خاطرات رحیم افشار

رحیم افشار، رزمنده دفاع مقدس و راوی کتاب «سایه تاک»، مهمان دویست‌وهشتادوچهارمین برنامه شب خاطره (مهر1396) بود. او درباره پاتک دشمن در سالگرد تأسیس حزب بعث عراق خاطره گفت. نبوی گفت: «بنده حقیر، یادگار یازده نفر از مجموعه پرسنلی هستم که 1362 وارد دسته خمپاره 120 میلی‌متری شدند و 1367 که جنگ تمام شد، دو نفر از جمع یازده نفر باقی مانده بودیم.

خاطرات احمد نبوی

سید احمد نبوی، فرمانده دفاع مقدس و راوی کتاب «برسد به دست خانم ف»، مهمان دویست‌وهشتادوچهارمین برنامه شب خاطره (مهر1396) بود. او درباره عملیات والفجر مقدماتی خاطره گفت. نبوی گفت: «زمستان 1361، عملیات والفجر مقدماتی انجام شد. این عملیات بعد از عملیات‌های فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان و محرم انجام شد.

خاطرات مجید یوسف‌زاده

مجید یوسف‌زاده، جانباز دفاع مقدس و رزمنده مدافع حرم، مهمان دویست‌وهشتادوچهارمین برنامه شب خاطره (مهر1396) بود. او درباره عملیات در سوریه و شهید محسن حججی خاطره گفت. یوسف‌زاده گفت: «ما در سوریه افراد بسیاری را داشتیم که اسیر شدند و سر از تن‌شان جدا کردند؛ اما چرا محسن حججی تا این حد نمود پیدا کرد؟ شاید یک تصویر و یا یک نگاه از او در هنگام اسارت، برای‌مان حرف‌ها زد.

خاطرات محمدکاظم تقوی

سرتیپ دوم پاسدار محمدکاظم تقوی، جانشین فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)، مهمان دویست‌وهشتادوسومین برنامه شب خاطره (شهریور 1396) بود. او درباره عملیات فتح‌المبین خاطره گفت. او گفت: «در دوران دبیرستان، به عنوان بسیجی به جبهه‌های نبرد رفتم. توفیق حضور در عملیات فتح‌المبین را داشتم. شهر شوش در تیررس مستقیم عراقی‌ها بود...

خاطرات جلال ستاره

سرتیپ دوم پاسدار جلال ستاره، معاون عملیات دریابانی فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)، مهمان دویست‌وهشتادوسومین برنامه شب خاطره (شهریور 1396) بود. او درباره عملیات والفجر مقدماتی و بعد از عملیات والفجر هشت خاطره گفت. او گفت: «در عملیات والفجر مقدماتی، در روزهای اولی که رفته بودیم، می‌دیدیم چاله‌هایی شبیه قبر کنده شده و شب‌ها افرادی می‌آیند و در آنها دعا و نیایش می‌کنند.

خاطرات رهام‌بخش حبیبی

سرتیپ دوم پاسدار رهام‌بخش حبیبی، معاون هماهنگ‌کننده فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)، مهمان دویست‌وهشتادوسومین برنامه شب خاطره (شهریور 1396) بود. او درباره اعزام به جبهه و شهید رحمان درویشی خاطره گفت.

خاطرات فرشید اسکندری

فرشید اسکندری، خلبان آزاده دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادودومین برنامه شب خاطره (مرداد 1396) بود. او درباره دوران اسارت خاطره گفت. او گفت: «من از سال 1352 با شهید حسین لشکری هم‌دوره بودم، سپس با هم به آمریکا اعزام شدیم و با هم در آنجا هم‌گردان بودیم. پس از بازگشت از آمریکا در دزفول با هم در دوره آموزشی بودیم...

خاطرات منیژه لشکری

منیژه لشکری، همسر آزاده شهید حسین لشکری، مهمان دویست‌وهشتادودومین برنامه شب خاطره (مرداد 1396) بود. او درباره بازگشت همسرش به خانه خاطره گفت. او گفت: «چیزی که حسین را در سال‌های اسارت خوشحال کرده بود، نامه‌ای بود که در سال 1374 از طرف من دریافت کرده بود...

خاطرات سید جواد پویان‌فر

ما در 27 شهریور با چهار فروند هواپیما، به همراه شهید لشکری به سمت زین‌القوس برای عملیات رفتیم. آنجا در خاک ما بود که عراقی‌ها گرفته بودند. آن‌ها ادعا می‌کنند ما جنگ را قبل از 31 شهریور آغاز کردیم که صحیح نیست و عراق پیش از آن، خاک ما را تصرف کرده بود.

خاطرات احمد مهرنیا

تابستان 1367 همان روز که منافقین به سمت اسلام‌آباد آمدند، من با ماشینم به سمت پایگاه دزفول می‌رفتم. وقتی رسیدم، آقای عبدالحمید نجفی و علی آئینی به عنوان اولین خلبانانی که اهل کرمانشاه بودند و در پایگاه دزفول خدمت می‌کردند...
1
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود