها از مادرانشان کار بس دشواری بود. بالاخره نظامیان ما با دردسر فراوان زنها را جدا کردند و به قریه فرستادند.

کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 10

تدوین

شاهد یزدان

سه روش برای تدوین متن مصاحبه وجود دارد، سیاست ما تعیین می‌کند کدام روش را انتخاب کنیم. روش اول: متن مصاحبه زیاد دست‌کاری نمی‌شود، فقط با علائم سجاوندی این متن خوانا شده و چنان‌چه صلاح نباشد که برخی از قسمت‌ها انتشار پیدا کند، به‌جای سخنان راوی نقطه‌چین گذاشته و در نهایت متن مصاحبه با کمترین تغییر منتشر می‌شود. پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد مدعی انجام این کار است.
...
87
...
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.