سیصد و هفتادمین شب خاطره - 5
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
سومین راوی برنامه، رامین اصغری، متولد خرداد ۱۳۷۲ بود؛ از نسلی که پنج سال پس از پایان جنگ تحمیلی به دنیا آمده است. او گفت: شبی که حمله شروع شد، من در پایگاه، شیفت بودم. قرار بود شیفت ۴۸ ساعتۀ ما تمام شود و به خانه برگردیم. ساعت حدود ۳:۴۵ دقیقه بامداد بود و همه دوستانم خواب بودند که از مرکز کنترل عملیات جمعیت هلالاحمر با پایگاه تماس گرفتند. به ما گفتند رژیم صهیونیستی حمله کرده و باید فوراً به یکی از مناطق مسکونی در منطقه چیتگر برویم.سیصدوهفتادمین شب خاطره - 4
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
راوی دوم برنامه شب خاطره، «سید صالی» یا همان سیدصالح موسوی بود. مجری در ابتدا وی را اینگونه معرفی کرد: هفده سال داشت که جنگ به شهرش کشیده شد. به او شکارچی تانکهای روسی میگفتند. مشهورترین عکس راوی که مردم به آن افتخار میکنند، تصویر یک جوان هفده ساله است که لباسش را از تن درآورده و یک آرپیجی روی شانه دارد. راوی ابتدای سخنانش از مردم برای مقاومت در جنگ تحمیلی 12روزه تشکر کرد و گفت: خوشحالم که در این مملکتِ وحدت، مقاومت، دفاع و همدلی متولد شدهام.در نشست «تاریخ شفاهی بحران» مطرح شد:
تغییرِ روایتها پس از بحران
گزارش نشست تاریخ شفاهی بحران -2
مریم اسدی جعفری
سعید فخرزاده، با اشاره به فعالیتهای ثبت خاطرات در دوران دفاع مقدس گفت: «وقتی در زمان جنگ، وقایعنگاری میکردیم، به ما میگفتند به شما اعتماد نداریم که با شما حرف بزنیم؛ درست هم میگفتند. چون در بخش تبلیغات، ساختار امنیتی نبود...سیصدوهفتادمین شب خاطره - 3
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
راوی گفت: عملیات کربلای 8 بعد از کربلای 5 انجام شد و از نظر مساحت، عملیات کوچکی محسوب میشد؛ ولی از نظر شدت، جزو عملیاتهای شدید بود. در پایان عملیات هم متأسفانه موفقیت چندانی نصیب بچههای ما نشد. یعنی در پایان عملیات ما مجبور شدیم به همان نقطۀ رهایی و حتی یک مقدار هم عقبتر برگردیم. راوی ادامه داد: دو گردان «شهادت» و «میثم» از لشکر 27 محمد رسولالله(ص) در زمانِ بازگشت در راه بودند.در نشست «تاریخ شفاهی بحران» مطرح شد:
جایگاه ثبت تاریخ شفاهی در حین جنگ؛ آری یا خیر
گزارش نشست تاریخ شفاهی بحران -1
مریم اسدی جعفری
به گزارش سایت تاریخ شفاهی، نشست «تاریخ شفاهی بحران» سهشنبه 28 مرداد 1404، به همت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و با سخنرانی «حجتالاسلام سعید فخرزاده» دبیر مجمع مراکز اسنادی و تاریخپژوهشی کشور، «دکتر محسن کاظمی» نویسنده و پژوهشگر و «دکتر علی ططری» دبیر این نشست، در ساختمان فروردین برگزار شد.سیصدوهفتادمین شب خاطره - 2
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
راوی اول برنامه رضا افشارنژاد در ادامه سخنانش با یک خاطرۀ عبرتآموز ادامه داد: حدود سال 1364، در منطقه کردستان داشتیم از یک گشت برمیگشتیم که کمین خوردیم. سریع راننده و فردی که صندلی بغل راننده نشسته بود شهید شدند. تا خواستیم از ماشینها بیرون بپریم، موضع بگیریم و درگیر شویم، دیگر دیر شده بود. دور تا دور ماشین را گرفته بودند و جایی برای درگیری نبود. ضدانقلاب، ما را گرفتند و به یکی از پایگاههای خود که در خاک عراق بود انتقال دادند.سیصدوهفتادمین شب خاطره - 1
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
سیصدوهفتادمین برنامه شب خاطره، 2 مرداد 1404 با موضوع «محرم در جبهه» در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه رضا افشارنژاد، سیدصالح موسوی و رامین اصغری خاطرات خود را بازگو کردند. اجرای این شب خاطره را داوود صالحی برعهده داشت. مجری در ابتدا گفت: بعد از جنگ 12 روزه عهد کردیم از این هفته، پیش از برنامه، یادی کنیم از آنهایی که خاطره گفتند و الان آسمانی شدند. این هفته خاطرات حاج عیسی [جعفری] پخش شد.700 شماره، 15 سال روایت:
نگاهی آماری به گنجینه تاریخ شفاهی ایران
سایت تاریخ شفاهی ایران
هفتهنامه الکترونیکی تاریخ شفاهی، که انتشار منظم خود را از آبان 1389 آغاز کرده است، اکنون در آستانه انتشار هفتصدمین شماره قرار دارد. این گزارش، با استناد به دادههای آماری از مطالب منتشر شده در بخش فارسی سایت، بین آبان 1389 تا مرداد 1404، به تحلیل عملکرد این مجموعه میپردازد.سیصد و شصت و نهمین شب خاطره - 4
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
حاج جواد علیگلی سومین و آخرین راوی، در سیصد و شصت و نهمین برنامه شب خاطره بود. او خاطره خود را اینگونه روایت کرد: من در طول دفاع مقدس، در واحد تبلیغات لشکر 27 محمد رسول الله(ص) بودم. یکی از بخشهای مغفول در دوران دفاع مقدس که بعداً به آن تقریباً پرداخته شده، بحث تبلیغات در جنگ است. جایی برای نوجوانان، درباره این قضیه صحبت میکردم، اما اصلاً نمیدانستند که در جنگ، چیزی به نام تبلیغات هم وجود داشت.سیصد و شصت و نهمین شب خاطره - 3
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
راوی دوم برنامه شب خاطره، سیدامیر عبداللهی، متولد 31 فروردین 1335 از محله چهارصددستگاه نازیآباد بود. او از 16 سالگی به جبهه رفت. سال 1361 با عملیات مسلمبن عقیل، پایش به عملیاتها باز شد و در جبهه ماند تا عملیات کربلای 5 که هر دو پای خود را در جبهه جا گذاشت. برادرش نیز در جبهه شهید شد و به همین علت، راوی دو مدال از دستان حضرت ابوالفضل(ع) دارد؛ یک مدال برادر شهید بودن و دیگری مدال جانبازی.4
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/38
در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه و گویش محلی چگونه رفتار کنیم؟لهجه و گویش، بخش جداییناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایتها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویشها و لهجههای بومی نیز کمک میکند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.






