سیصدوسیوششمین برنامه شب خاطره -3
بمباران شیمیایی سردشت
تنظیم: سپیده خلوصیان
راوی سوم شب خاطره، دکتر محمد حاجیپور متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۳۵ و پرستار بخش دیالیز در زمان دفاع مقدس بود که نوبت دوم خدمتش را به صورت داوطلبانه به مجروحین شیمیایی خدمت میکرد. او درباره پرستاری از جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس گفت: من از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۵در قسمت پرستاری کار میکردم و از آن پس تا همین دیروز، در قسمت آموزش بودم؛ اما بهترین دوران خدمتم را دوران خدمت در جنگ میدانم. آن زمان بخشنامهای آمده بود مبنی بر آنکه سالی یک ماه باید به مناطق جنگی میرفتیم. اولین بار که من به منطقه رفتم، عملیات بستان بود.خاطرات ابراهیم میکائیلی
ابراهیم میکائیلی، جانباز و ایثارگر سقزی، مهمان صد و نود ودومین برنامه شب خاطره بود. او درباره شهید مصطفی طیاره خاطره گفت. او گفت همیشه خودش اول کمینگاه قرار میگرفت. در یکی از عملیاتها در روستای کچلمنگان سقز، شب ساعت 12 گزارش دادند که ضدانقلابها نزدیک آبادی پناه گرفتهاند. ما و شهید طیاره رفتیم بالای کوه تا صبح ماندیم؛ آنها فکر کردند ما از خودشانیم؛ چون ما هم لباس کردی تنمان بود. ادامه این روایت را ببینیم.اخبار تاریخ شفاهی دی 1401
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از دی 1401 را میخوانید.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-33
مرتضی سرهنگی
پاسداران ساکت و آرام نشسته بودند. چهرههای نورانی و معصومی داشتند، مثل فرشتهها. سرهنگ مقدم حسن گالن بنزین را به دست گرفت. با لگد پاسدارها را جمعتر کرد تا بتواند به راحتی بنزین را روی آنها خالی کند. سرهنگ با حرص و ولع بنزین را روی پاسدارها پاشید، طوری که کاملاً خیس شدند. مقداری هم دورادور آنها ریخت. پاسدارها نشسته بودند؛ مثل اینکه بوی بنزین و خیسی لباس ناراحتشان کرده بود. حالا مدام تکان میخوردند.کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 9
پس از مصاحبه
شاهد یزدان
اولین کاری که پس از مصاحبه انجام میشود پیادهسازی آن است. برای انجام این کار، باید فایل صوتی مصاحبه بدون کوچکترین تغییری تبدیل به متن شود. هر یک ساعت مصاحبه تقریباً 32 صفحه کاغذی دستنویس و حدود 17 صفحه تایپی خواهد شد. در مرحله بعد برای مستندسازی مصاحبه، متن پیادهسازی شده را چاپ کرده و یک تأییدیه کتبی از راوی گرفته شود. اگر مصاحبه مربوط به سازمان یا ارگانی خاص است، مهر آن سازمان هم بر روی پرینت کاغذی زده شود. یک کپی هم از فایل صوتی تهیه کرده و این فایل هم در بایگانی قرار خواهد گرفت.قبر موقت
خاطرات امیر سعیدزاده
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
هر کدام از اعدامیها به نوعی با اطلاعات ایران همکاری داشتند و اخبار و اطلاعات کردستان عراق را جمعآوری کرده و برای ایران میفرستادهاند. در حال بازسازی زندان، دیوار مخروبهای به اندازه لانه روباهی جا باز کرده. ضمن کار کردن لانه را تحت نظر میگیرم و منتظر فرصتی میمانم تا درونش قایم شوم و فرار کنم. موقع عصر که نگهبانان مشغول خوردن چای هستند و حواسشان پرت میشود، با بدبختی درون گودال خرابه سُر میخورم و مقداری چوب و حصیر رویم کشیده و استتار میکنم. یک بسته قرص خوابآور همراه دارم که بهانه خوبی است اگر دستگیر شوم بگویم خوابم برده بود.خاطرات علیرضا مرادی
علیرضا مرادی، سروانِ بازنشسته نیروی زمینی ارتش، مهمان صد و نودمین برنامه شب خاطره بود. او درباره عملیات برونمرزی خاطره گفت. او گفت از آنجا که عراق در جابهجایی نیروهایش قدرت خوبی داشت؛ باید یک پل مواصلاتی در عمق خاک عراق را منهدم میکردیم تا در زمان شروع عملیات ایران، عراق نتواند به موقع نیروهای خود را منتقل و پشتیبانی کند. ادامه این روایت را ببینیم.سیصدوسیوششمین برنامه شب خاطره -2
بمباران شیمیایی سردشت
تنظیم: سپیده خلوصیان
وقت عملیات شده بود. من رسیدم به بیمارستان صحرایی امام حسین. آمبولانسهای گل مالی شده میآمدند و مانند رگبار برانکاردها را روی محوطه میگذاشتند. همه غرقه به خون بودند. یکی تیر به گردنش خورده بود و دیگری... اوضاع وخیمی بود و مجروحین در حال تلف شدن بودند. گفتم سریع مجروحین را به اتاق عمل بیاورید. خودم هم سریع رفتم به اتاق عمل و لباسهایم را بیرون آوردم تا آماده عمل شوم. همینطور مجروح میآوردند.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-32
مرتضی سرهنگی
قبل از ما چندین واحد با توان رزمی خوب وارد عمل شده بودند. در منطقه چیزی جز کشتهها و ادوات نظامی منهدم شده به چشم نمیآمد. نیروهای ما تلفات سنگینی را متحمل شده بودند. عدهای از سربازان در حال فرار و عقبنشینی بودند. وقتی آن همه تلفات و کشتههای انباشته روی زمین را دیدم حیرت کردم. نمیدانم آن همه ضایعات ازچند لشکر بود. عدهای از سربازان را که در حال فرار بودند نگه داشتیم و اوضاع را پرسیدیم. زبانشان بند آمده بود. حدود چهل نفر بودند. به سختی توانسته بودند از معرکه جان سالم به در برند.کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 8
آداب مصاحبه
شاهد یزدان
در حین مصاحبه لازم است آداب اجتماعی توسط مصاحبهکننده رعایت شود. در این بخش برخی از این آداب شرح داده خواهد شد. مدت هر جلسه مصاحبه اگر بین 60 تا 90 دقیقه باشد گزینه خوبی است و بهترین نتیجه را خواهد داد. مکان مصاحبه باید جایی باشد که مصاحبهشونده انتخاب میکند و در آنجا راحتتر است. فاصله بین دو جلسه بستگی به تشخیص محقق دارد و شامل هیچ قاعدهای نیست، اما برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند در هر هفته یک جلسه مصاحبه برگزار شود....
88
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





