هفتمین نشست مجازی تاریخ شفاهی ایران
اصول، چارچوبها و استانداردهای انجام تاریخ شفاهی - 4
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
در مرحله کنونی موقعی که وارد کارِ مطالعه تاریخی میشویم باید طرح داشته باشیم تا بتوانیم به تناسب مطالعات تاریخی، داده مناسب گردآوری کنیم. این را هم باید بپذیریم که ما هرکاری بکنیم، نظام ارزش داوریِ راوی و شاید وقتهایی هم روایتکننده یعنی مصاحبه کننده وجود دارد. به هر حال آن نکته گفتوگو یعنی دیالکتیک تولید متن تاریخ شفاهی، کاملاً مورد توجه است.سالگرد تسخیر لانۀ جاسوسی
یک سؤال واقعی
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
من یادم نمیرود، آن زمان که جوانان لانۀ جاسوسی را گرفته بودند و جنجال بلند شده بود ـ شاید حدود کمتر از یک ماه گذشته بود ـ ما هم آن اوقات، اتّفاقاً تازه از حج آمده بودیم. من و آقای هاشمی و یک نفر دیگر ـ که نمیخواهم اسم بیاورم ـ از تهران به قم، خدمت امام رفتیم که بپرسیم بالاخره آنها گرفتار شدهاند، حالا با آنها چه کنیم؟ باید بمانند، نمانند، نگهشان داریم؟ بهخصوص که در داخل دولت موقّت هم جنجال عجیبی بود.اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-20
مرتضی سرهنگی
یک شب در یکی از این حملات که نیمه شب آغاز شده بود هوا صاف و مهتابی بود اما به محض این که یورش سربازان اسلام آغاز گردید هوا ناگهان به طور عجیبی متغیر شد و ابرهای ضخیم و سیاه در آسمان پراکنده شدند و روشنی نور ماه را گرفتند، طوری که ما حتی قادر نبودیم همدیگر را در فاصله یک متری ببینیم. این تازه ظاهر قضایا بود. در روح و روان افراد آنچنان ترس و وحشتی مستولی میشد که بسیاری از آنها حتی قادر نمیشدند از جایشان تکان بخورند.نگاهی به کتاب «بچۀ بازارچه»
خاطرات حمید قاسمی
فریدون حیدری مُلکمیان
با صدای تیراندازی از خواب پریدم. نگاه کردم دیدم عراقیها هستند! چیزی نمانده بود به ما برسند. بچهها تیراندازی میکردند. میدانستیم اگر دیر بجنبیم، قتلعام میشویم. به طرف عراقیها شلیک کردم. خشابم خالی شد. همان موقع، یک عراقی را دیدم که از دژ بالا میآمد! هیکل گنده و ورزیدهای داشت؛ وحشت کردم! دستپاچه شدم. اگر به من میرسید، درسته قورتم میداد! یکدفعه چشمم به قوطی کمپوت نزدیکم افتاد. قوطی پر بود. برداشتم و با تمام قدرت به طرف آن غولبیابانی پرت کردمسیصدوسیوپنجمین برنامه شب خاطره -9
مدافعان سلامت
تنظیم: سپیده خلوصیان
در دوران کرونا شاهد اتفاقات عجیبی بودیم. یک روز که از بخش اصلی آیسییو بیرون آمدم، همراه یکی از بیماران به من گفت که یک آقایی آنجا خوابیده است. رفتم و دیدم که نمیتواند از جایش بلند شود. گفت پسر من بیمار است و در یکی از بخشهای عادی بیمارستان تحت مراقبت است. او کرونا دارد ولی گفتهاند تخت خالی نداریم. در واقع حدود 60 یا 70 بیمار داشتیم که همه بستری بودند...خاطرات یعقوب توکلی
دکتر یعقوب توکلی، محقق، کارشناس مسائل سیاسی و رزمنده دوران دفاع مقدس، مهمان صد و هشتاد و ششمین برنامه شب خاطره بود. او درباره رفتن از آمل به نور و اعزام خود به جبهه، اعزام به چنگوله در زمان عملیات کربلای یک و نوشتن وصیتنامه برای برخی از رزمندگان خاطره گفت. ادامه این روایت را ببینیم.اخبار تاریخ شفاهی مهر 1401
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از مهر 1401 را میخوانید. دبیرخانه الکترونیک سیزدهمین همایش تاریخ شفاهی، حداکثر تا پایان آبان 1401 آماده دریافت اصل مقالهها است. برشی از خاطرات یک سرباز
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
خاکریزی که ما در آن مستقر بودیم، به جاده آسفالت خرمشهر منتهی میشد. به همین دلیل، عراقیها سعی زیادی در بازپسگرفتن آن داشتند. و سرانجام نزدیکیهای عصر توانستند در خاکریز کنار جاده آسفالت مستقر شوند و از آنجا به طور مورب و به طرف ما تیراندازی کنند. چارهای جز عقبنشینی نداشتیم. سروان براتی ـ فرمانده گردان ـ دستور داد به فاصله دو کیلومتر عقبتر، خاکریزی برای ما بزنند تا برویم آنجا مستقر شویم. در ضمن، یک گردان از تیپ کربلا که مربوط به پاسداران و بسیجیها بود، دیشب حمله کرده بودند تا جاده آسفالت را آزاد کنند؛اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-19
مرتضی سرهنگی
یک روز مرا به مقر فرماندهی احضار کرده بودند. میخواستند بازجویی کنند زیرا پی برده بودند که من به نفع جمهوری اسلامی شما تبلیغ میکنم. رفتم و مقداری سؤال و جواب کردند. همه چیز را منکر شدم. وقتی از ستاد بیرون آمدم سه نفر سپاهی را چشم و دست بسته دیدم که از بازجویی برمیگشتند. هر کس از راه میرسید به آنها توهین میکرد. پرسیدم: «اینها چه کسانی هستند؟» گفتند: «از افراد سپاه پاسدارانند که برای عملیات نفوذی آمده بودند.» با این که پاسدارها چشم بسته و دست بسته بودند ولی آنها را اذیت میکردند، توی سرشان میزدند، لگد میزدندهفتمین نشست مجازی تاریخ شفاهی ایران
اصول، چارچوبها و استانداردهای انجام تاریخ شفاهی - 3
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
در گام اول استانداردهای عمومی برای جامعه تاریخشفاهیکار را به جلو پیش ببریم و در گام دوم درباره استانداردسازی، استانداردسازی ریز یعنی همانطور که در خیلی از مراکز در دنیا برقرار است صحبت کنیم. بعد از استاندارد انجمن تاریخ شفاهی، مراکز زیادی برای خودشان استاندارد جداگانهای طراحی کردند. در حال حاضر بسیاری از مراکز در آمریکا و اروپا برای خودشان استانداردهای جداگانهای دارند و آنها را حتی در حوزه پیادهسازی و تدوین بومیسازی و خیلی تخصصیتر کردهاند،...
96
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






