مروری کوتاه بر کتاب «تو شهید نمیشوی»
نیّت کرد، به مراد قلبش رسید و شهید شد!
سیده پگاه رضازاده
ماندن در تهران برایش به معنی ماندن در میانه میدان، و برگشتن به تبریز، به معنی پشت میزنشینی و از دست دادن فرصت خدمتی بود که به دلیلش، نیروی قدس را انتخاب کرده بود... بعد از اینکه در تهران تشکیل خانواده داد، در جواب همرزمی که به او پیشنهاد کرده بود، خانوادهاش را بردارد به تبریز برود و زندگی کند، گفته بود: تو شهید نمیشوی.خاطرات آمنه وهابزاده
آمنه وهابزاده، امدادگر دوران دفاع مقدس، مهمان صدوهفتمین برنامه شب خاطره (3 مرداد1381) بود. او پیش از انقلاب از عراق به ایران تبعید شد. پس از آن هم در جنگ فعالیت داشت. درباره روزهای نخست جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و بیمارستان پتروشیمی خاطره گفت. این روایت را ببینیم.سیصد و یازدهمین شب خاطره -2
خاطرات روزهای زندگی
سیده پگاه رضازاده
زمانی که عملیات در آبادان شروع شد، دشمن آبادان را بمباران کرد. به اتفاق چند خانواده که با هم یک جا زندگی میکردیم، به اهواز رفتیم. میگفتند آنجا امنیت بیشتری دارد چون اگر اتفاقی برایمان میافتاد به منصور و همرزمانش نزدیکتر بودیم و آنها در جریان قرار میگرفتند. دیگر منصور را ندیدم تا زمانی که مرحله اول عملیات انجام شد.تاریخ شفاهی و تاریخنگاری انقلاب اسلامی
مصاحبه با دکتر مرتضی میردار
مصاحبه و تدوین: محمدمهدی موسیخان
تاریخ شفاهی را به معنای تاریخ شاهدی تعبیر میکنم؛ یعنی کسانی که به عنوان شهود، برای ما روایت میکنند. البته گفته میشود که تاریخ شفاهی از زمان اختراع ضبط صوت بهوجود آمده و نمیتوان این اصطلاح را پیش از آن بهکار برد. پس تاریخ شفاهی یعنی کسی برای ما مشاهدههای خود را روایت میکند و ما از طریق روشهایی صحّت و سقم آن را بررسی میکنیم.هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-48
مجتبی الحسینی
ترجمه: محمدحسین زوارکعبه
کارگاه روش پژوهش در تاریخ شفاهی -1
تاریخ شفاهی؛ منبع گردآوری اطلاعات تاریخی از طریق مصاحبه
سیده پگاه رضازاده
تاریخ شفاهی باید متکی بر یک طرح و نقشه کلی باشد. البته این طرح در تاریخ شفاهی به هیچ وجه طرح ایستایی نیست و یک طرح پویا به شمار میرود که همزمان با انجام پژوهش در انجام مصاحبه کاملتر میشود. این طرح قرار نیست دست و پای ما را ببندد و برای ما محدودیت ایجاد کند. اتفاقاً ما میخواهیم با تاریخ شفاهی محدودیتها را از میان برداریم تا اطلاعات قابل اعتباری به دست دهیم.سیصد و یازدهمین شب خاطره -1
قوطیهای کنسرو پر از خاک
سیده پگاه رضازاده
زمانی که بُستان در حال سقوط بود و هویزه در محاصره قرار داشت، مردم برای کمک در صحنه حضور یافتند. به چشم دیدم که 35 تن از بانوان جوان بُستان با کوکتل مولوتف و سادهترین ابزارهای مقابله با دشمن که در اختیار داشتند، 48 ساعت بُستان را نگه داشتند؛ آن هم جلو دشمنی که تا بن دندان، مسلح بود.مروری بر کتاب «سه نیمه سیب»
اسماعیلم را به تو میسپارم!
سیده پگاه رضازاده
نویسنده کتاب سعی کرده، به دور از آنچه در کتاب خاطرات و زندگینامههای مستند و داستانی که نقل مستقیم تاریخ شفاهی مرسوم است، روایت خطی را کنار بگذارد و به روایت و قلم خود این کتاب را بنویسد. به زبان سادهتر، این کتاب بر خلاف بسیاری از کتابهایی که حاوی تاریخ شفاهی جنگ است، از روایت زادگاه دو شهید و چگونگی بزرگ شدن و رشد و نمو آنها شروع نشده است.خاطرات محمدحسین محمودیان
محمدحسین محمودیان، رزمنده دوران دفاع مقدس، مهمان صدوپنجمین برنامه شب خاطره (2 خرداد1381) بود. او درباره نخستین اعزام خود در سال 1364 به جبهه و عملیات والفجر8 خاطره گفت. این روایت را ببینیم.روایت یک پزشک از دوران جنگ
مداوای مردمی که محاصرهمان کرده بودند
گفتوگو و تنظیم: احمدرضا امیری سامانی
فقط با هلیکوپتر برای هماهنگیِ امکانات مجروحها به ارومیه و تبریز میرفتم. یعنی کلاً از مسیر هوایی و با هلیکوپتر میرفتیم سردشت و برمیگشتیم. همیشه هم مشکل کمبود امکانات داشتیم. چون مثلاً مجروح فقط با ملافه و پتو میآمد اینجا، اما از اینجا با لوله تراشه، کپسول اکسیژن، برانکارد و امکانات دیگر اعزام میشد به ارومیه و سنندج. این وسایل را دیگر برنمیگرداندند. محاصره هم که بودیم....
159
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه سوم: نقصپوشی (پوشاندن خلأ سند با روایت شفاهی)
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۸ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «خاطره یا تاریخ شفاهی در دوره معاصر، چه اهمیتی دارد؟» به دست آمده است؛ هرچه به دوره معاصر نزدیکتر میشویم، اسناد رسمی یا در دسترس نیستند یا تحت تأثیر دروازهبانی اطلاعات و دستکاریهای سیاسی قرار دارند؛ در این وضعیت، خاطره (به عنوان ماده خام تجربهزیسته) و تاریخ شفاهی (به عنوان روشِ راستیآزمایی و تحلیل) نه رقیب یکدیگر، بلکه دو لایه از یک پل وجودی هستند...





