هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-47
مجتبی الحسینی
ترجمه: محمدحسین زوارکعبه
خبرهای ماه؛ بهمن 1398
تدارک بانک اطلاعاتی برای تاریخ شفاهی انقلاب
به کوشش: سایت تاریخ شفاهی
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارشها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانههای مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از بهمن 1398 را میخوانید.خاطرات مجید عراقینیا
مجید عراقینیا، رزمنده گردان امدادگری و مخابرات در سالهای دفاع مقدس، مهمان صدوپنجمین برنامه شب خاطره (2 خرداد1381) بود. او درباره دیدههای خود در 16 بهمن 1362 در شلمچه و ترمیم خط مخابراتی اروندرود خاطره گفت. این روایت را ببینیم.نگاهی به کتاب «پاییز پنجاه سالگی»
خودش را به اتوبوس شهادت «سوریه» رساند!
سیده پگاه رضازاده
در جفیر بودیم که یک شب محمد جمالی برای شناسایی رفت. دیروقت شده و برنگشته بود. توی سنگر، کنار بچهها دراز کشیده بودم؛ اما خواب به چشمهام نمیآمد. حدود سه چهار صبح، سایه قدبلندی دم سنگر دیدم. فهمیدم خودش است. نگاهی به بچهها انداخت و دم در دراز کشید. 10 دقیقه یک ربع بعد بلند شد و نوک پایی بیرون رفت...سیصدودهمین برنامه شب خاطره- 3
روایتِ سوریه
مریم رجبی
روش عملیاتی داعش اینطور بود که با انتحاری عملیات میکردند؛ یعنی میزدند و جایی را باز میکردند. اگر فیلم شهید حججی را دیده باشید، مشخص است وقتی ماشین با پنج مواد منفجره میآید و منهدم میکند، تا 500 متر فاصله مغز انسان را از کار میاندازد. این موج انفجار جوری کار میکند که انسان امکان تمرکز هم ندارد. ما دور تا دور این نیروگاه را مواد منفجره گذاشته بودیم که نتوانند وارد شوند.هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-46
مجتبی الحسینی
ترجمه: محمدحسین زوارکعبه
عبدالرحیم سعیدیراد، شاعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس:
سرنیزه مأموران شاه حریف اعلامیههای امام(ره) نمیشد!
گفتوگو و تنظیم: سیده پگاه رضازاده*
با صدای رسایش شعارش را با گوش خودم شنیدم. فرمانده نظامیان با شنیدن این شعار که حالا چند نفر هم آن را تکرار میکردند، تیر هوایی زدند. این صحنه را با چشمان خودم دیدم. مردم با شنیدن صدای تیر متفرق شدند و پا به فرار گذاشتند. من با دمپایی در این تظاهرات شرکت کرده بودم. دمپاییام را از پا درآوردم و زیر بغلم زدم تا سریعتر به همراه جمعیت بدوم.بخش ششم «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران»
سلبریتی شدنِ خاطرهگیر، خاطرهکار و خاطرهنویس
بِشنو
مریم اسدی جعفری
تاریخ شفاهی، میدانی است که ذائقهها را تحریک میکند و باید حرف برای گفتوگو داشته باشد. آنچه که در صحبتهای دوستان دیدم، خلط مبحث و برابر دانستن تاریخ شفاهی با تاریخ مکتوب است. اصلاً اینها برابر و حتی قابل مقایسه نیستند. ذات تاریخ شفاهی، ذات وابستگی به تاریخ مکتوب است. برای همین هم نام تاریخ آینده را به خود گرفته و شخصیت مستقلی ندارد. تاریخ شفاهی، تاریخ آینده است.سیصدودهمین برنامه شب خاطره-2
بُعد فرهنگیِ حاجقاسم
مریم رجبی
عرض کردم که من کتابها را میخوانم، اگر رد کردنی بود که خودم رد میکنم و آنهایی را هم که قبول کردم چاپ شود، برای شما مینویسم. گاهی من برای اینکه یک روی جلد کتاب را خدمت حاجقاسم نشان دهم، یک طرح روی جلد کتاب را برمیداشتم، اینجا سوار هواپیما میشدم، کرمان نزد حاجقاسم میرفتم.خاطرات حسن براتی
مرحوم امیر سرتیپ حسن براتی، از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران در سالهای دفاع مقدس، مهمان صدوچهارمین برنامه شب خاطره (5 اردیبهشت1381) بود. او درباره عملیات فتحالمبین خاطره گفت. این روایت را ببینیم....
160
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه سوم: نقصپوشی (پوشاندن خلأ سند با روایت شفاهی)
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۸ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «خاطره یا تاریخ شفاهی در دوره معاصر، چه اهمیتی دارد؟» به دست آمده است؛ هرچه به دوره معاصر نزدیکتر میشویم، اسناد رسمی یا در دسترس نیستند یا تحت تأثیر دروازهبانی اطلاعات و دستکاریهای سیاسی قرار دارند؛ در این وضعیت، خاطره (به عنوان ماده خام تجربهزیسته) و تاریخ شفاهی (به عنوان روشِ راستیآزمایی و تحلیل) نه رقیب یکدیگر، بلکه دو لایه از یک پل وجودی هستند...





